X
تبلیغات
معماری

معماری

well come ///////peyman abdali

نگه دارننده دستمال

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم تیر 1391ساعت 10:18  توسط پیمان  | 

بزرگترین برج دنیا........خدایا اون همه عظمت وتوان ایران وایرانی کو چرا نباید تو ایران باشه

نیشخند دات کام | NishKhand.Com

برج دوبی كه بلندترین آسمان خراش جهان است 3 ژانویه (14 دی) افتتاح مي‌شود . بیل بیکر، مهندس سازه و عمران و یکی از اعضای شرکت SOM (شیکاگو) این برج را طراحی کرده است

به گزارش خبرگزاری فرانسه شرکت إعمار، شرکت املاک معظمی که بخشی از آن تحت مالکیت دولت است و برج دبی، این سازه سوزن‌مانند فولادی، شیشه‌ای و بتونی را ساخته است،‌ از افشای ارتفاع دقیق آن پرهیز کرده است.

این شرکت که ظاهرا می‌خواهد تا آخرین لحظات حالت تعلیق در مورد برج دبی را حفظ کند، تنها گفته است که این برج ارتفاعی بالای 800 متر دارد که بسیار بالاتر از بلندترین آسمانخراش فعلی جهان، برج 101 تایپه در تایوان است که 508 متر ارتفاع دارد.

نیشخند دات کام | NishKhand.Com

بیل بیکر، مهندس سازه و عمران و یکی از اعضای شرکت SOM در شیکاگو که این برج را طراحی کرده است، گفت که برج دوبی معیار جدیدی را ایجاد خواهد کرد.

او گفت: "ما فکر می‌کردیم که این برج اندکی بلندتر از بلندترین برج موجود جهان، برج 101 تایپه می‌شود،‌ اما شرکت إعمار به تقاضا برای بلندتر کردن برج ادامه داد،‌اما ما نمی‌دانستیم تا چه حدی می‌توانیم بالا برویم."

"ما می‌توانستیم ساختمان را مانند کوک کردن یک ابزار موسیقی، تنظیم کنیم. هر چه بالاتر می‌رفتیم، کشف می‌کردیم که با انجام دادن این فرآیند... می‌توانیم به ارتفاع‌هایی بسیار بالاتر از حدی که فکر می‌کردیم در حد توانایی‌مان است، برسیم."

"ما از ساختن برج دوبی بسیار آموختیم. به نظر من اکنون می‌توانیم برج به ارتفاع یک کیلومتر را به آسانی بسازیم. من در مورد توانایی‌مان برای بالاتر رفتن خوش‌بین هستم."

این برج 160 طبقه که از 330 میلیون متر مکعب بتون و 31400 تن فولاد ساخته شده است، را می‌توان از فاصله 95 کیلومتری دید.

برج دوبی 57 آسانسور دارد که افراد را به 1044 آپارتمان و 49 فضای اداری و نیز یک هتل با نشان جورجیو آرمانی منتقل می‌کند.

یک طراحی مارپیچی Y مانند این برج را آدریان اسمیت معمار SOM انجام داده است، برای حمایت از هسته ساختاری برج، که با بالاتر رفتن باریک می‌شود، به کار رفته است. در ارتفاع بالاتر برج به یک ساختار فولادی بدل می‌شود که منار مخروطی عظیمی در راس آن قرار گرفته است.

در مراحل نهایی ساختمان برج، بتون تا ارتفاع 605 متری بالا کشیده شد، که یک رکورد جهانی به حساب می‌آید.

جرج افستاتیو، مدیر اصلی پروژه در SOM گفت که شکل Y سه پایه، یک قاعده پایدار برای برج فراهم می‌آورد.

او گفت: "ما از این طراحی پایه‌ای را انجام دادیم و ارجاعاتی به هندسه اسلامی و قوس‌های زاویه‌دار به کار بردیم...و در حالیکه با این شکل به صورت عمودی به بالا می‌رفتیم، آن را باریک کردیم تا با مسئله باد در ارتفاعات بالا مقابله کنیم."

"این ساختمان بسیار آرام است. این ساختمان بسیار آرام‌تر از بسیاری از برج‌های بلند دیگر است. و در موارد بسیاری اصلا متوجه توفان‌ها نخواهید شد."

تخمین زده می‌شود ساختن برج دوبی که در سال 2004 آغاز شد، یک میلیارد دلار هزینه داشته است.

این پروژه را شرکت مهندسی و ساختمان سامسونگ کره جنوبی، گروه بیسیکس بلژیک و شرکت عرب‌تک امارات متحده عربی اجرا کردند.

این آسمانخراش در مرکز یک منطقه خرید جدید 20 میلیارد دلاری قرار می‌گیرد که شامل 30000 آپارتمان و یک مجتمع بزرگ فروشگاهی است که گفته می‌شود با فضایی برای 1200 مغازه بزرگترین مرکز خرید مسقف جهان است.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم دی 1388ساعت 22:18  توسط پیمان  | 

زیباترین مساجد و عبادتگاه های جهان


http://pix98.org/modules.php?name=News&file=article&sid=312 زیباترین مساجد جهان

mosque02.jpg

mosque03.jpg

mosque04.jpg

mosque05.jpg

mosque06.jpg

زیباترین مساجد جهان

mosque07.jpg

mosque08.jpg

mosque09.jpg

http://pix98.org/modules.php?name=News&file=article&sid=312 مسجد های زیبا

mosque11.jpg

mosque12.jpg

مساجد و عبادت گاه های زیبا

mosque13.jpg

عبادت گاه های زیبا

mosque15.jpg

mosque16.jpg

mosque17.jpg

mosque18.jpg

mosque19.jpg

مسجد و عبادت گاه زیبا http://pix98.org/modules.php?name=News&file=article&sid=312

mosque21.jpg

name

mosque23.jpg

mosque24.jpg

mosque25.jpg

mosque26.jpg

معماری مسجد http://pix98.org/modules.php?name=News&file=article&sid=312

مساجد زیبا با طرح زیبا

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم مرداد 1388ساعت 10:3  توسط پیمان  | 

عكسهایى از عجیب ترین كلبه های دنیا



یا احلى النومه خصوصا بالبرد
لان الالوان تشعر بالدفء


 

یاسلام على فنجان القهوه الخطیر.
 

یاالله بدك تتابع مباریات المنتخب

على التلفزیون.

شیء من الانتعاش

شیء من الانتعاش

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 11:45  توسط پیمان  | 

عکسهای دیدنی از طراحی خلاقانه یک کافی شاپ

سایت بزرگ تفریحی آموزشی www.pcparsi.com 

سایت بزرگ تفریحی آموزشی www.pcparsi.com 

سایت بزرگ تفریحی آموزشی www.pcparsi.com 

سایت بزرگ تفریحی آموزشی www.pcparsi.com 

سایت بزرگ تفریحی آموزشی www.pcparsi.com 

سایت بزرگ تفریحی آموزشی www.pcparsi.com 

سایت بزرگ تفریحی آموزشی www.pcparsi.com

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 11:43  توسط پیمان  | 

طراحی با مداد.(فوق العاده زیبا)

یکی از اصول مهم در طراحی اینه که بتونیم جنس چیزی که داریم طرحش رو می کشیم نشون بدیم. این جنس می تونه نرم، ضمخت، سفت، شفاف یا هر جور دیگه باشه. در این آثار طراحی که به نقاشی هم نزدیک هستند می تونید این اصل رو کاملاً مشاهده کنید.

اینجا به جنس چسب ها توجه کنید

download.jpg

برجستگی دستها کاملاً طبیعیه

download(1).jpg

تفاوت یک پوست پیر با جوان. خطوط ریز و موازی روی دست پیر به همراه سایه هایی از رگها
و همینطور تیره تر بودن دست پیر

download(2).jpg

جنس آجرها به خوبی نمایش داده شده

download(3).jpg

لطافت دست جوان رو می تونید احساس کنید

download(4).jpg

download(5).jpg

پوست تخم مرغها و جنس دیوار که به کمک جنس کاغذ انتخاب شده در میاد.
به شفافیت سفیده تخم مرغ شکسته دقت کنید

download(6).jpg

بهترین نمایش یک جنس خاص

download(7).jpg

پوست این پیازها خشک و ترد هست

download(8).jpg

یکی از سخت ترین کارها طراحی از اجسام داخل شیشه است. گاهی اوقات اصلاً تشخیص نمی دین چی دارین می بینین!
یکی از راههای کمکی بستن یک چشم و یا تار نگاه کردن به موضوع هست.

download(9).jpg

به نظر شما چرا این طرح به اندازه طرح بالایی واقعی به نظر نمی رسه؟ چون رنگهای تیره در اون کمتر به کار رفته و در حقیقت کانتراست کلی کار پایین اومده. استفاده بجا و متناسب از رنگهای روشن و تیره به اندازه لازم می تونه کار شما رو حقیقی تر جلوه بده.

download(10).jpg

شاید فکرش رو هم نکنید که سخت ترین قسمت این طراحی نشون دادن جنس چوب در هست!
به سایه روشن های ریز و بدون الگوی اون توجه کنید.

download(11).jpg

بخشی از آثار

 

+ نوشته شده در  جمعه هفتم فروردین 1388ساعت 13:55  توسط پیمان  | 

سال نو بر شما دوستانه عزیزتر از جونم مبارک باشه

سال 1388 مبارک ! :)
29 اسفند 87 - 22:20

اس ام اس تبریک عید نوروز1388

 

دوستان عزیزم !!! فرا رسیدن عید نوروز رو به شما تبریک می گم

><(((>   ><(((>  ><(((>

و یک دنیـــــــــــا ممنونم از تمام دوستان بسیار عزیزی که برام پیام گذاشته بودند.. خیلی شرمنده می شم که نمی تونم تک تک پیامهاتونو پاسخ بدم. خیلی خیلی لطف دارید و خیلی زیـــاد دوستتون دارم

  سال خوبی رو براتون آرزو دارم

><(((>   ><(((>  ><(((>

 

22-haftsin.jpg


 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 22:34  توسط پیمان  | 

ایران در زمان هخامنشیان




cheshm.gif

چشم  بد  بترکه4.gif

 



ایران در زمان هخامنشیان

32.JPG

ایران در زمان ساسانیان

34.JPG

ایران در زمان داریوش و خشایار شا

33.JPG

نام خلیج فارس در نقشه های قدیم عرب

41.JPG

 

25.JPG

 

نمایی دیگر از تخت جمشید با شکوه

47.JPG

 

28.JPG

سنگ نبشته های کوه بیستون

43.JPG


 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 17:39  توسط پیمان  | 

اگه دایره ها می چرخند بدون كه خیلی وقته پشت كامپیوتری چشمات خسته شدن .خطای دید بسیار جالب...

اگه دایره ها می چرخند بدون كه خیلی وقته پشت كامپیوتری

چشمات خسته شدن

.


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387ساعت 20:9  توسط پیمان  | 

زیبا ترین معابد جهان

این صومعه واقع است در ارتفاع 3120 متری بر روی صخره ای بسیار پرمخاطره در دره Paro در کشور بوتان.

Tigers-Nest.jpg


Wat Rong Khun
متفاوت از تمام معابد بودایی جهان در چیانگ مای تایلند . ساخت این معبد از سال 1998 آغاز و در 2008 پایان یافت.

wat-rong-khun.jpg



Prambanan
یک معبد هندو در جاوای مرکزی در اندونزی. این معبد در سال 850 پس از میلاد ساخته شده و از 8 زیارتگاه اصلی و 250 زیارتگاه کوچکتر در اطرافش تشکیل شده است.

parambanan.jpg



Shwedagon Paya یا Pagado
از زمان ساخت دقیق آن اطلاعی در دست نیست. به گفته برخی افسانه ها بیش از 2500 سال قدمت دارد ولی باستانشناسان تاریخ ساخت آنرا بین قرون 6 و 10 میلادی تخمین می زنند. این معبد در میانمار (برمه) واقع شده است.

pagado.jpg



Temple of Heaven
معبد بهشت یک معبد تائوئیست است واقع در پکن و در قرن 14 میلادی توسط پادشاه سلسله Yongle of the Ming ساخته شد.

temple-heaven.jpg



Chion-in
این معبد در سال 1234 میلادی برای احترام به بنیانگزار Jodo (Pure Land) Buddhism که کشیشی به نام Honen بود ساخته شد. این معبد در شهر کیوتوی ژاپن است.

chion-in.jpg



Borobudur
در قرن نوزدهم اشغالگران هلندی معبد ویران شده بسیار عظیم و کهنی را در اعماق جنگل جاوا در اندونزی یافتند. آنچه که آنها یافتند ساختار غول پیکری است که بیش از 55000 متر مکعب سنگ در آن بکار رفته است. این معبد نزدیک به 2700 تخته سنگ حجاری برجسته و 504 مجسمه بودا دارد.

borobudur.jpg



Harmandir Sahib
به معنی منزلگاه خداوند یا به زبان ساده معبد طلایی (Golden Temple) است که در پنجاب هندوستان واقع است و از مهمترین معابد مقدس Sikhism ها بشمار میرود.

golden-temple.jpg



Srirangam یا Sri Ranganathaswamy
 واقع در شهر Tiruchirapalli در جنوب شرقی هندوستان بزرگترین معبد فعال هندوها در دنیاست. البته Ankor Wat که در زیر آمده است از این بنا بزرگتر است ولی در حال حاضر فعالیت نمی کند.

srirangam.jpg



Ankor Wat
بزرگترین معبد تاریخ و الهام بخش داستانها و فیلمهای هالیوودی. واقع در کامبوج شهر آنگکور.


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت 23:27  توسط پیمان  | 

متن وصیت داریوش

متن وصیت نامه داریوش : اینک که من از دنیا می روم، بیست و پنج کشور جز امپراتوری ایران است و در تمامی این کشورها پول ایران رواج دارد و ایرانیان درآن کشورها دارای احترام هستند و مردم آن کشورها نیز در ایران دارای احترامند، جانشین من خشایارشا باید مثل من در حفظ این کشورها کوشا باشد و راه نگهداری این کشورها این است که در امور داخلی آن ها مداخله نکند و مذهب و شعائر آنان را محترم شمرد. اکنون که من از این دنیا می روم تو دوازده کرور دریک زر در خزانه داری و این زر یکی از ارکان قدرت تو می باشد، زیرا قدرت پادشاه فقط به شمشیر نیست بلکه به ثروت نیز هست. البته به خاطر داشته باش تو باید به این حزانه بیفزایی نه این که از آن بکاهی، من نمی گویم که در مواقع ضروری از آن برداشت نکن، زیرا قاعده این زر در خزانه آن است که هنگام ضرورت از آن برداشت کنند، اما در اولین فرصت آن چه برداشتی به خزانه بر گردان . مادرت آتوسا ( دختر کورش کبیر ) بر گردن من حق دارد پس پیوسته وسایل رضایت خاطرش را فراهم کن . ده سال است که من مشغول ساختن انبارهای غله در نقاط مختلف کشور هستم و من روش ساختن این انبارها را که از سنگ ساخته می شود و به شکل استوانه هست در مصر آموختم و چون انبارها پیوسته تخلیه می شود حشرات در آن به وجود نمی آید و غله در این انبارها چندین سال می ماند بدون این که فاسد شود و تو باید بعد از من به ساختن انبارهای غله ادامه بدهی تا این که همواره آذوغه دو یاسه سال کشور در آن انبارها موجود باشد و هر سال بعد از این که غله جدید بدست آمد از غله موجود در انبارها برای تامین کسری خوار و بار استفاده کن و غله جدید را بعد از این که بوجاری شد به انبار منتقل نما و به این ترتیب تو برای آذوقه در این مملکت دغدغه نخواهی داشت ولو دو یا سه سال پیاپی خشک سالی شود . هرگز دوستان و ندیمان خود را به کارهای مملکتی نگمار و برای آنها همان مزیت دوست بودن با تو کافیست، چون اگر دوستان و ندیمان خود را به کار های مملکتی بگماری و آنان به مردم ظلم کنند و استفاده نا مشروع نمایند نخواهی توانست آنها را مجازات کنی چون با تو دوست اند و تو ناچاری رعایت دوستی نمایی. کانالی که من می حواستم بین رود نیل و دریای سرخ به وجود آورم ( کانال سوئز ) به اتمام نرسید و تمام کردن این کانال از نظر بازرگانی و جنگی خیلی اهمیت دارد، تو باید آن کانال را به اتمام رسانی و عوارض عبور کشتی ها از آن کانال نباید آن قدر سنگین باشد که ناخدایان کشتی ها ترجیح بدهند که از آن عبور نکنند . اکنون من سپاهی به طرف مصر فرستادم تا این که در این قلمرو ، نظم و امنیت برقرار کند، ولی فرصت نکردم سپاهی به طرف یونان بفرستم و تو باید این کار را به انجام برسانی، با یک ارتش قدرتمند به یونان حمله کن و به یونانیان بفهمان که پادشاه ایران قادر است مرتکبین فجایع را تنبیه کند . توصیه دیگر من به تو این است که هرگز دروغگو و متملق را به خود راه نده، چون هر دوی آنها آفت سلطنت اند و بدون ترحم دروغگو را از خود بران. هرگز عمال دیوان را بر مردم مسلط مکن و برای این که عمال دیوان بر مردم مسلط نشوند، قانون مالیات را وضع کردم که تماس عمال دیوان با مردم را خیلی کم کرده است و اگر این قانون را حفظ نمایی عمال حکومت زیاد با مردم تماس نخواهند داشت . افسران و سربازان ارتش را راضی نگاه دار و با آنها بدرفتاری نکن، اگر با آنها بد رفتاری نمایی آن ها نخواهند توانست مقابله به مثل کنند ، اما در میدان جنگ تلافی خواهند کرد ولو به قیمت کشته شدن خودشان باشد و تلافی آن ها این طور خواهد بود که دست روی دست می گذارند و تسلیم می شوند تا این که وسیله شکست خوردن تو را فراهم کنند . امر آموزش را که من شروع کردم ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنویسند تا این که فهم و عقل آنها بیشتر شود و هر چه فهم و عقل آنها بیشتر شود تو با اطمینان بیشتری حکومت خواهی کرد . همواره حامی کیش یزدان پرستی باش، اما هیچ قومی را مجبور نکن که از کیش تو پیروی نماید و پیوسته و همیشه به خاطر داشته باش که هر کسی باید آزاد باشد تا از هر کیشی که میل دارد پیروی کند . بعد از این که من زندگی را بدرود گفتم ، بدن من را بشوی و آنگاه کفنی را که من خود فراهم کردم بر من بپیچان و در تابوت سنگی قرار بده و در قبر بگذار ، اما قبرم را مسدود مکن تا هر زمانی که می توانی وارد قبر بشوی و تابوت سنگی من را آنجا ببینی و بفهمی که من پدرت پادشاهی مقتدر بودم و بر بیست و پنج کشور سلطنت می کردم مردم و تو نیز خواهید مرد زیرا که سرنوشت آدمی این است که بمیرد، خواه پادشاه بیست و پنج کشور باشد ، خواه یک خارکن و هیچ کس در این جهان باقی نخواهد ماند، اگر تو هر زمان که فرصت بدست می آوری وارد قبر من بشوی و تابوت مرا ببینی، غرور و خودخواهی بر تو غلبه نخواهد کرد، اما وقتی مرگ خود را نزدیک دیدی، بگو قبر مرا مسدود کنند و وصیت کن که پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا این که بتواند تابوت حاوی جسدت را ببیند. زنهار، زنهار، هرگز خودت هم مدعی و هم قاضی نشو، اگر از کسی ادعایی داری موافقت کن یک قاضی بی طرف آن ادعا را مورد رسیدگی قرار دهد و رای صادر کند، زیرا کسی که مدعیست اگر قضاوت کند ظلم خواهد کرد. هرگز از آباد کردن دست برندار زیرا که اگر از آبادکردن دست برداری کشور تو رو به ویرانی خواهد گذاشت، زیرا قائده اینست که وقتی کشوری آباد نمی شود به طرف ویرانی می رود، در آباد کردن ، حفر قنات ، احداث جاده و شهرسازی را در درجه اول قرار بده . عفو و دوستی را فراموش مکن و بدان بعد از عدالت برجسته ترین صفت پادشاهان عفو است و سخاوت، ولی عفو باید فقط موقعی باشد که کسی نسبت به تو خطایی کرده باشد و اگر به دیگری خطایی کرده باشد و تو عفو کنی ظلم کرده ای زیرا حق دیگری را پایمال نموده ای . بیش از این چیزی نمی گویم، این اظهارات را با حضور کسانی که غیر از تو اینجا حاضراند کردم تا این که بدانند قبل از مرگ من این توصیه ها را کرده ام و اینک بروید و مرا تنها بگذارید زیرا احساس می کنم مرگم نزدیک شده است

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم بهمن 1387ساعت 20:35  توسط پیمان  | 

salam va khosh amad goi be...

395909fpfw4jkt7l.gif 

500818fohu7zoi07.gifbe shoma doste azizam500818fohu7zoi07.gif

 

78967ilzkxxjski.gif78967ilzkxxjski.gif78967ilzkxxjski.gif78967ilzkxxjski.gif78967ilzkxxjski.gif


  peyman.abdali  

00020121.gif
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت 17:4  توسط پیمان  | 

hi .wel come

hiicpcvr.gif


2904.GIF من که تازه همراه شدم باهاش2904.GIF

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 15:14  توسط پیمان  | 

زیباترین پل های


زیباترین پل های

:

This image has been resized. Click this bar to view the full image. The original image is sized 720x484.

زیباترین پل های جهان
This image has been resized. Click this bar to view the full image. The original image is sized 720x479.


This image has been resized. Click this bar to view the full image. The original image is sized 720x538.


This image has been resized. Click this bar to view the full image. The original image is sized 720x540.


This image has been resized. Click this bar to view the full image. The original image is sized 720x540.


This image has been resized. Click this bar to view the full image. The original image is sized 720x540.

زیباترین پل های جهان













زیباترین پل های جهان






+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم دی 1387ساعت 19:38  توسط پیمان  | 

Images

گودال مرگ در جنگل های ولگا در روسیه

 

Путишествие к центру Земли !

198739_196678.jpg

198739_196679.jpg

198739_196680.jpg

198739_196681.jpg

198739_196682.jpg

 


+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 23:29  توسط پیمان  | 

i قدیمی‌ترین و دیدنی ترین شهرهای دنیا

 

Persianv.com At site

Persianv.com At site

Persianv.com At site

Persianv.com At site

Persianv.com At site

Persianv.com At site

Persianv.com At site

Persianv.com At site

Persianv.com At site

Persianv.com At site

Persianv.com At site

Persianv.com At site

Persianv.com At site

Persianv.com At site

Persianv.com At site

Persianv.com At site

Persianv.com At site

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 9:50  توسط پیمان  | 

لزوم تاکید بر شناخت مصالح :


لزوم تاکید بر شناخت مصالح :
در مورد لزوم شناخت مصالح دو جهت گیری کلی میان آموزگاران معماری وجود دارد ، عده ای مصالح و جزئیات آن را در فرآیند ایده پردازی اساسی نمی پندارند و با اینکه حتی برخی از معماران بزرگ که به واسطه آثار بزرگ خود به اشتهار رسیده اند ، در پرداختن به مصالح و جزئیات معماری بسیار ضعیف بوده اند ( رودلف شیندلر ، لوکوربوزیه ) اما با این حال حقیقت این است که کاربرد شایسته مصالح وجه تمایز پروژه با دوام از پروژه بی دوام و کم عمر است .
کاربرد مصالح مناسب ، ساختمانی واقعی را از طرحی نمایشی متمایز می کند . مصالح نه تنها بعد و ضخامت بلکه نیرو و صدا نیز دارند . اگر به چوب و سنگ ضربه هایی یکسان بزنید صداهای متفاوتی ایجاد می کنند . اگر به دیوار گچی ، به مصالح بنایی ، و سپس به دیواری گچی از پانلهای پیش ساخته 4*2 متر ضربه بزنید . ، صداهای متفاوتی را خواهید شنید . زمانی که به جای گچ مصالحی ساختگی و تخته سه لای رنگ شده به کار می رود ، مسئله حتی وخیم تر است . نتیجه این کار چیزی است که به نظر مصالح بنایی می رسد ، اما با ضربتی آهسته یا برخورد چیزی به آن صدایی طبل مانند می دهد . این دقیقا همان موردی است که در بسیاری از ساختمانهای تاریخ گرای اخیر به چشم می خورد ، چرا که در این گونه موارد تقلید از فرم های گذشته از طریق مصالح نا مناسب حاصل شده است . کتابخانه مایگل گریوز در سن خوان کاپیسترانو نمونه ای بسیار مناسب است شما در رواقی قدم می زنید که بسیار شکوهمند است ، اما صدای ستونهای چوبی تو خالی حضور ساختگی آنها را بر شما آشکار می سازد حضوری که در تقابل با گذشته واقعی و صادقانه مصداق تاریخی مرجع آن قرار دارد .
لذا مصالح ، گوشت و پوست و استخوان معماری به شمار می آیند . و انتخاب مناسب آنها در طول اعصار دلمشغولی معماران بوده است . کاربرد و نسبیت تاکید بر آنها معماران و معماری های مختلف را از هم متمایز کرده است.

بتن :

1 – لازمه شناخت بتن و خواص آن :
بتن به مثابه ماده ساختمانی قرن
در سده بیستم بتن به عنوان مصالح ساختمانی قرن نتوانست انتظاراتی را که از خواص آن می رود را در کشور ما برآورده سازد و متاسفانه در بسیاری از موارد کاربرد آن با مشکلات ، ضایعات و خسارات مالی همراه بوده است البته مواردی نیز وجود داشته است که مهندسین ما با موفقیت کامل از بتن بهره گرفته اند .
ممکن است در سده بیست و یکم بتن مصالح ساختمانی قرن نباشد ، ولی بدون شک در ایران به عنوان یکی از مصالح عمده ساختمانی محسوب می شود ، بررسی ها نشان می دهد که در اکثر موارد عدم آگاهی دست اندر کاران تولید و مصرف کنندگان موجب عدم موفقیت بتن بوده است .
بنابراین در این تحقیق سعی شده است تا اطلاعاتی چند در مورد بتن و لزوم فراگیری این علم برای کلیه دست اندر کاران امر ساخت و ساز در کشور به خصوص ما دانشجویان معماری که در آینده گرداننده چرخ ساخت و ساز کشور هستیم در نظر گرفته شود . امید است این تحقیق باعث آشنایی بیشتر ما با بتن و خواص آن شود و انگیزه لازم را جهت به روز رسانی و همگامی ما با دنیا را سبب شود .

2 – کاربرد :
مصالح را می توان از نظر کاربرد در ساختمان به دو دسته کلی تقسیم کرد
1 – باربر
2 – غیر باربر
در این میان ممکن است یک نوع مصالح در هر دو قسمت ایفای نقش نماید مثلا آجر که هم می تواند به عنوان مصالح باربر و هم غیر باربر مورد برسی قرار گیرد .
در هر حال بتن تنها به عنوان مصالح باربر مورد توجه قرار می گیرد لذا با توجه به نوع اسکلت ساختمان اعم از فلزی و غیر فلزی تقش سازه ای را ایفا می کنند و با تحمل ، دریافت و انتقال تمامی بار های یک ساختمان به زمین باعث ایستایی ساختمان می شود .


3 – تعریف :
سنگ دج ساختگی است که از در هم ریختن و بهم زدن دوغاب جسم چسبنده و دانه های سنگ و عمل آوردن مخلوط آن دو ساخته شده باشد . بتن سیمانی استخوان بندی ییست از دانه های سنگ که دوغاب سیمان سنگ شده دانه های سنگ را به یکدیگر چسبانده اند . بتن سیمانی برای بار گذاری سنگین استخوان بندی ییست از دانه های سنگ دانه بندی شده با کمترین جای خالی ، که دوغاب سیمان سنگ شده رویه دانه های سنگ را اندود کرده است ، جاهای خالی استخوان بندی سنگی را پر کرده است و دانه های سنگ را به هم چسبانده است . بتن جسم همگنی است که تاب Resistance (فشاری ) و بر هم جهندگی آن Elasticity آن بستگی بیشتر به :
الف- اندازه و جنس سیمانی که در بتن مصرف می شود .
ب - اندازه و جنس آبی که در بتن مصرف می شود .
ج - جنس دانه ها ی سنگ و دانه بندی آنها .
د - ساختن مصرف کردن ، عمل آوردن و حفظ کردن بتن .
ه - عمر بتن (2)




3-الف :
جنس سیمان :
سیمانهای ساختگی فر آورده هایی هستند که بیشتر جنسشان سیلیکات کلسیم است و با آب ترکیب می شوند ، دوغابشان در هوا و جایی که هوا نباشد می گیرد ، در هوا و در آب سخت می شود و سخت می ماند دانه های سنگ را به یکدیگر می چسباند و پس از سخت شدن در برابر نشت کردن آب و کم و زیاد شدن گرما پایدار می ماند .
در سال 1824 ، یک بنای انگلیسی ( Josef Aspdin اهل Leeds ) سیمان اختراعی خود را در انگلستان به ثبت رسانید . او سنگ آهک را و خاک رس را در هم آمیخت و آن را به روش تر آسیاب کرد و به حال لجن در آورد و آن را در کوره آهک پزی پخت .
سیمان پرتلند ساختگی : فر آورده ایست که از در هم آویختن سنگ آهک و خاک رس به نسبت وزنی 3 به 1 و آسیاب کردن مخلوط به روش خشک یا تر تا گرد یا لجن همگن شود ، پختن گرد یا لجن همگن در کوره تا رویه دانه های ریز مواد خام عرق کرده به همدیگر بچسبند و به شکل کلینگر در آید ، سرد کردن و آسیاب کردن کلینگر با کمی سنگ گچ . چون در آغاز اختراع شدن سیمان در انگلستان ، ملات سیمان پرتلند پس از گرفتن و سخت شدن ، به رنگ سنگهای جزیره پرتلند در می آمد آن را سیمان پرتلند نامیدند .
سیمان پرتلند ممتاز : سیمان پرتلندی است که تاب ملات آن به ویژه در روزهای نخست ساخت ملات بیشتر است سیمان پرتلند ممتاز مانند سیمان پرتلند ساخته می شود ،تنها در ساختن آن بیشتر دقت می کنند و مواد خام بهتری به مصرف می رسانند.
سیمانی که در بتن مصرف می شود هرچه مرغوبتر باشد بتن به دست آمده بهتر است .



مقدار سیمان :
کمترین سیمانی که در بتن مصرف می شود باید به اندازه ای باشد که دوغاب آن رویه دانه های سنگی را اندود کند و بیشترین مقدار سیمان در بتن باید به اندازه ای باشد که دوغاب آن رویه دانه های سنگ را اندود کرده و جاهای خالی استخوان بندی سنگی را هم پر کند . و اگر در ساخت بتن کمتر از این سیمان مصرف شود دانه های سنگ به خوبی به یکدیگر نمی چسبند . و تاب بتن کم می شود و هر گاه در ساختن بتن بیش از آن سیمان مصرف شود گذشته از آن که به نسبت اضافه شدن سیمان تاب بتن افزایش نمی یابد ، جنس گران و کم تاب سیمان جانشین جنس ارزان و پر تاب سنگ می شود .
بتن سازان تلاش می کنند که سیمان تنها برای چسباندن دانه های سنگ به هم به کار رود . و جاهای خالی بتن را با گرد سنگ سیلیس پر کنند . بخشی از گرد سیلیس در بخار خانه زیر فشار بخار آب با آهک آزاد سیمان ترکیب سیلیکات کلسیم می دهد و بخش دیگر جاهای خالی درون بتن را پر می کند .
با زیاد شدن سیمان در بتن عمل آوردن آن آسانتر می شود ، تاب و ضریب برجهندگی بتن افزایش می یابد پایداری بتن در برابر ساییدگی افزایش می یابد ، فولاد در بتن زنگ نمی زند و بتن آب بندی می شود ، اما جمع شدن بت در هنگام گرفتن افزایش می یابد . سیمان به کیلوگرم در متر مکعب بتن سنجیده می شود . و بسته به اندازه سیمان در بتن سه نوع بتن به وجود می آید :
- بتن کم مایه با 75 تا 150 کیلوگرم سیمان در متر مکعب بتن
- بتن میان مایه با 150تا 250 کیلوگرم سیمان در متر مکعب بتن
- بتن پر مایه با 250 تا 350 کیلوگرم سیمان در متر مکعب بتن

3 – ب :
آب و اندازه آن :
آبی که در ساخت بتن مصرف می شود باید آشامیدنی باشد و دارای جسمهایی که به بتن آسیب می رسانند نباشد ، گند آبها ، پسابها ، فاضلاب شهر ها ، آب مردابها و مانند اینها را نباید در ساختن بتن مصرف کرد و اگر ناگزیر از مصرف کردن آنها باشند ، باید پیوسته آن را آزمایش کنند.
اندازه آب برای ساختن بتن بستگی دارد به شلی و سفتی بتن ، درشتی دانه های سنگی ، نمناکی دانه های سنگی ، زبری رویه دانه های سنگی ،شکل دانه های سنگ ، گرما و خشکی هوا هنگام ساختن بتن و مسائلی از این نظیر .
هرچه بتن سفت تر و دانه های سنگ درشت تر ، رویه دانه های سنگ نمناکتر ، صاف تر و دانه های سنگ گرد تر باشد برای ساختن بتن به آب کمتر نیاز است . هوا و آبی که در سوراخهای ریز بتن بماند آن را پوک می کند و از تاب بتن می کاهد . بتن پوک گذشته از آنکه تابش کم است ، در یخبندان نیز پایدار نیست زیرا آب در سوراخها ی آن نشت می کند ، در سرما یخ می زند ، حجم آب یخ بسته زیاد می شود و باعث ایجاد تنش در بتن می گردد . همین که این تنش از تاب کششی بتن زیادتر شود آن را میترکاند و بتن خرد می شود .
اندازه آبی که در ساختن بتن به مصرف می رسد ، به دو طریق قابل محاسبه است : یکی به وزن سیمان و دیگری به وزن جسمهای جامد ( سیمان و سنگ ) . گرفتن بتن باید هنگامی آغاز شود که بتن در جای مصرف ریخته شود . گذشته از جنس سیمان درشتی دانه های آن و کند و روانی دوغاب سیمان هم در زمان گرفتن آن اثر دارند . هرچه دوغاب سیمان کند روان تر باشد زودتر می گیرد . در هوای نمناک یک گرم سیمان پرتلند با 08/0 تا 22/0 گرم آب ترکیب می شود . هرچه نسبت وزنی آب در سیمان کمتر باشد ، دوغاب سیمان کند روان تر ( غلیظ تر ) می شود و تاب بتنی که با آن ساخته می شود و تاب بتنی که با آن ساخته شود افزایش می یابد . هرچه بیشتر دوغاب مصرف شود بتن بیشتر جمع می شود .
بخش اول - اثر آب در بتن در جریان ساخت
آب هیدراتاسیون:
وقتی بتن مخلوط می شود ، آب و سیمان برای مدت طولانی به سادگی در مجاورت یکدیگر باقی نمی مانند . پودر سیمان آب جذب می کند و واکنشهای شیمیایی هیدراتاسیون رخ می دهند و محصولات مختلفی با این واکنش ایجاد می شوند . تمامی این محصولات حاوی آب هستند اما کلیه آبها به شکل واحد نمی باشند . قسمتی از این آب به شکل شیمیایی ترکیب می شود ، یعنی به صورت بخشی از ماده مرکب در می آید مانند هیدروکسید کلسیم .

آب رانده شده به سطح بتن :
علاوه بر شکلهای مختلف آب هیدراتاسیون ، در بتن همچنین ممکن است کاملا متمایز از خمیر سیمان آب محبوس شده ای در هنگام آب انداختن بتن ایجاد شود به نظر می رسد که این آب از میان جرم بتن حرکت کند اما در حقیقت ذرات جامد هستند که در اثر نیروی ثقل ته نشین می شوند . چنانچه آّب رانده شده به طرف بالا به سطح قطعه بتنی برسد می تواند تبخیر گردد رابطه بین روند تبخیر و روند جایگزینی آب تبخیر شده بر توسعه جمع شدگی خمیری و احتمالا ترک خوردگی ناشی از جمع شدگی خمیری ناشی از جمع شدگی خمیری موثر است .
چنانچه آب به سطح رانده شود در مسیر خود به طرف بالا در زیر سنگدانه های درشت محبوس گردد منافذی را تشکیل می دهد که در طول زمان می تواند اثرات نا مساعدی در بر دوام بتن داشته باشد . ( از طریق فراهم نمودن مجاری که مواد مهاجم به راحتی می توانند به داخل آنها نفوذ کنند ) منافذ ناشی از آب انداختن در ابتدا با آب پر می شوند ، اما به مرور زمان این آب می تواند صرف تداوم هیدراتاسیون سیمان گردد و یا به طرف خارج حرکت نماید . اما حتی اگر به صورت آب در جای خود باقی بماند مسیرهای ترجیهی را برای نفوذ عوامل مهاجم به داخل بتن فراهم می نماید . میزان کم یا زیاد آب انداختن در یک مخلوط معین بستگی به برخی از خواص مخلوط دارد اما اینکه این آب زیر سنگدانه ها محبوس میشود یا خیر به اندازه سنگدانه ها و مهمتر ز همه به شکل دانه ها وابسته است . در سنگدانه ها ی پولکی امکان جلوگیری از حرکت آبی که به سمت بالا حرکت می کند و محبوس شدن آن خیلی بیشتر از سنگدانه هایی است که ابعاد یکسان داشته باشند . بنابراین مشاهده می شود اندرکنشی ما بین شکل سنگدانه ها و آب موجود در مخلوط بتن وجود دارد . چنانچه آب حاصل از آب انداختن به آسانی به سطح بتن برسد و تبخیر رخ دهد سبب کاستن از دمای نواحی سطح بتن می شود زیرا مقدار نسبتا زیادی از حرارت که برای تبخیر آب لازم است از این ناحیه گرفته می شود . این موضوع ممکن است در مناطق گرمسیر مفید واقع شود به ویژه آنکه دمای بتن در زمان گیرش بر توسعه مقاومت دراز مدت آن تاثیر خواهد داشت . دما در هنگام گیرش همچنین بر توسعه ترکهای حرارتی موثر است . چنانچه یک قطعه بتنی ابعاد نهایی خود را در یک دمای زیادتر بدست آورد ، کاهش بعدی دما ممکن سبب ایجاد ترک شود .

عمل آوری با آب
دمای سطح بتن پس از آنکه بتن گیرش حاصل نمود ، همچنین تحت تاثیر آبی که از خارج برای عمل آوری بتن به کار گرفته می شود قرار می گیرد چنانچه این آب تبخیر گردد حرارت از بتن گرفته می شود قرار می گیرد . و اگر آب عمل آوری سرد باشد ، بتن در اثر انتقال حرارت سرد می شود . این امر ممکن است در آب و هوای گرم سودمند باشد بالعکس چنانچه دما کاهش یابد و خطر یخ زدگی وجود داشته باشد عمل آوری با آب سرد می تواند خطرناک باشد . عموما عمل آوردن با آب باید خیلی زود آغاز شود و برای مدتی ادامه یابد . واضح است که آب عمل آوری نباید حاوی یونهایی باشد که به بتن یا میلگردهای داخل آن حمله نماید . آبهای مهاجم در بند های بعدی مورد بحث قرار خواهند گرفت . نباید از آب دریا برای عمل آوری قطعات بتنی حاوی میلگرد فولادی استفاده شود .
قابل توجه است که الزامات آب مخلوط بتن و آب عمل آوری یکسان نیستند . برای مثال آب خالص مانند آب مقطر یا آبهایی که املاح آن گرفته شده باشد برای مخلوط بتن کاملا مناسب است ، اما همانطور که بعدا اشاره خواهد شد این آبها به بتن سخت شده حمله خواهند کرد . بالعکس بسیاری از آبهای حاوی ترکیبات آلی که ممکن است در هیدراتاسیون سیمان دخالت نمایند ، وقتی که به عنوان آب عمل آوری مورد استفاده قرار می گیرند بی ضرر خواهند بود . تنها استثناء وقتی است که این ترکیبات ممکن است باعث از بین بردن رنگ سطح بتنی که در معرض دید قرار دارد بشود . بطور خلاصه باید یادآور شد که در گذشته وقتی از سیمان پر آلومین برای ساختمان سازی استفاده می شد ، سرد کردن شدید از طریق بکار بردن آب توسط تولید کنندگان این سیمان توصیه می شد . دلیل این امر آن بود که جلوگیری از افزایش زیاد دما در هنگام هیدراتاسیون سیمان از ایجاد پدیده ای به نام تبدیل محصولات هیدراته شده جلوگیری می کند و این موضوع توام با افت مقاومت بتن است . امروزه شناخته شده است که پدیده تبدیل را نمی توان از بین برد و در بسیاری از کشورها سیمان پر آلومین را نمی توان از بین برد و در بسیاری از کشورها سیمان پر آلومین را دیگر در ساختمان سازی به کار نمی برند . با توجه به سرد شدن سطح قطعه بتنی توسط آب عمل آوری ،باید احتمال اختلاف دما بین سطح و داخل بتن را در نظر داشت . اگر این اختلاف موجب ایجاد گرادیان حرارتی زیاد شود امکان به وجود آمدن تنش های حرارتی زیاد شود ، امکان ترک خوردن بتن وجود دارد . کاملا شناخته شده است که تامین آب برای عمل آوری در پیشرفت هیدراتاسیون سیمان در مخلوطهای با نسبت آب به سیمان متوسط و کم ضرورتی اجتناب نا پذیر است . در اغلب موارد این جنبه از عمل آوری با آب جنبه های حرارتی را تحت تاثیر قرار می دهد اما هر دوی این جوانب اندر کنش واضحی را بین آب عمل آوری و کیفیت بتن منتجه می سازد .

بخش دوم – در زمان بهره برداری :
جمع شدگی ناشی از خشک شدن :
در بحث از دست رفتن آب از بتن تازه یعنی قبل از گیرش ، جمع شدگی خمیری مطرح می شود . حال در اثر از دست رفت آب از بتن سخت شده نیز جمع شدگی ناشی از خشک شدن می تواند ایجاد شود و لیکن از دست رفتن تمام آب باعث جمع شدگی نمی شود . از دست رفتن تمام آب آزاد جمع شدگی ایجاد نمی نماید . پس از خارج شدن آب آزاد ، آب چسبیده به سطح آزاد راه می یابد و جمع شدگی رخ می دهد . تحت برخی شرایط جمع شدگی ناشی از خشک شدن می تواند منجر به ترک خوردگی و جمع شدگی گردد . که در واقع بزرگترین نقص بتن محسوب می شود و متداولترین علت مشکلات بتن در سازه هایی که در معرض هوا قرار می گیرند ، یعنی کلیه سازه ها به استثناء آنهایی که در آب قرار گرفته و یا کاملا در خاکی که مرطوب است جای می گیرند بنابراین جمع شدگی ناشی از خشک شدن معرف رابطه بویژه مهمی بین آب در بتن سخت شده و تغییر شکل و از هم گسیختگی آن است .

خزش :
خزش بتن که تغییر شکل وابسته به زمان ، تحت بار ثابت می باشد همچنین به حرکت آب وابسته است ، گو اینکه این مسئله پیچیده بوده و کمتر از حالت جمع شدگی مورد تایید قرار گرفته است . معهذا ثابت شده است که وقتی بتن تحت بار ثابت قرار دارد خشک می شود . انقباضی که به اسم خزش خشک شدن نامیده می شود اتفاق می افتد این خزش خشک شدن بیشتر از حالتی است که هرگونه حرکت آب به داخل و خارج آن تحت بار وجود داشته باشد ، تغییر شکل تحت شرایط اخیر را خزش بنیادی می نامند . بنابراین آب نقش مهمی در تغییر وابسته به زمان بتن تحت بار ثابت دارد . این نقش با نقشی که آب در جمع شدگی بتن وقتی که باری وارد نمی شود کاملا متفاوت است . مکانیزم این دو نوع خزش هنوز کاملا شناخته شده نیست البته از زمانی که کتاب جامعی در زمینه بتن در سال 1983 به چاپ رسیده ( به غیر از مجموعه مقالات داده شده در سمینارها ) پیشرفت کمی در این رابطه حاصل شده است امروزه هنوز مطالعات خزش ادامه دارد اما صرفا نه برای درک مکانیزم آن بلکه برای توسعه دادن مدل های ریاضی برای تخمین آن می باشد که هیچکدام تایید عمومی را به دست نیاورده اند . به نظر میرسد که درک مکانیزم خزش ، شامل نقش آب باید قبل از اتکاء به عبارات ریاضی پیچیده صورت گیرد .

تر و خشک شدن :
بتن خشکی که در تماس با آب قرار گیرد به سرعت آب جذب می کند . آب تدریجا به اعماق بیشتر قطعه بتنی نفوذ می کند و احتمال دارد که به سرعت اشباع کامل رخ دهد . این فرآیند برگشت پذیر می باشد اما نه با روندی یکسان خشک شدن بی اندازه به کندی صورت می گیرد به طوری که آن قسمتهایی از قطعه بتنی که به فرض بیشتر از 500 میلی متر از سطح خشک شده فاصله دارند ممکن است هرگز کاملا خشک نشوند و یا حداقل در عمر بهره برداری بتن این اتفاق نیفتد . تر و خشک شدن وسیله ای برای دخول املاح به داخل بتن می باشد زیرا محلول آنها به داخل بتن نفوذ می کند ولی فقط آب تبخیر می شود .

آب در بتن توانمند :
بتن توانمند بتنی است که الزامات ویژه مرکب عملکردی و یکنواختی را که معمولا نمی توان با به کار بردن مواد متشکله متعارف و روشهای مخلوط کردن ، در جا ریختن و عمل آوری به دست آورد ، ارضاء نماید بنا براین بتن توانمند بتنی است که در آن مشخصات ویژه ای برای کاربرد ها و شرایط محیطی مختلف توسعه می یابد . مثالهایی از مشخصه هایی که ممکن است در یک کاربرد بحرانی در نظر گرفته شوند عبارتند از سهولت در جا ریختن ، تراکم بدون جدا شدگی ، مقاومت اولیه زیاد ، خواص مکانیکی دراز مدت ، نفوذ پذیری ، چگالی ، حرارت هیدراتاسیون ، طاقت ، پایداری حجمی و عمر طولانی در شرایط رویارویی شدید .
در بتن توانمند وقتی نسبت آب به سیمان بسیار کم است جمع شدگی خود به خودی ممکن است توسعه یابد که فقط اخیرا به عنوان یک عامل مهم در رفتار بتن تشخیص داده شده است . جمع شدگی خود به خود مانند جمع شدگی ناشی از خشک شدن در اثر از دست رفتن آب از خمیر سیمان هیدراته شده رخ می دهد اما در اینجا از دست رفتن آب به علت مصرف شدن ان در واکنشهای شیمیایی مربوط به ادامه هیدراتاسیون می باشد نه در اثر حرکت آب به محیط اطراف همچنین در مقابله با آتش مشکل ویژه ای را تا آنجا که مربوط به آب داخل خمیر سیمان می شود ایجاد می نماید نفوذ پذیری خیلی کم این بتن ها به آن معنا است که آبی که هنوز در داخل خمیر سخت شده وجود دارد نمی تواند به آسانی به خارج راه یابد . دمای زیاد در جریان آتش سوزی سبب بخار شدن و همزمان افزایش حجم آبی که به صورت مایع بوده است می گردد . تغییر فاز و فشار بخار زیاد می تواند منجر به منفجر شدن قسمت خارجی بتن گردد در نتیجه تحت شرایط ویژه آنچه که در نظر بود به عنوان بتن توانمند عمل کند به عملکردی پایین تر از بتن معمولی منجر گردد . وقتی در جریان خاموش کردن آتش از آب سرد استفاده گردد بتنی که دمای سطح آن در مقابله با آتش بسیار زیاد شده است و یکباره در مقابل آب قرار می گیرد ، این عمل می تواند عواقب بسیار وخیمی برای بهره دهی و مقاومت بتن ببار آورد . بحث فوق نشان می دهد که اگرچه نسبت آب به سیمان خیلی کم است و لیکن بتن توانمند حساسیت فوق العاده ای را نسبت به آب نشان می دهد .

التیام پذیری خود به خود :
کاملا شناخته شده است که وجود ترک در بتن عملا اجتناب ناپذیر است . لیکن وقتی بتن با ترک های ریز سطحی در تماس با آب تماس با آب ساکن یا با سرعت کم قرار می گیرد التیام یافتن ترکهای آن امکان پذیر است . این عمل در اثر هیدراتاسیون سیمانی که تا آن زمان هیدراته نشده است و یا تشکیل کربنات کلسیم از هیدروکسید کلسیم که به خارج راه می یابد ( در صورتی که کربناته شدن رخ دهد ) صورت می پذیرد .

آبهای مهاجم :
ممکن است بتن در عمل در معرض آبهای مهاجم قرار گیرد . در بسیاری از کشورهای متداول ترین یون مخرب سولفات همراه با یکی از چندین کاتیون می باشد . در سایر آبها مکن است محصولات ناشی از محصولات جانبی شیمیایی حاصل از فرآیندهای شیمیایی و صنعتی وجود داشته باشند .
در برخی از مواضع آب شور در تماس با بتن می باشد . کلرید های موجود در چنین آبهایی چنانچه به داخل بتن راه یابند اغلب منجر به خوردگی میلگردهای فولادی می شوند . یادآوری این نکته مهم است که فقط املاح محلول به بتن حمله می کنند . چنانچه انباشته ای از سولفات کلسیم بر روی کف خشک بتنی قرار داشته باشد . عملکرد انباشته ای از نمک طعام یعنی کلرور سدیم ، بر روی بتن نیز به همین صورت است . فقط با این تفاوت که نمک طعام جاذب رطوبت بوده و اگر چنانچه هوا مرطوب باشد این نمک نهایتا محلولی را ایجاد می کند که در آنها یونهای کلرید وجود خواهند داشت و این یونها نهایتا به داخل بتن نفوذ می کنند ، ولی این عمل فقط می تواند در آب صورت پذیرد .
حتی آب خالص نیز در هنگام بهره برداری مفید نیست زیرا آب خالص در لوله ها و مجاری داخل بتن ، باعث تراوش هیدروکسید کلسیم از خمیر سخت شده سیمان می گردد . باران هایی که دور از هوای آلوده می برند آب نسبتا خالص می باشند و باعث تراوش هیدروکسید کلسیم می شوند .
چنانچه پس از بارش باران بتن در معرض خورشید قرار گیرد مواد تراوش یافته تشکیل سفیدک می دهند که گو اینکه این سفیدک به خودی خود مضر نمی باشد ولی بد منظره بوده و ظاهر بتن را زشت می کند .
دیگر بارانهای اسیدی می باشند که در اثر حل شدن برخی از گازهای بسیار مضر صنعتی در داخل آب در اتمسفر به وجود می آیند و توسط باد جا به جا می شوند . بارانهای اسیدی حاوی اسیدهای سولفوریک و نیتریک بوده و عدد pH آنها ممکن به کمی 5/4 یا حتی 4 باشد . اسید ها باعث خرده شدن سطح بتن می شوند.

خوردگی میلگرد :
خوردگی فولاد مدفون در بتن ، بصورت معمولی ناشی از کلرید ، فقط وقتی اتفاق می افتد که بتن به اندازه کافی مرطوب باشد طوری که آب منافذ بتواند به صورت الکترولیت عمل نماید . این فرآیند اجازه می دهد سلولهای الکترو شیمیایی توسعه یابند . بنا براین برای اینکه خوردگی ادامه یابد لازم است آب وجود داشته باشد .

بتن مقاوم در مقابل آب :
گاه سئوال می شود که آیا می توان با استفاده از بتن مقاوم در برابر آب از حمله آبهای مهاجم جلوگیری نمود ؟ در اینجا از عبارت ضد آب که در آیین BS نیز توصیه نشده است استفاده نمی شود ( شاید فقط به این خاطر که احتمالا بتن غیر قابل نفوذ آب قابل دستیابی نمی باشد . ) آنچه که قابل دستیابی است بتن با مقاومت زیاد در مقابل آب نفوذ است .
دلیل این امر چیست ؟ ماهیتا بتن یک ماده متخلخل می باشد . باید توجه داشت که تخلخل و نفوذ پذیری با یکدیگر متفاوتند اما بسیاری از منافذ داخل بتن به یکدیگر ارتباط دارند و لذا جابجایی آب به داخل و از میان بتن امکان پذیر است . مسئله فقط جریان آب نبوده بلکه پدیده های جابجایی دیگری نیز وجود دارند . . هرچه بتن متراکم تر باشد و حفره های بزرگ کمتری در آن وجود داشته باشند ، جابجایی آب از میان آن مشکل تر خواهد بود . به علاوه ساختار دقیق خمیر هیدراته شده سیمان درجه سهولتی را که آب می تواند از میان بتن حرکت نماید مشخص می کند . مقدار منافذ و ارتباط میان آنها از اهمیت ویژه ای برخوردار است . منافذ معمولا بوسیله اندازه و توزیع آنها ارزیابی می شوند ، وقتی که تعداد منافذ کم بوده ولی اندازه آنها بزرگ باشد و به یکدیگر ارتباط داشته باشند ، برای حجم معینی از منافذ ریز حجم کمتری از آب جا به جا می شود . تحت بسیاری از شرایط مقدار جا به جایی آب از میان بتن خیلی کم است ، اما به صورتی که معمولا بتن ساخته می شود همانند یک قشر آب بند پلاستیکی عمل نمی کند ، و لیکن اگر یک بتن کاملا آب بند مورد نیاز باشد در این صورت استفاده از مواد افزودنی آب بند کننده ( احتمالا آنهایی که همچنین دافع آب نیز هستند) یا بتن های ویژه مانند بتن پلیمری می توانند مورد استفاده قرار گیرند .
ذکر این نکته مهم است که این امر وابستگی زیادی به شرایط محیطی که یک قطعه بتنی معین با آن روبرو می شود دارد . برای مثال در مورد یک دیوار زیرزمین که اطراف آن آب وجود دارد و داخل آن خشک است قدری از جابجایی آب از میان دیوارها صورت خواهد گرفت . چنانچه تصور شود که با نصب یک دستگاه تهویه قوی در زیرزمین مشکل رطوبت حل خواهد شد اشتباه خواهد بود زیرا که هرچه اختلاف رطوبت بین دو طرف دیوار بتنی بیشتر شود آب بیشتری انتقال پیدا می کند . به همین صورت هرچه ارتفاع آب در خارج دیوار ( وقتی که عمق زیرزمین زیاد باشد ) زیادتر باشد آب بیشتری انتقال خواهد یافت . به هر حال شرایط محیطی و کیفیت بتن تنها عوامل آب بند شدن بتن نمی باشند . دیوار ها و کف های بتنی که با دقت ساخته می شوند بندرت یکپارچه بوده و عاری از ترک می باشند و ممکن است در معرض تغییر شکلهای نسبی غیر یکنواخت قرار گرفته باشند . چنانچه ساخت یک سازه آب بند در نظر باشد لازم است علاوه بر آنکه بتن با کیفیت مناسب استفاده می شود جزئیات مناسب نحوه استقرار میلگردها و احتمالا تامین نوارهای آب بند نیز در نظر گرفته شوند . این مورد در حوزه مسئولیت طراح سازه ساختمان قرار دارند و تکنولوژیست بتن به تنهایی مسئول آن نیست . باید روی واژه آب بند تاکید شود که به همان معنی غیر قابل نفوذ نمی باشد .

یخ زدن و ذوب شدن :
اثر مخرب چرخه های متوالی یخ زدن و ذوب شدن در بتن طی سالهای متمادی در بسیاری از نقاط جهان به خوبی شناخته شده است . به لحاظ اهداف این قسمت لازم است خاطر نشان شود عمل یخ زدن و ذوب شدن با موجودیت آب مترادف است . این آب ممکن است ، همان آب اولیه موجود در مخلوط بتن یا آبی که بعدا به داخل بتن نفوذ کرده باشد . مهم آن است که آب موجب آسیب دیدن بتن می گردد و این کار را با شدت انجام می دهد . آسیب ناشی از چرخه های متوالی یخ زدن و ذوب شدن به بتن سخت شده با آسیب وارده به بتن تازه و جوان در اثر یخ زدگی کاملا متمایز است . در حالت اخیر انبساط ناشی از تبدیل آب مایع به یخ موجب از هم پاشیدگی بتن می گردد که عموما غیر قابل جبران است البته آسیب چرخه های یخ زدن و آب شدن نیز به همین ترتیب است ولی آنچه به بحث حاضر مربوط می شود آن است که اثر یخ زدگی و چرخه های یخ زدن و ذوب شدن هر دو به وجود آب بستگی دارند و آب مقصر اصلی است .

کربناتاسیون :
دی اکسید کربن موجود در هوا می تواند با برخی از محصولات جانبی هیدراتاسیون سیمان از جمله هیدروکسید کلسیم ترکیب شود لیکن دی اکسید در حالت گازی نیست که واکنش می دهد بلکه وجود آب ضرورت دارد تا عامل واقعی یعنی اسید کربنیک ضعیف ایجاد گردد . بنا براین مشخص می شود که آب عامل اصلی کربناتاسیون در بتن است که قلیاییت خمیر سیمان هیدراته شده را در بتن کاهش می دهد و می تواند به خوردگی میلگرد منجر شود .

واکنش قلیایی سنگدانه ها :
دو نوع واکنش وجود دارند که یکی به سیلیس و دیگری به کربنات مربوط می شود که هر دوی آنها در سنگدانه ها وجود دارند و منشا اصلی قلیایی های سیمان می باشند . شاید بتوان تصور کرد که بحث در مور این واکنش مخرب خارج از محدوده این بحث باشد و لیکن این چنین نیست زیرا واکنشهای قلیایی سنگدانه ها فقط با وجود آب رخ می دهند . حتی اگر واکنشها تا آنجا توسعه یافته باشند که بتوانند آسیب هایی را ایجاد نمایند خشک کردن بتن باعث می شود که کلیه واکنشهای بعدی متوقف شوند آسیب وارده برگشت پذیر نبوده اما مسلما قابل متوقف شدن است . بدین ترتیب بار دیگر آب عامل اصلی فرآیند تخریب بتن محسوب می گردد .

بخش سوم : خواص ویژه :
اینک ممکن است مفید باشد که برخی از خواص بتن که به طور چشم گیری تحت تاثیر آب آزاد داخل بتن قرار می گیرند بیان شوند .

عایق حرارتی :
بتن عایق حرارتی نسبتا خوبی است و در این رابطه بتن سبک به ویژه موثر است . هدایت حرارتی بتن از اهمیت ویژه ای برخوردار است و تعریف آن عبارت است از نسبت جریان ورودی حرارت به شیب حرارتی . از آنجا که قابلیت هدایت هوا از آب کمتر است لذا قابلیت هدایت حرارتی بتن معین به درجه اشباع منافذ داخل بتن با آب بستگی دارد . این اثر بویژه در بتن سبک که در مقایسه با بتن معمولی از نسبت بیشتری از منافذ هوا برخوردار است چشمگیر است . برای مثال افزایش ده درصد در میزان رطوبت هدایت حرارتی بتن را به میزان 50 درصد افزایش می دهد . چنین نتیجه می شود که چنانچه خواص عایق حرارتی بتن حائز اهمیت باشد لازم است که بتن خشک گردد و به آن اجازه مرطوب شدن داده نشود . بنابراین مشاهده می شود که آب آزاد در بتن چه از مخلوط اولیه و یا آبی که به داخل بتن راه می یابد ، تاثیر قابل ملاحظه ای بر خواص عایق بودن حرارتی بتن در جریان بهره برداری خواهد داشت .

مقاومت الکتریکی : در بعضی از کاربرد ها خواص الکتریکی بتن حائز اهمیت است . مقاومت الکتریکی بتن به شدت تحت تاثیر درجه اشباع آن قرار دارد . برای مثال مقاومت الکتریکی بتن در هوا خشک شده در مرتبه 10000 و مقاومت الکتریکی بتن در گرمچال خشک شده در حدود 4 مرتبه بیشتر است . این موضوع نسبتا پیچیده است ، اما نکته حائز اهمیت آن است که جریان الکتریسیته عمدتا به صورت الکترولیت از میان بتن مرطوب هدایت می شود یعنی توسط یون های داخل آب که در منافذ مویینه قرار دارند . در شرایط کاملا یکسان هر چه آب این منافذ ( از هر منشایی ) کمتر باشد مقاومت الکتریکی بتن بیشتر خواهد شد . ( پروفسور A.M.NEVIL ترجمه هرمز فامیلی )

3 – ج :
جنس دانه های سنگی و دانه بندی آنها :
سنگی که در ساختن بتن مصرف می شود باید سالم باشد پوسیده نباشد و پوسیدگی هم نداشته باشد . در برابر اثرات جوی پایداری کند ، آب در آن اثر فیزیکی یا شیمیایی نداشته باشد . درجه سختی آن کمتر از 3 نباشد ، پوک نباشد و وزن فضاییش بیش از 5/1 باشد ( مگر در بتن سبک ) تاب فشاری آن کمتر 80 نباشد . اگر بتن زیر اثر مکانیکی باشد مانند بتن راه تاب ضربه ای سنگ زیاد باشد و کم ساییده شود . سنگی که برای ساختن بتن مصرف می شود از بستر سیل روها ، رودخانه ها و شن چال ها به دست می آید که دانه های آن همجنس نیستند .
سدها ، پل های بزرگ ، تراورس های بتنی راه آهن ، بناهای بلند ، ساختمانهای بتنی ظریف و مانند اینها را با بتن ممتاز می سازند . در ساختن بتن ممتاز از خرده سنگ شکسته همجنس که از یک معدن به دست آمده باشد استفاده می نمایند . اگر سنگ سیلیسی یا سیلیکاتی مصرف شود بهتر است سنگی که برای ساختن بتن مصرف می شود باید تمیز باشد نباید آلوده به کثافت و گل رس و جسمهایی که برای بتن ضرر دارند آلوده باشد . جسم آلی ، سنگ گچ ، انیدریدت ، سیلیس پوک که با آب ترکیب شود ، خاکستر نمک ها ، کانی هایی که در آب حل شوند ، به ویژه سولفات ها به بتن آسیب می رسانند . سنگهای آذری اگر پوسیده و سست و پوک نباشد برای ساختن بتن مناسب است . سنگهای ته نشسته را اگر سست نباشند و آب در آنها اثر شیمیایی یا فیزیکی نداشته باشد و با دوغاب سیمان ترکیب های آسیب رسان بتن درست نکنند ، می شود در ساختن بتن مصرف کرد سنگهای دگرگون در ساختن بتن مصرف نمی شوند ، به ویژه آنهایی که لایه لایه اند مانند شیست ها اما سنگ مرمر ( سنگ آهک دگرگون شده ) و سنگ گنیس و شیست سیلیسی ( که در ایران فراوان است ) را می توان پس از آزمایش کردن برای ساختن بتن زمخت مصرف کرد . سنگهای ریزی که در بتن مصرف می شوند نباید جای سیمان را در بتن بگیرند . ماسه ریز تر از 02/0 میلی متر باید خیلی کم مصرف شود و اندازه آن نباید از یک درصد وزن سنگ بتن بیشتر باشد .
سنگ خوب دانه بندی شده نباید بیشتر از 5 درصد وزنش ماسه ریز تر 12/0 میلی متر داشته باشد . برای آب بندی کردن بتن ، در ساختن آن گرد سنگ یا گرد آهک شکفته و بهتر از اینها گرد تراس مصرف کنند . برای رویه بتن کم عرض ، بتن نما و بتن کنار درزها تخت شوند ، باید در ساختن آن بیشتر از سنگدانه ریز استفاده شود .
در ساختن بتن هرچه میزان سنگدانه های ریز بیشتر باشد میزان مصرف آب نیز بیشتر می شود ، به دلیل اینکه مرطوب کردن سنگهای ریز دانه بیشتر از سنگهای درشت دانه نیازمند آب است . آب زیاد بتن را شل می کند بتن شل پوک می شود و تاب آن کاهش می یابد و گذشته از این بیشتر جمع شده و پایداریش در برابر اثرهایی که از بیرون به بتن برسد کم می شود . ماسه ملات باید دانه بندی شده باشد .
ماسه دانه بندی شده تو پر نزدیک به 40 درصد حجمش جای خالی دارد که باید با دوغاب سیمان پر شود . ماسه ریز دانه ( ماسه بادی ) از تاب بتن می کاهد ، زیرا بخشی از آن در بتن جای دانه های سیمان را می گیرد و نمی گذارد دوغاب سیمان همه دانه های سنگ را به یکدیگر بچسباند .
اگر ماسه را زیاد بشویند ، دانه های ریز آن را آب می برد و باید جای آن را با گرد سیمان و یا گرد سنگ پر کنند .

3 – د
ساختن ، ریختن ، عمل آوردن و حفظ کردن بتن :
آماده کردن سیمان ، سنگ و آب برای ساختن : سیمان چه در کیسه و چه فله باشد باید جایی باشد که نم نکشد . سیمان نم کشیده هیدراته شده سنگ می شود . سیمان باید جوری انبار شود که هنگام ساختن بتن زیاد سرد و گرم نباشد . سیمان سرد گرمای آب بتن را می گیرد و دوغاب سیمان و در پی آن بتن کند گیر می شود . سیمان گرم بخشی از آب بتن را بخار می کند ، دوغاب سیمان کند روان شده ، زود گیر می شود . سنگ گرد گوشه یا شکسته هنگام ساختن بتن نباید گرما زده یا سرما زده باشد . روی سنگ روی داغ آب بپاشند تا گرمی سنگ آب را بخار کند . به سنگ سرد هوای داغ بدمند که سردی سنگ را بگیرد . بتن را در جاهای لوله کشی شده با آب لوله کشی بسازند . در کارگاهها ، با آب روان بتن ساخته نشود ، آب روان را در انبار یا منبع بریزند و پس از چند روز آن را آزمایش کنند ، هر گاه پذیرفتنی بود با آن بتن بسازند .
ساختن بتن : بتن باید برابر دستور کار ساخته شود ، در ساختن بتن باید تاب بتن ، پایداری بتن در برابر اثر های بیرونی ( مکانیکی ، جوی و شیمیایی ) جلوگیری از زنگ زدگی فولاد در بتن و مانند اینها را به یاد داشت . دوغاب و سنگ و چاشنی های بتن باید برابر با دستور کار با هم مخلوط شوند .


4 - بتن مسلح
همانطور که می دانیم بتن تنها می تواند بارهای فشاری راتحمل کند و در مقابل بارهای کششی و نیروهای برشی هیچ مقاومتی ندارد لذا برای مقاوم سازی بتن در برابر این بارها از عناصر دیگری که قابلیت تحمل این گونه بار ها را دارند استفاده می شود . که این عناصر در بتن غرق می شوند .
یکی از عناصر میله گردهایفلزی هستند که به طور کسترده در بتن مسلح استفاده می شوند . و دیگری گه به تازگی مورد استفاده قرار می گیرد میله های کامپوزیتی یا FRP (Fiber Reinforced Plastic ) می باشد که در مقایسه با میله گردهای فلزی دارای خواص زیر می باشد :
- مزایا :
الف – مقاومت در برابر خوردگی
ب– مقاومت کششی
ج – چگالی کمتر
د - عایق بودن
ه – مقاومت در برابر خستگی ( خاصیتی از مصالح که باعث شکست غیرمنتظره در بنا خصوصا در اجزایی که تحت تاثیر اجزای بالایی خود قرار دارند می شود . ) در این پدیده FRP بهتر از فولاد عمل می نماید .
و – عمدتا دچار خزش نمی شوند .
ز – چسبندگی خوبی با بتن دارند .
- معایب :
الف – خم کردن FRP در کارگاه امکان پذیر نیست .
ب – ضریب انبساطی آنها در مقایسه با بتن اختلاف زیادی دارد . ( ولی میله گرد های فولادی ضریبی تقریبا یکسان در مقایسه با بتن دارند . )



4 - مدیریت حفاظت از بتن :
متاسفانه یکی از دلایل عدم موفقیت پروژه های بتنی در کشور ما عدم اجرای حفاظت مناسب در مقابل عوامل مهاجم در زمان اجرا و پس از اجرای این پروژه ها می باشد . لذا برای مدیریت مناسب حفاظت بتن این مورد را به اجزای زیر تقسیم کرده اند :
الف – تامین سرمایه
ب – تامین دانش فنی
ج – شناخت مواد و مصالح اولیه
د – شناخت عوامل فساد بتن :
1 – نمکها ، 2 – اسیدها ، 3 – گازهایی نظیر گاز کربنیک ، 4 – پوشش ناکافی بتن بر روی فولاد ، 5 – کیفیت پایین عمل آوری ، 6 – با اضافی ، 7 – آب و رطوبت ، 8 – فرایند یخبندان و ذوب شدن
ه – شناخت اقلیم و عوامل محیطی
و – تهیه مصالح و مواد مناسب و نگهداری آنها در شرایط خوب
ز – تولید اجرا و عمل آوری
ح – نگهداری
گاهی از اوقات برای نگهداری و حفاظت از بتن تنها لازم است عامل مهاجم را از بین ببریم .

5 – خواص معمارانه
هماننطور که می دانیم معماری یعنی بازی با خطوط و سطوح و ارتباط بصری آنها لذا با توجه به این مسئله می توان کفت بتن عملکرد بهتری نسبت به فولاد دارد چون به هر شکلی که ما بخواهیم در می آید ( به شکل قالب ساخته شده ) و در کل حالت پذیری بهتری نسبت به فولاد دارد . مثلا اگر در یک قسمت از نمای طراحی شده توسط مهندس معمار یک کنسول قوسی شکل وجود داشته باشد صد در صد اجرای این کنسول با بتن راحت تر از فولاد است .

6 – فن آوری های نو :
6 – الف ) بتن کفی یا CLC :
این نوع بتن در ایران به عنوان بتن کفی شناخته می شود . که سیمان ، ماسه بادی ، آب و افزودنیهایی که ایجاد حباب می کنند مواد تشکیل دهنده آن می باشند . متاسفانه این نوع بتن در کشور ما به عملکردی که از آن انتظار می رود نرسیده است و این امر به دلیل عدم آگاهی مناسب از نحوه تولید و نیز استفاده از مواد حباب زا با کیفیت پایین است .

6 – ب ) تیغه بتن مسلح :
آیین نامه 2800 ضوابط و توصیه های خاصی را برای طراحی و اجرای دیوارها ارائه نموده است که اغلب به دلیل عدم وجود امکانات مناسب حتی در ساختمانهای با اهمیت نظیر بیمارستانها و غیره نیز از آنها چشم پوشی می شود . لذا استفاده از تیغه بتن مسلح می تواند در هنگام زلزله از هم پاشی دیوارها جلو گیری نماید . این دیوارها از دولایه رابیتس (توسط میله گردهای افقی و عمودی در جای خود محکم شده اند ، میله گردها نیز با سقف و کف ارتباط دارند ) که از یکدیگرفاصله دارند و رویه آنها با ملات ماسه سیمان پوشش می شود تشکیل شده اند . فاصله میان آنها را می توان با مواد عایق پر کرد یا خالی گذاشت .

6- ج )بتن سبک با مقاومت زیاد :
متاسفانه همواره سبکی بتن با مقاومت کم آن برابر بوده در صورتی که این طور نیست ، نزدیک به دو ده پیش مطالعه برای تولید بتن سبکدانه با مقاومت زیاد به ویژه در پروژه های نفتی آغاز شد و توانستند با استفاده از سبکدانه های خاص و به کار گیری مصالح مرغوب اعم از سیمان دوده سیلیسی و فوق روان کننده ها به مقاومت فشاری بسیار خوبی دست یابند .

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم دی 1387ساعت 20:17  توسط پیمان  | 

بتن

بتن :

در قرن حاضر بتن به عنوان یكی از پر مصرف ترین فراورده های ساختمانی در جهان شناخته شده است. از ویژگیهای بسیار خوب آن، اقتصادی بودن، سهولت دسترسی به اجزای تشكیل دهنده،شكل پذیری و پایایی نسبتا بالای آن را می توان نام برد. این عوامل باعث توجه روز افزون به بتن شده است. بدین جهت لازم است كه متخصصان، خواص اجزای تشكیل دهنده و مراحل اساسی در ساخت، نگهداری و در مواقع لزوم تعمیر و مرمت آن را به خوبی بشناسند.
برخلاف فولاد، در بتن نمیتوان به مشخصات ارائه شده از سوی تولید كنندگان اكتفا كرد.
به علت عدم آشنایی و شناخت كامل متخصصان و مجریان كارهای عمرانی با خصوصیات و رفتار بتن و آشنانبودن با شیوه های صحیح اختلاط اجزای آن در سالهای اخیر گسستگی و خرابیهای زیادی در تعدادی از سازه های بتنی مشاهده شده است.
به نظر می رسد در پاره ای از موارد اثرات آب و هوا، دما،شرایط محیطی،و تطبیق خصوصییات بتن با استانداردهای جهانی مورد توجه قرار نمی گیرد.
امید است در این پژوهش راهكارهی استفاده صحیح از بتن و طرز برخورد با خصمصیات آن به دست آید.

فونداسیون:
شالوده یا فونداسیون قسمتی از یك سازه است كه غالبا زیرتر از سطح زمین قرار می گیرد و نیرو های ناشی از سازه را به پی (خاك یا بستر سنگی) انتقال می دهد.
عملكرد فونداسیون: تقریبا تمامی خاكها تحت تاثیر نیرو به مقدار قابل ملاحظه فشرده می شوند كه این مساله باعث نشست سازه استوار بر آن می گردد.دو اصل اساسی كه در طراحی فونداسیون باید رعایت شودعبارت است از:
1- نشست كلی سازه به مقدار قابل قبول و جزعی محدود شود.
2- قسمتهای مختلف سازه تا حد امكان نباید دارای نشستهای نا مساوی باشند .
در عمل برای محدود كردن نشست، نیروهای ناشی از سازه را باید به لایه ای منتقل كنیم، كه دارای مقاومت كافی باشد و برای كاهش تنش فشاری، نیروهای وارده از سازه را در سطح وسیعی گسترده كرده به پی وارد می كنیم.
انواع فونداسیونها: فونداسیونها در حالت كلی،به فونداسیونهای دیوار و ستون تقسیم بندی می شوند.فونداسیون دیوار یك نوار از بتن مسلح به عرض بزرگتر از ضخامت دیوار است( حد اقل عرض 50 سانتی متر) كه بار دیوار را به سطح گسترده تری منتقل می كند( فونداسیون نواری).
نوع دیگری از فونداسیون فونداسیونهای منفرداست كه معمولا به شكل مربع یا مستطیل است. بعضی از فونداسیونها هم به شكل ذوزنقه می باشد. در بعضی از حالتها فونداسیون به صورت مركب( برای انتقال بار 2 تا چند ستون) ساخته می شود. در مواردی كه مقاومت زمین در حد متعارفی باشد از فونداسیونهای ساده و مركب استفاده می شود و زمانی كه زمین مقاومت كافی نداشته باشد، از فونداسیونهای گسترده یا صفحه ای استفاده خواهد شد. فونداسیون گسترده(رادیه) یك دال بتنی یكپارچه مسلح است كه در تمام سطح زیر ساختمان گسترده شده است

پی صفحه ای: در زمینهایی كه نیروی باربری كافی برای مقابله با نیروهای وارده در ابعاد پی های معمولی وجود ندارد از پی صفحه ای( رادیه ژنرال، مت، پی گسترده) استفاده می كنند. این پی ها نیروها را در سطح گسترده ای پخش كرده و در نتیجه نیروی وارد را با توان باربری زمین متعادل می كند. در ساختمانهای بلند كه فشار وارد بر پی زیاد است معمولا از این نوع پی برای انتقال نیرو به زمین استفاده می شود. در پی صفحه ای ساده سیستم بارگذاری به صورت موازی بوده و در امتداد یا امتدادهای خاصی قرار می گیرد.درسیستم بار گذاری صفحه ای مركب، محدودیت بار گذاری در نقطهای خاص یا امتدادی معین وجود ندارد. چون پی های موازی معمولا دارای قسمتهای عمومی و قسمتهای خاص بارگذاری هستند، فولادگذاری در آنها بدین صورت است كه ابتدا تمام صفحه شبكه گذاری بتن ریزی می شود و سپس در قسمتهای باربر، با محاسبه دقیق بارهای وارده،شبكه میلگرد های خاصی طراحی و اجرا می گردد كه به شبكه زیرین متصل می گردد.

میلگرد گذاری در پی:
از آنجایی كه بتن در اثر فشارهای وارده ترك بر می دارد برای افزایش استحكام بتن در داخل آن میلگردهایی كاركذاشته می شود. در عمل میلگرد گذاری میلگردها به صورت شبكه ای در كف فونداسیون قرار داده می شوند( با احتساب پوشش بتنی) برای ایجاد چسبندگی و انتقال مناسب نیرو از فولاد به بتن و بلعكس در كنارهها میلگردهای شبكه با خم 90 درجه به طول معین فرم داده می شوند( 15 برابر میلگرد ساده و 12 برابر میلگرد آجدار).حداكثرفواصل میلگردهای شبكه نمی تواند از 12 برابرقطر میلگرد بیشتر باشد. در پی حداقل قطر آرماتورهای طولی ساده 12 میلیمتر و آجدار 10 میلیمتر و تعداد حداقل آنها 4 عدد است.حد اقل فاصله خاموتها باید 75 میلیمتر باشد تا ویبراتور میله ای بتواند به سهولت داخل شبكه جا بگیرد. فاصله ساقهای خاموت باید طوری باشد كه بتن بدون اشكال، امكان ریخته شدن و متراكم گردیدن را داشته باشد.
پوشش بتن میلگردها:
برای انتقال كامل نیروها از بتن به فولاد یا بلعكس لازم است كه حد اقل پوشش بتن برای میلگردهای كناری 2.5تا3 برابر قطر و برای میلگردهای داخلی 2.5 برابر قطر باشد. پوشش كناری میلگردها در نواحی گرم و مرطوب به علت خوردگی شدید بتن و خطر زنگ زدگی فولاد به وسیله عوامل محیطی 5برابر قطر میلگرد در نظر گرفته می شود.
حداقل سطح مقطع میلگرد:
حد اقل سطح مقطع میلگرد در بتن برابر 14 میلیمتر است و حد اكثر فواصل میلگرد در شبكه های كف نمی تواند از 12 برابر قطر بیشتر باشد. در مورد دو شبكه كه روی هم قرار می گیرند حد اقل فاصله ارتفاعی 12 برابر قطر میلگرد است.12 سانتیمتر و آجدار 10 سانتیمتر و تعداد حداقل آنها 4 عدد است.

شناژ:
وظیفه شناژ( رابط فونداسیونها) كلاف كردن و مهار نمودن فونداسیونها است كه به منظور مقابله با نیروهای افقی(زلزله،باد و غیره) و یكنواختی نشست در ساختمانها به كار می رود.تمام آرماتورهای طولی باید در گوشه ها به صورت یك در میان خم 90 درجه با قلاب داشته باشند. حد اكثر فاصله خاموتها در شناژ برابر 30 سانتی متر و در نقاط تمركز فشار 25-20 سانتی متر است. حد اقل قطر خاموت در شناژها با عرض كمتر از 40سانتیمتر برابر 6 میلیمتر و برای عرض بیشتر از 40 و كمتر از 60 سانتیمتر برابر 8 میلیمتر و برای عرض بیشتر از 60 سانتیمتر برابر10 میلیمتر است. حد اكثر قطر خاموت مصرفی 12 میلیمتر است.
ستون:
در عضوهایی كه به طور عمده تحت تاثیر فشار محوری قرار دارند، از نظر اقتصادی مقرون به صرفه است كه قسمت اعظم باربه وسیله بتن تحمل شود
( نظیر ستونها) اما به دلائل مختلف همیشه فولاد در ستون بتنی به كار برده می شود. واگذاری قسمتی از تحمل نیرهای فشاری به فولاد صرفه جویی در مقطع ستون بتنی است، به طور كلی وظیفه ستون بتنی تحمل فشارهای محوری و گاهی جانبی و انتقال آن به قسمت پایین تر است.
انواع ستون از نظر شكل مقطع :
1- ستونهای با مقطع مربع ( برای سهولت در باز و بسته كردن قالب، و پخهای كوچكی كه در لبه های ستون ایجاد می شود ) حد اقل ابعاد (20در 20 )

2- ستونهایی با مقطع مربع مستطیل( حد اقل ابعاد 40 در 20 )
3- ستونهایی با مقطع چند ضلعی منتظم( با طول حد اقل ضلع 20 سانتیمتر)
4- ستونهایی با مقطع دایره( استوانه ای)(حد اقل قطر مقطع 25 سانتیمتر)
حداقل تعداد میلگرد در هر یك از مقاطع ستونها: مقاطع مربع 4 میلگرد، مقطع مربع مستطیل 6تا8 میلگرد، مقطع شش ضلعی منتظم 6 میلگرد ( در چند ضلعی های منتظم حد اقل تعداد میلگرد برابر تعداد اظلاع است)مقطع دایره حداقل 6 میلگرد
حداقل قطر میلگردهای اصلی و خاموت ستونهای بتنی:
1-در مقاطع دایره و چند ضلعی منتظم حداقل 12 میلیمتر
2-در مقاطع مربع و مربع مستطیل حداقل 14 میلیمتر
3- قطر خاموت حداقل 8 میلیمتر
4- در حالت دور پیچی دور ستونهای دایره ای شكل حد اقل 10 میلیمتر
تذكر: لازم به یاد آوری است كه قطر واقعی میلگردهای ستون بر حسب شرایط و بارهای وارده باید به دقت طراحی و محاسبه شود و اعداد فوق فقط حداقل قطر میلگردها را بیان می كند.
میلگرد انتظار در طول و طبقات:
حداقل طول میلگرد انتظاردر پی 60 برابر قطر یا 60 سانتیمتر است و حداقل طول میلگرد انتظار در طبقات 50 برابر قطر یا 50 سانتیمتر است.
زاویه درصد انحراف در آرماتورهای ستون برابر 1 دهم است. براساس آیین نامه B.S مقدار فولاد موجود در وصله نباید از 10% سطح مقطع ستون بیشتر باشد و باید حداقل فاصله ای برابر10میلیمتر بین قفسه های فولادی در وصله مجود داشته باشد. فاصله مركز تا مركز دوگروه از میلگرد های به هم بسته شده نباید از 150 میلیمتر بیشتر باشد ابعاد میلگردهای آجدار یا مربع شكل پیچیده را می توان از ضرب عدد1/1 در شماره اسمی آنها به دست آورد

وظائف تنگ در ستون:
برای مقابله با نیروی كمانش میلگرد در ستون و جلوگیری از بیرون زدگی میلگردهای طولی ستون، از تنگ یا خاموت استفاده می شود. تنگ در مقابل نیروهای برشی و عرضی مقاومت خوبی دارد. در محلهایی كه صفحه ستون نمایان می شود لازم است كه اتصالی از میل مهارها ایجاد شود. میل مهارها به وسیله تنگهایی كه در قسمت پاییین قفسه فولادی بسته شده اند، استقرار می یابند. این نحوه اجرا از خمیدگی میلگردهای ستون در دو انتهای آن جلوگیری می كند. طبق استاندارد ACI در ستونهای گرد،فاصله خالص بین ماپیچهای دور ستون حداقل 2.5 و حداكثر 7.5سانتیمتر است و قطر حداقل میلگرد دور پیچ مساوی 10میلیمتر می باشد.مهر میلگردهای دور پیچ، با 1.5 دور اضافه پیچیدن در هر دو انتهای یك واحد دور پیچ حاصل می شود. طول وصله برابر 28 برابر قطر و حداقل 30 سانتیمتر است. پمشش بتن روی میلگردهای دور پیچ حداقل برابر 3.8 سانتیمتر است.

ترتیب تنگها:
برای تحمل مولفه افقی نیرو در قسمت بالای میلگرد خم شده لازم است كه یك تنگ در بالاترین نقطه آن قرار داده شود.همچنین باید تنگ مشابهی در پاییینترین نقطه زانویی میلگرد قرار داده شودتا در مقابل هر گونه تنش انهدامی ناشی از خمش مقاومت كند. شیب قسمت مایل خم شده برابر1 دهم باشد و قسمت مستقیم بالایی و پایینی زانویی باید د امتداد محور ستون یا موازی با آن قرارداشته باشد.
تیر:
تیرهای بتن مسلح كه از دو مصالح مختلف در ساختن آنها استفاده می شود، همگن نیستند. بنابر این روش تحلیل جداگانه ای برای آنها وجود دارد. در هر مقطع ازتیر صرف نظر كردن از نیروهای محوری(به علت كوچكی آن) یك نیروی برشی و یك لنگر خمشی وجود دارد.لنگر خمشی قابل تجزیه به تنشهای قائم بر مقطع است كه به آن تنشهای خمشی می گوییم. در تیرهای بتن مسلح به علت ضعف بتن در مقابل نیروهای كششی، میلگردهای فولادی در ناحیه كششی قرار داده می شود. در تیرهای بتن مسلح كشش ناشی از خمش به وسیله میلگردهای مسلح كننده، و فشار ناشی از خمش به وسیله بتن ناحیه فشاری تحمل می شود.

انواع تیر:
1- تیر ساده: تیری است كه با مقطع مربع یا مستطیل كه بر روی د وتكیه گاه ساده تكیه دارد و نیروی ناشی از لنگر خمشی مثبت را تحمل می كند. این تیر برای پوشش دهانه های كوتاه استفاده می شود.
تیرهای دو سر گیر دار: این تیرها در هر دو طرف تكیه گاه لنگر(ممان) قبول می كند.
2- تیر ممتد: این تیر برای پوشش دهانه های وسیع استفاده می شود و قادراست، نیروهای فشاری، برشی، پیچشی و ممان های مختلف را تحمل كند.
3- تیر كنسولی: این تیر یا تیر طره ای، كه برای پوشش بالكنها، سر درها، بارانگیرها و قسمتهای جلو آمده سقف به كار می رود.
4- تیرهای پوششی یا فرعی: این تیرها تیرهایی هستند كه بار خود را به تیر اصلی منتقل می كنند. این تیرها ممكن است با مقطع مربع مستطیل و یا مقطع T شكل باشند.(مقطع T شكل برای دهانه های وسیع كاربردزیادی دارد).
5- تیرهای T شكل: اگر شرایط به گونه ای باشد كه بتوان از تیری با عمق بیشتر استفاده كرد، می توان مقطع T با عمق زیاد را انتخاب كرد، كه در نتیجه آن صرفه جویی در وزن تیر و فولاد مصرفی است.
حداقل تعداد میلگردها:حداقل میلگرد تیر اصلی 2 عدد است كه در عمل 2 میلگرد دیگر نیز برای مونتاژ وامكان استقرار خاموتها در نظر می گیرند.حداقل فاصله 2 میلگرد اصلی 1 تا 2.5 سانتیمتر است(به جز در مواردی كه میلگرد به صورت دسته های چند تایی2 یا 3 و 4 استفاده می شود)درصد سطح مقطع فولاد مصرف شده را باید در مقطع تیر كنترل كرد( كه معمولا نباید بیشتر از 4% و كمتر از 3/0% برای فولاد آجدار و 25/0% برای فولاد نرم نباشد) آیین نامه cplloپیشنهاد می كند كه تمام فولادهای كششی باید محصور باشند.میلگردهای پایینی تیر نباید در ستون امتداد پیدا كنند، بلكه باید پیوستگی به وسیله میلگردهای اتصالی با شماره مشابه تامین شود. آیین نامه cpllo پیشنهاد می كند كه برای ایجاد پیوستگی لازم بین تیر و ستون حداقل معادل 30% فولاد مصرف شده در وسط دهانه تیر برای اتصال با ستونهای داخلی با میلگردهای داخل ستون درگیر شوند.در اتصال تیر با ستونهای خارجی حداقل مقدار از 30%به 50% درصد افزایش می یابد. در تقاطع های خارجی روش استاندارد این است كه میلگردهای U شكل به طور آزاد در داخل قفسه پیش ساخته تیرها قرار گیرد.
حداكثر و حداقل فاصله خاموتها:حداقل فاصله خاموتها نمی تواند از 100 mm كمتر باشد و حداكثر فاصله خاموتها در آیین نامه های جدید توسط فرمول خاصی اجرا می شود. حداقل پوشش بتنی میلگردها د نواحی معتدل 30 میلیمتر و در نواحی گرم و مرطوب 50 میلیمتر استو در نواحی بسیار خورنده 75-100 میلیمتر است.
سقف بتن مسلح:
سقف قسمتی از سازه بتنی است كه برای پوشش فضای مورد نظر به كار می رود و وظیفه آن جدا كردن قسمتهای مختلف از یكدیگر است. انواع سقفهای بتنی شامل:
1-سقفهای یكپارچه
2-سقفهای پیش ساخته( به صورت دال با عرض استاندارد)
3- سقفهای قارچی
4- سقفهای پوسته ای
5-سقفهای دارای تیر و دال و به طور مختلط
سقف یا دال تخت از نظر سیستم بارگذاری به طریق زیر تقسیم بندی می شود:
1- دال یكطرفه
2- دال دوطرفه
3- دال دوطرفه با دو تكیه گاه در چهار طرف
4- دال تخت ساده
5- دال تخت قارچی
6- دال مجوف
7- دال قطعات پیش ساخته
دال یكطرفه:
سقفی است كه باربری آن در یك جهت انجام شده و با علامت نشان داده می شود. آرماتور بندی این سقف در یك جهت انجام شده است. این سقف در مقابل نیروهای پیچشی مقاومت زیادی ندارد.
حداقل ضخامت سقف با فولاد آجدا: در دهانه های ساده معادل 1 بیستم طول دهانه و در حالت یك انتهای یكسره 1 بیست چهارم و در حالت دو انتهای یكسره 1 سی هشتم و در حالت كنسولی یا طره ای 1 دهم طول دهانه می باشد. در سقفهای پیش ساخته بر حسب طول دهانه ضخامت سقف بین 15 تا 35 سانتیمتر است

حداقل مقطع میلگردها:1- در هیچ شرایطی فاصله آزاد بین میلگردها نباید از قطر میلگرد یا 2.5 سانتیمتر كمتر شود. فاصله مركز به مركز میلگردها حداكثر می تواند 25 سانتیمتر یا1.5 برابر ضخامت دال باشد. در مورد دالهای با ضخامت 15 سانتیمتر این فاصله می تواند حد اكثر 20 سانتیمتر باشد.
آرایش میلگردها:آرایش میلگردها باید به نحوی باشد كه:
1- اجرای آن آسان باشد
2- ضایعات میلگرد به حداقل ممكن برسد
3- حداكثر فاصله میلگردها طبق توصیه استاندارد ایران(15-18) 25 سانتیمتر گرفته شود.
دال دو طرفه و موارد كاربرد آن:
در عمل موارد زیادی وجود دارد كه رفتار سازه ای دالهای مستطیلی بسته به نسبت طول و عرض و یا شرایط تكیه گاهی به صورت ود طرفه است. تغییر شكل چنین دالهایی تحت تاثیر نیروهای وارده به صورت یك سطح كروی است. در هر دو امتداد دال، لنگر خمشی وجود دارد و برای مقابله با این لنگرها دالها باید در دو امتداد به وسیله دو لایه میلگرد عمود بر هم مسلح شوند.ساده ترین دالها كه در آن دال در چهار لبه خود بر روی تیر بتن مسلح قوی با دیوار و یا تیر فولادی تكیه دارد. همچنین دالهایی به صورت دو طرفه محاسبه می شوند كه نسبت دهانه بزرگ به دهانه كوچك آنها كمتر از 2 باشد.

سقفهایس تیرچه بلوك:
دال یكطرفه ای است كه در آن برای كاستن بار مرده از بلوكهای سفالی یا بتنی تو خالی برای پر كردن حجم استفاده می شود.سقف تیرچه بلوك تشكیل شده است از:
1-تیرچه هایی كه در فواصل مشخص( معمولا محور به محور دارای فاصله 50 سانتیمتر است)به موارات یكدیگر روی تیرهای باربرقرار می گیرد.
2-بلوكهای توخالی كه با توجه ب هشكل خاص خود بین تیرچه ها قرار داده می شوند(بلوكها پر كننده فاصل تیرچه ها بوده، حجم زیادی از سقف را اشغال می كنند)
3-بتنی كه فضای بین بلوكها را پر كرده و روی سفالها قشری به ضخامت 10-5 سانتیمتر تشكیل می دهد.در دهانه های بزرگ تیرچه ها در وسط دهانه و یا در فواصل 1 دوم از طول تیرچه با ایجاد كلافهای عرضی به یكدیگر می بندند.


سقفهای لانه زنبوری(مجوف):
این سقفها نوعی از سقفهای بتنی هستند كه به صورت دال دوطرفه بوده و در آنها در دو جهت میلگردگذاری می شود. فاصله میلگردهای عرضی و طولی شبكه ها با ابعاد لانه زنبوری یا كاسه مطابقت دارد(حداكثر75 سانتیمتر و معمولا بین 50-40 سانتیمتر). درعمل اجرای این سقف به صورت بتن ریزی در جا است. قالب بندی آن به صورت شبكه های عمود بر هم است،كه در داخل شبكه های مزبور كاسه ها قرار می گیرند. شبكه ها به وسیله جكهای مخصوص (جكهای هیدرولیك)تا زمان خود گیری بتن محافظت می شوند قالبها دارای شیب ملایم داخلی هستند و قبل از بتن ریزی با روغنهای مخصوص آغشته می شوند تا در هنگام باز كردن قالب بتن سقف صدمهای نبیند. ضخامت بتن ریزی روی قالبهای كاسه ای 10 سانتیمتر است. بتن مصرفی باید عیار حداقل 300كیلوگرم سیمان در متر مكعب بتن باشد. تمام میلگردهای اصلی از فولادهای آجدار استفاده می شود و در تمام قسمت های تكیه گاهی آرماتورهای منفی قرار داده می شود. سطح سقف با یك شبكه میلگردهای حرارتی از میلگردهای آجدار شماره 8 تا 12 به فاصله حد اكثر 25 سانتیمتر مسلح می شود تا زمان خود گیری كامل بتن و كسب مقاومت 70% مجاز نیستیم كه قالبهارا از بتن آزاد سازیم. حداقل مدت نگهداری بتن در قالب 7 روز و حداكثر 14 روز است.
پله های بتنی:پله های بتنی به صورت پله یكطرفه مستقیم، پله دوطرفه، پله بتنی دارای تیر باربر،پلكان دالی شیبداربا پاگرد 1 دوم چرخش پلكان دالی پیوسته با دوخم بتنی، پلكان معلق یا طره ای بتنی، پلكان حلزونی چشمدار بتنی و یا پلكانهای پیش ساخته( پلكان مستقیم ـ پلكان دالی دو خم، پلكان بدون پیشانی،پلكان حلزونی)

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم دی 1387ساعت 20:15  توسط پیمان  | 

مدرسه چهارباغ عباسی اصفهان


مدرسه چهارباغ كه به نام مدرسه مادرشاه نیز نامیده مى‏شود، آخرین بناى تاریخى باشكوه عهد صفویه در اصفهان است كه براى تدریس و تعلیم طلاب علوم دینى در دوره شاه‏ سلطان حسین از سال 1116 تا 1126 هجرى ساخته شده است.
مدرسه چهارباغ از لحاظ كاشى‏كارى انواع مختلف این فن را در خود جاى داده و در حقیقت موزه كاشى‏كارى اصفهان مى‏باشد كاروان‏سراى مادرشاه كه مجلل ‏ترین اقامتگاه مسافرین سه قرن پیش بوده هم‏ اكنون تبدیل به مهمان‏سراى عباسى شده و از لحاظ سبك معمارى در بین هتل هاى دنیا در زمان حاضر بى‏نظیر و منحصر به فرد است.
مدرسه چهارباغ كه به نام مدرسه سلطانى و مدرسه مادر شاه نیز نامیده مى‏شود آخرین بناى تاریخى با شكوه عهد صفویه در اصفهان است كه براى تدریس و تعلیم طلاب علوم دینى و در دوره آخرین پادشاه صفویه شاه سلطانحسین از سال 1116 تا1126 هجرى ساخته شده و درختهاى چنار كهنسال و نهر آبى كه در آن جریان دارد بر زیبایى تزئینات نفیس كاشیكارى آن افزوده و بناى مزبور را بسیار فرحبخش و روحنواز نموده است.
گنبد مدرسه چهار باغ بعد از گنبد مسجد شیخ لطف الله قرار دارد ولى در مجلل آن كه با طلا و نقره تزیین شده از لحاظ زرگرى و طلاكارى و طراحى و قلمزنى در نظر استادان بزرگ امروز این فن شاهكارى از صنایع ظریفه است و نظیر ندارد. مدرسه چهارباغ از لحاظ كاشیكارى هم انواع مختلف این فن را مانند كاشیهاى هفت رنگ و معرق و گره سازى و پیلى و معقلى واجد است. محراب با شكوه و منبر یكپارچه مرمرى و حجره مخصوص شاه سلطانحسین كاشیكارى معرق اطراف گنبد و داخل مدرسه و درها و پنجره ‏هاى چوبى آلب برى شده از قسمت هاى بسیار جالب و تماشایى این بناى نفیس تاریخى است.

مدرسه چهارباغ یكی از مهمترین وزیباترین بناهای اواخر عصرصفوی ونگین آن آثار میباشد، كه درزمان سلطنت شاه سلطان حسین صفوی آخرین پادشاه صفوی ساخته شده است ساخت این بنا درسال 1116 هجری قمری وتا سال 1122 هجری قمری به طول انجامیده استمدرسه چهارباغ را میتوان شاهكار ونگین عصر صفوی نامید ،چرا كه به نوعی دایره المعارف ودربرگیرنده انواع سبك های معماری زمانه خود میباشد0 این بنا به مدرسه سلطانی، مدرسه مادرشاه، مدرسه چهارباغ، ومدرسه علمیه امام صادق(ع) نامیده شده كه درحال حاضر در بین اكثریت مردم به مدرسه چهارباغ مشهور است.
وجه تسمیه این بنا به مدرسه سلطانی بدین جهت است كه یك مدرسه شاهی بوده و خود شاه نیز دراین مدرسه دارای حجره ای بوده وپاره ای ازاوقات خود را در اینجا سپری می كرده.
مادرشاه : اولا فكر ساخت این بنا متعلق به مادر شاه بوده است، ثانیا بدین جهت كه مادر شاه سلطان حسین چند كاروانسرا وبازار را وقف این مدرسه كرده است.
چهارباغ : بدین جهت كه از نظر موقعیت جغرافیایی در خیابان چهارباغ واقع شده است.
امام صادق(ع) : بدین جهت كه حوزه علمیه بوده و بخش عمده ای از فقه ما شیعیان متعلق به این امام همام می باشد.
این بنا هم مدرسه علوم دینی بوده و هم مسجد. گنبد، مناره، گلدسته، محراب، منبر، شبستان، ایوانها همگی گواه بر مسجدیت این مكان بوده وحجرات اطراف ایوانهادر دو طبقه، كتابخانه، سالن مطالعه و... بیانگرمدرسه بودن این بنا می باشد.
ازقسمتهای دیدنی این بنای باشكوه می توان به درب طلاكاری ونقره پوش ، سنگابها ، ایوانها ، گنبد ، مناره ، گلدسته ، محراب ، منبرسنگی ، شبستان ، شاخص سنگی ، درختان چنار ، اتاق مخصوص شاه سلطان حسین صفوی وكاشیكاری بی نظیر آن اشاره نمود.

درب نقره پوش وطلاكاری شده
پس از ورود به مدرسه، اولین چیزی كه با جلوه گری منحصربه فرد خود دل هربینند ه ای را ربوده و او را به حیرت و تعجب وا می دارد ، درب اصلی مدرسه می باشدكه درصنعت خود بی نظیر است. این درب با شكوه كه از دو لنگه تشكیل شده از چوب چنار بوده وبا روكش نقره وطلا تزئین شده است.
سازنده این درب ارزشمند عبدالطیف تبریزی وخطاط آن محمد صالح اصفهانی می باشد. این درب مشهور به درب هفت هنر می باشد، چرا كه هفت هنربسیار ظریف وخیره كننده را در خود جای داده است. این هفت هنر عبارتند از:
1- زرگری 2- نقاشی 3- مطلا 4- منبت 5- منیله 6- قابلمه 7- قلمزنی
عمده ترین دلیل بی نظیری این درب نفیس نیز وجود همین هفت هنر است.
اشعاری كه برروی لنگه سمت راست نوشته شده ، درمدح شاه سلطان حسین صفوی بوده و اشعاری كه بر روی لنگه سمت چپ نوشته شده ، درشان ومنزلت علم وعلم آموزی می باشد . دروسط دو لنگه درب ، دو كوبه از جنس تمام نقره بوده كه در زمان مشروطیت به سرقت رفته است به همین منظور در زمان قاجاریه درب دیگری(چوبی قهوه ای رنگ) جهت حفاظت از درب اصلی به این ورودی اضافه شده است . در پشت درب نقاشی های زیبائی وجودداشته كه تا حدی از بین رفته است.

سنگاب
دروسط هشتی ورودی یك سنگاب بسیار نفیس وارزشمند وجود دارد كه در نوع خود كم نظیر است . دورتا دور این سنگاب توسط یكی از طلاب عصر صفوی به صلوات بر چهارده معصوم مزین شده است.
جنس این سنگاب از سنگ آذرین درونی می باشد كه در داخل این سنگ حفره های بسیارریزی وجود دارد كه هوا در داخل این حفره ها جریان دارد و موجب می شود كه آب داخل این سنگاب خنك نگه داشته شود. قابل ذكر است كه این سنگاب در همین محل ساخته شده است .

ایوان جنوبی
ایوان جنوبی به جهت استقبال قبله مهمترین ایوان مدرسه محسوب واز اهمیت ویژه ای برخوردار است به همین جهت محراب، منبر، شبستان، گنبد، مناره در این ایوان واقع شده اند همچنین اكثر كاشیكاری وطرح و نقش های گوناگون مدرسه متعلق به این ایوان می باشد.
محراب مدرسه یكی از ظریفترین وزیباترین نوع كاشی كاری معرق ومقرنس را در خود جای داده است وطرح موجود در این نقوش چهار علی بوده كه بیانگر شیعه بودن حكومت آن زمان واحترام ویژه آنها به اهل بیت(ع) حضرت علی(ع) می باشد.
در كنار محراب منبری از سنگ مرمر وجود دارد كه شاهكار معماری آن عصر محسوب می شود چرا كه سنگ این منبر به صورت یكپارچه ویكدست بوده وپلها وبدنه به یكدیگر متصل میباشد. این منبر دارای 12 پله بوده كه این نكته نیز دلالت براهمیت به اهل بیت عصمت وطهارت را می رساند.
گنبد این بنا دو پوسته می باشد(یك پوسته درونی ویك پوسته بیرونی) در بین این دو پوسته از تعدادی چوب بسیار ضخیم بصورت افقی وعمودی استفاده شده تا استحكام و مقاومت گنبد حفظ شود. دورگنبد چهار پنجره از جنس كاشی معرق وجود دارد كه جهت تامین نور ایوان وهمچنین تهـویه هـوا تعـبیه شده اند . ارتفاع بین نوك پوسته بیرونی گنبد تا كف ایوان 38 متر می باشد. فاصله دو پوست گنبد 8 متر می باشد.
علت دو پوسته بودن گنبد: استحكام وزیبائی است وجریان هوا و علت دو پوسته بودن پنجره ها نیامدن پرندگان به داخل می باشد.

شبستان
شبستان مسقف مدرسه چهارباغ درضلع شرقی ایوان جنوبی بنا شده وبوسیله درب منبت كاری نفیس با ایوان جنوبی ارتباط می یابد .
معنای اصطلاحی شبستان » بیت الشتاء« می باشد وبه جهت قطور بودن دیواره هاوكوتاه بودن سقف آن سرمابه این مكان كمتر نفوذ كرده ودر زمستانها به عنوان مسجد وكلاس درس مورد استفاده قرار می گرفته است .
این بنا دارای سه محراب می باشد ،دراطراف محراب ها آیاتی از قرآن كتابت شده است محراب اول و سوم مزین به آیه 143سوره بقره می باشد كه مربوط به تغییر قبله مسلمین می باشد ، محراب دوم نیز مزین به آیه 82از سوره اسرا(بنی اسرائیل )می باشد .
این شبستان دارای 12 تاقنما می باشد كه اگر شخصی در زیر كانون هركدام ازاین 12 تاق بر روی سنگی كه نسبت به سایر سنگهای اطراف خود بزرگتر است بایستد وصحبت كندصدای اوتغیرنموده واین تغیر صدا صرفا برای خود گوینده آشكار می شود .
نكته دوم: اینكه اگر دوفرد به یك اندازه معین از نقطه مركزی (سنگ وسط )فاصله بگیرند وقرینه یكدیگر بایستند ویكی از آن افراد شروع به صحبت نماید شخص مقابل صدای او را به صورت بم دریافت می نماید ولی خود گوینده متوجه این حالت نمی شود.
نكته سوم: اینكه اگر در حاشیه گوشه ستونها به شكل مورب (ضربدری) شخصی در یكی از حاشیه مقابل (ضربدری )گوش فرا می دهد متوجه صدا می شود.(حالت تلفنی )
نداشتن نور در شبستان :
در زمان صفویه وقاجاریه به موجب روشن كردن آتش دراین بنا بوده كه خیلی سیاه وتاریك شده بود
در اوایل انقلاب تراش مختصری بر روی آجرهای آن توسط كارشناسان داده شده تابنابه شكل ساخت اولیه روشن شود .


ایوان شرقی
از ایوان شرقی نیز همانند سایر ایوانهاجنوبی به عنوان مسجد وكلاس درس استفاده می شود بیشترین كاربرد خط بنایی مدرسه در این ایوان موجود است .
بر دو جرز طرفین ایوان شرقی مدرسه به خط بنایی سه رگه معرق (دومشكی ویك سفید)بر زمینه فیروزه ای سوره قدر وعصر نوشته شده است .
همچنین بر چهار جرز داخل ایوان به خط بنایی سه رگه ای (دولاجوردی ویك زرد )بر زمینه فیروزهای سوره (اخلاص) نوشته شده وبر دیوار مقابل .هلال داخل ایوان وتاق آن به خط بنایی لاجوردی معرق بر زمینه سفید در الواح جدا از هم اسماءالله وتعدادی روایات مذهبی استفاده شده است .
كتیبه افقی نمای خارجی ایوان شرقی به خط ثلث سفید بر زمینه كاشی خشت لاجوردی با » عن ابی عبدالله علیه السلام « آغاز می شود ودر حاشیه سمت چپ كتیبه این ایوان تاریخ تعمیر به سال »فی شوال 1346« نقش بسته است .
از دیگر نكات جالب توجه این می توان به مقرنس های زیبای تاق آن اشاره كرد كه شكوه وجلوه گری خاصی به این ایوان داده اند
شایان ذكر است كه زیباترین مقرنس های مدرسه مربوط به سر درب ورودی مدرسه می باشد.

ایوان شمالی
ایوان شمالی به شیوه ایوان جنوبی با كاشیهای نفیس هفت رنگ تزئین شده واز نفایس آن داشتن پنجره معرق وبی نظیری است كه درقسمت فوقانی مدخل كه ایوان را به سرسرای شمالی مدرسه ارتباط میدهد نصب شده است.
مدخلی با درب نفیس به بازارچه بلند(بازار هنر) كه آن نیز از احداثات شاه سلطان حسین می باشد ارتباط پیدا می كند. لازم به ذكراست مدرسه دارای هفت درب تمامی نقاط بوده است.
سردرب مدرسه در بازار با كاشیهای معرق آراسته شده وكتیبه آن بخط ثلث سفید معرق بر زمینه كاشی لاجوردی رنگ بقلم عبدالرحیم جزایری ومورخ 1112 هجری قمری است. اشعار سرسرای این ایوان كه به خط محمد صالح اصفهانی مورخ به سال 1118 و1119 هجری قمری در الواح جداگانه به خط نستعلیق سفید برزمینه كاشی لاجوردی می باشد با این مضمون آغاز می شود:
ابر عالمگیر گوهر قطره بحر كرم عالم آرا آفتاب داد ودین سلطان حسین
بر هلال تاق ایوان شمالی مدرسه چهارباغ بخط ثلث سفید برزمینه لاجوردی به ترتیب آیه 35 از سوره نور، آیه 56 از سوره احزاب، آیه 55 از سوره مائده و آخر كتیبه به عبارت " صدق ا... وصدق رسوله النبی الكریم" ختم می شود.
بر نمای خارجی این ایوان روایتی از حضرت رسول درباره فضیلت علم ومقام ووظیفه متعلم بخط ثلث بر زمینه خشت لاجوردی بقلم محمدمحسن علی نقی امامی مورخ به سال 1119 كه با "روی عن رسول ا..." آغاز و با نام علی نقی امامی پایان می یابد.
در جلوی این ایوان سنگ مكعبی وجود دارد كه به آن شاخص گویندو از آن برای تعیین ظهر حقیقی استفاده می شده است كه چون سایه جدار غربی آن محو شود ظهر حقیقی معلوم می شود.
حجراتی كه در این ضلع موجود است ،درب كوتاهی دارند و فقط پستو ندارد.در این مكان سنگهای كار شده با علامت هایی نشان شده است كه نمونه ایی از كاركرد بناهای بسیار در این مدرسه میباشد(امضاء سنگ).

حجره شاه سلطان حسین
اغلب حجرات مدرسه چهارباغ دارای نقش واحدی هسنتد كه ازیك اتاق نشمین درجلو وقسمتی به صورت صندوقخانه در عقب وقسمت دیگری بصورت بالاخانه تشكیل می شود ودربین آنها حجره ضلع شمالی مدرسه از سمت مغرب به حجره شاه سلطان حسین معروف است كه از لحاظ تزئینات داخلی با سایر حجره ها متفاوت است.
شاه سلطان حسین قسمتی از ایام عمر خود را در حجره مخصوص خود به شركت در مباحث دینی با علمای بزرگ گذرانده است.
همچنین بعد از شورش افغانها وتسلط محمود افغان بر اصفهان وتصاحب تاج و تخت شاهی، شاه سلطان حسین صفوی به این مدرسه منتقل وبه مدت 7 سال در همین اتاق سكونت گزیدند.
بعد از گذشت 7 سال از طغیانگری و خونریزی افغانها در اصفهان وبرخی شهرهای دیگر ایران، نادرشاه افشار از كلات مشهد قیام نموده وبار دیگر استقلال را به ایران باز می گرداند. در این هنگام (قیام نادر) دستور قتل شاه سلطلن حسین از طرف اشرف افغان صادر شده و نهایتا بدست غلام خویش كه از كودكی با وی هم بازی و نمك پرورده او بوده كشته می شود.
تنها چیزی كه از آن زمان به یادگار مانده زیلویی است كه هم اكنون نیز در همین حجره پهن می باشد در اطراف این زیلو یك بیت شعر تكرار شده است:
این مدرسه كه روح فزاست وقف نواب اشرف اعلا ست
این حجره با آب طلا نقاشی شده است وهیچگونه تغییری با زمان اولیه ندارد در صندوقخانه این اتاق یكی از زیباترین بخاریهای موجود قدیمی با طاوسی در بالا موجود است و دراطراف بخاری دو نقاشی زیبا كه نمادی از تاج شاهی است به چشم می خورد. این حجره در زمان ظل السلطان بر روی طلا كاریش گچ سفید كشیده شده است كه بعد از پیروزی انقلاب با صرف 2 سال وقت وهزینه بسیار گزافی به دست استاد كاران ،گچ از روی رنگ پاك شده است.
همچنین در ضلع غربی مدرسه حجره ایی وجود دارد كه رنگ آب نقره دارد وهنوز گچ كشیده شده بر روی نقره وجود دارد.

نهر روان مدرسه
مدرسه چهارباغ تلفیقی ار هنر الهی و انسانیت، تلفیقی از هنر طبیعت و معماری تركیب درختان چناركه قدمت آنها به قبل از ساخت این مدرسه می رسد وسرو سر به فلك كشیده وعبور آب روان از پای آنها، با هنر معماری موجب پیدایش یك بهشت زمینی گردیده است.
درسطح شهر زیبای اصفهان نهرهای متعددی وجود دارد كه همگی انشعاباتی از زاینده رود بوده ودر گویش اصفهان به این نهرها لفظ "مادی" اطلاق می شود.
گویند كه ایده اولیه این نهرها از اردشیر بابكان موسس سلسله ساسانیان می باشد كه به منظور زیبا سازی شهر واستفاده كشاورزان آنها را ایجاد نمود. در زمان صفویه نیز شیخ بهائی به دلیل گسترش و تحول شهر اصفهان تغییراتی را در این سیستم آب رسانی انجام داده است. یكی از این نهرها به نام فرشادی یا مادی فرشادی از وسط این مدرسه عبور می كند كه لطافت و شادابی خاصی به این بنا می دهد.
اساسا ساخت این بنا در این محل به خاطر همین نهر بوده و به نظر می آید با بالا رفتن بهداشت و دسترسی همیشگی به آب مدرسه در این محل بنا شده است، عمق نهر به حدود 4 متر می رسیده كه به مرور پر شده است.
در نیمه شمالی مدرسه نیز حوضی وجود دارد كه در دوره قاجاریه به این بنا اضافه شده است.
مدرسه چهارباغ دارای مساحتی حدود 90×95(8550 متر مربع) است ومساحت حیاط آن نیز65×60(3900 مترمربع) همچنین تعداد 120 حجره دارد.
این بنا به نگین معماری عصر صفوی، شاهكار معماری عصر صفوی معروف ودر جهان از آن به عنوان كلكسیون كاشی كاری یاد می شود.

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم دی 1387ساعت 20:14  توسط پیمان  | 

پل گلدن‌گیت

پل گلدن‌گیت در زمره زیباترین و منحصربه‌فردترین پل‌های متحرک دنیا محسوب می‌شود که با گذشت 69 سال استحکام و زیبایی خود را حفظ کرده است.


پل گلدن‌گیت که با هزینه 35 میلیون دلار ظرف مدت 4 سال در سانفرانسیسکو ساخته شد، شمال این شهر را به جنوب آن متصل می‌کند. این پل در 28 می سال 1937 ساعت 12 بعدازظهر همزمان با اعلام خبر آماده بهره‌برداری بودن این پل توسط فرانکلین دی.روزولت، رییس جمهور وقت آمریکا، به روی وسایل نقلیه باز شد.

این پل متحرک 4200 فوت طول دارد و سال‌هاست که مستحکم پابرجا مانده است. ارتفاع این پل از سطح آب 220 فوت و وزن آن 887000 تن است. دو برجی که در طول این پل ساخته شده‌اند 746 فوت ارتفاع دارند.

در سال 1997، حدود 41381000 وسیله نقلیه از روی این پل عبور کردند. 30 نفر در هنگام ساخت این پل از روی آن سقوط کردند و به دلیل وزش بادهای شدید، کارگران در هنگام ساخت آن با مشکلات بسیاری مواجه شدند.

ساکنین شهر سانفرانسیسکو این پل را نماد شهر خود به حساب می‌آورند. داستان‌ها و مسایل عجیب و جالبی در مورد این پل وجود دارد. این پل علی رغم نام خود (گلدن گیت به معنی دروازه طلایی) به رنگ طلایی نیست ولی برخی معتقدند که این پل هر سال رنگ می‌شود، در حالی که این امر حقیقت ندارد و تاکنون فقط دو بار رنگ شده است: یک بار در سال 1937 و بار دیگر در فاصله سال‌های 1995 _ 1965.

گفته می‌شود که پل گلدن‌گیت بزرگ‌ترین پل دنیاست. البته این امر در فاصله سال‌های 1937 تا 1964 صحت داشت ولی با ساخت پل ورازانو نروزبین بروکلین و جزیره استیتن در نیویورک، گلدن گیت دیگر در زمره طولانی‌ترین پل معلق دنیا به شمار نمی‌آمد. البته در حال حاضر با ساخت پل‌هایی در منطقه آسیا و اسکاندیناوی (بخشی از شمال اروپا که شامل دانمارک، نروژ، سوئد و فنلاند می‌شود)، تعیین بزرگ‌ترین و طولانی‌ترین پل در دنیا مشکل می‌شود.

پل گلدن‌گیت برای میلیون‌ها نفر ساکنین از شهر بزرگ سانفرانسیسکو نقش کلیدی را در برقراری ارتباط و اتصال نقاط مختلف دارد و در واقع به استثنای پل بروکلین هیچ پلی در آمریکا به اندازه این پل از اهمیت و محبوبیت برخوردار نیست.

پل گلدن‌گیت، ابتکار مهندس مشهور «جوزف استراس» بود که پیش از این طراحی 400 پل متحرک را برعهده داشت. «ایرونیگ مارو»، مهندس معمار و مهندس «چارلز آلتون الیس» و «لئون مویسیف» از طراحان پل در اجرای این پروژه بزرگ مشارکت داشتند.

ساخت این پل از 5 ژانویه سال 1933 شروع شد و در آوریل 1937 به پایان رسید و در 27 می همان سال برای تردد عابران پیاده آزاد شد. این پل تنها راه خروجی سانفرانسیسکو به سمت شمال است و از 6 مسیر مخصوص تردد وسایل نقلیه و دو مسیر محل عبور عابران پیاده در هر دو طرف تشکیل شده است در اول سپتامبر سال 2002 عوارض تردد از روی این پل برای وسایل نقلیه موتوری از 3 دلار به 5 دلار افزایش یافت. دوچرخه، موتور و عابر پیاده از پرداخت عوارض معاف هستند.

محدودیت سرعت حرکت روی پل گلدن‌گیت در اول اکتبر سال 1983 از 90 کیلومتر در ساعت به 70 کیلومتر در ساعت کاهش یافت. رنگ این پل نارنجی متمایل به قرمز است که این رنگ برای هماهنگی این پل با محیط اطراف خود و جلوه بیشتر آن در مه و غبار (که از شرایط آب و هوایی ویژه آن منطقه است) انتخاب شده است.

این پل از نظر زیبایی‌شناسی و معماری در نوع خود منحصر به فرد است. در ماه جون سال 2001 انجمن مهندسان عمران آمریکا چندین بنا را با نام «بناهای هزاره» معرفی کردند. این بناها عبارت بودند از « کانال پاناما »، « ساختمان ایمپایراستیت » و « پل گلدن‌گیت ».

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم دی 1387ساعت 20:12  توسط پیمان  | 

شمس العماره

هنر ایرانی در زمان قاجار به واسطه ارتباط این دوره با غرب پیشرفت چشم گیری داشته و هنرمندان زیادی در این دوران به اروپا و كشورهای غربی سفر می كنند. به خاطر همین به نوعی قاجاریه را سرآغاز مدرنیته در ایران می دانند. روند این پیشرفت در زمان ناصرالدین شاه سریع تر می شود و هنر ایرانی گام های بلندی در زمان این شاه قاجار بر می دارد. ..
حسن ظهوری
* به عنوان نخستین سوال ابتدا بگویید كه اساسا به چه نوع معماریی، معماری دوره قاجار گفته می شود.؟

_ پاسخ دادن به این سوال كمی سخت است و معماری دوره قاجار، با توجه به خود معماران و شاید كارفرماها در شهرهای مختلف و بر اساس اقلیم آن شهرها متفاوت است. مثل تمام دوران ها، در مناطق بیابانی و كویری به یك شكل بوده، و در مناطق كوهستانی به شكل دیگر. غرب و شرق و شمال و جنوب از لحاظ معماری با هم متفاوت بودند، هر چند مربوط به یك دوره باشند. این یك قاعده است و ما وقتی بناها را با هم مقایسه می كنیم بیشتر متوجه این تفاوت ها می شویم. به عنوان مثال مصالح یكی از موارد تاثیر گذار در معماری هر منطقه بوده است. مثلا در مناطق كویری بر اساس مصالحی كه آن منطقه دارد از «كاه گل»‌استفاده شده است، و وقتی به شهرستانك می روید بناها و مصالح متفاوت می شود. و یا در تهران به خاطر این كه پایتخت هم بوده نه تنها مصالح تغییر می كرده، كه از بهترین معماران نیز استفاده می شده است. معماری دوره قاجار در كنار تاثیرپذیریی كه از معماری دوره اسلامی داشته، یك سری ابتكاراتی هم به خرج داده است.
مثلا در دوره قاجار برای پوشش بام، نیاز به یك سری ابتكاراتی داشتند و با توجه به دهانه ساختمان و مصالحی كه داشتند این ابتكارات را به خرج می دادند. در دوره قاجار اگر توجه كنید متوجه می شوید كه بیشتر از پوشش شیروانی استفاده شده است تا بتوانند دهانه های بزرگ را هم پوشش بدهند. مثلا در مجموعه كاخ گلستان، «سفره خانه» را داریم كه دهانه آن 16 متر است. معماری آن زمان تا آن موقع چنین دهانه وسیعی نداشته است و فلز هم موجود نبود تا از آن طریق این دهانه پوشش داده بشود. اما وقتی به عقب بر می گردیم، به زمان معماری اسلامی و حتی قبل تر، می بینیم كه پوشش ها را به شكل گنبد در می آوردند. برای این كار ضلع های دهانه را آن قدر زیاد می كردند، مثلا اگر چهار ضلعی بود، هشت ضلعی می كردند یا هشت را شانزده تا به دایره نزدیك بشود و بتوانند گنبد را روی آن سوار كنند.

* آن چه كه از شكل شمس العماره می توان تشخیص داد این است كه معماری آن كمی از معماری اسلامی فاصله گرفته و تا حدودی از معماری غربی تاثیر پذیرفته. و البته این به جا هم بوده زیرا در زمان ناصرالدین شاه این تاثیرپذیری وجود داشته است، كمی درباره این تاثیرات بگویید؟

_ تاثیراتی كه در آن دوران (قاجار) از معماری اروپا و غرب گرفته شد، تاثیراتی در فرم معماری است و در روش كار و ساخت بنا تاثیری نگذاشته است. ناصرالدین شاه در سفری كه به اروپا داشته است با مشاهده ساختمان های بلند و بعدها عكس های آنها علاقه مند می شود كه یك بنایی مثل آن ساختمان ها بسازد. اما در این میان نكته جالب توجه این است كه معمار ایرانی دانش اروپایی ها را نداشته است، و این دانش را خودش به وجود می آورد كه چگونه می تواند ساختمان به این مرتفعی به وجود بیاورد آن هم با توجه به مصالحی كه ما در ایران داشتیم و این كه چگونه می توان با مصالح سنتی مان پنج طبقه ساختمان را روی هم بنا كنند. اما این كار را یك معمار ایرانی انجام داد به نام «محمد كاشی»، و به هیچ وجه از مهندس و معمار اروپایی استفاده نشد. آن زمان، زمانی بود كه تازه فلز وارد ایران شده بود و بنا بر گفته های دیگران شمس العماره اولین بنایی بود كه در آن از فلز استفاده شده است.
باقی خانه ها از «توفان» و چوب و كاه گل استفاده می كردند. از آن جایی كه ما در ایران تا آن زمان بنایی به این بلندی نداشته ایم در شمس العماره برای سوار كردن طبقات از شیروانی استفاده كرده اند.
كه صرفا برای تفكیك طبقات استفاده شده است. نكته جالب این معماری در همین است. برای نگهداری ساختمان از «خرپا» استفاده كرده اند و بعد بالای آن خرپا را سطح مسطح گذاشتند كه طبقه بالایی را روی آن بنا كنند. این از نكات بسیار بسیار جالب معماری شمس العماره است در واقع آن جا از «خرپا» برای برپایی صرفا شیروانی ای كه بارش باران و برف را هدایت كند استفاده نشده است و از این طریق می خواستند فشاری كه از بالا هدایت می شده را به دیوارها منتقل كنند. این خیلی جالب است كه در آن زمان به وسیله چند چوب و خرپایی كه بنا كرده اند طی محاسباتشان آن را به شكلی قرار داده اند كه تا امروز این ساختمان را برپا نگه داشته است. برای ساخت اتاق های طبقه بالاتر نیز از تكنیك معماری مناره استفاده شده است. شما اگر به مناره های مساجد نگاه كنید متوجه این موضوع می شوید كه در ابتدای مناره از قطرها بزرگ استفاده كرده اند و هر چه قدر كه بالاتر رفته اند قطر دیوارها كمتر می شود. این به خاطر ایجاد وزن كمتر روی مناره است، چون آنها حساب زلزله را هم می كردند و از این طریق استحكام بنا را بیشتر می كردند. در شمس العماره نیز چنین كاری انجام داده اند، و هر چه قدر ساختمان به طرف بالا می رود جمع تر می شود. یعنی یك سری محاسبات مقاومت در برابر زلزله هم انجام داده اند. باید اعتراف كنم كه ما امروز هم در محاسباتمان راجع به این كه آنها چگونه فكر می كردند حیران می مانیم. این خیلی عجیب است كه چگونه یك بنای پنج طبقه ای مثل شمس العماره را با مصالح سنتی مثل آجر، كاه گل و ساروج بنا كرده اند و تا امروز هیچ چیز نتوانسته آن را تخریب كند.

* معماری دوران قاجار با معماری دوران زندیه چه تفاوت هایی داشته است؟

_ معماری دوران زندیه با معماری دوره قاجاریه خیلی بهم نزدیك اند طوری كه در دوران قاجار تخت مرمر را كه می سازند، «آقا محمدخان» دستور می دهد به شیراز بروند و قصر وكیل را ویران كنند و تمام اجزا و تزیینات آن را به آن جا بیاورند و نصب كنند. ستون ها و درهای خاتمی كه در تخت مرمر می بینید مربوط به همان دوران است. در زمان قاجار ما آینه كاری های زیادی می بینیم كه در زمان زندیه خیلی كمتر استفاده می شده است. كاشی كاری را كه ابتدا در هر دو دوران داشتیم ولی نوع آن فرقی می كرده است. مثلا در زمان قاجار رنگ «زرد» رنگ شاخص كاشی های آن دوره بوده است. یعنی شما با دیدن رنگ زرد در كاشی می فهمید كه این كاشی قاجاری است. در حالی كه رنگ شاخص كاشی در دوره زندیه‌ «صورتی» است. ولی از لحاظ ظرافت كاشی ها در دوره قاجار، طراحی آنها كمی ضعیف تر می شود. البته مواردی را داریم كه خیلی خوب هم كاشی كاری شده اند، مثل مسجد «سپه سالار» كه كاشی كاری قاجاری با كیفیت و ظریفی دارد. كاشی كاری هفت رنگ شمس العماره خیلی كیفیت عالی ندارد. ولی حجاری های دوره قاجار بسیار عالی بود و حجارهای قابلی داشتند. البته از قبل هم حجاری در ایران بود، و كسانی بودند كه این كار را می كردند، اما در دوره قاجار، به خصوص ناصرالدین شاه هنرمندان بسیار خوبی در بخش حجاری وجود داشتند و خیلی ظریف و عالی كار می كردند. من فكر می كنم برجسته ترین هنرمندان آن زمان كه روی ابنیه ها كار می كردند حجارها بودند. در كنار حجارها، هنرمندان خوبی هم بودند كه روی چوب خاتم كاری و معرق كاری می كردند. اینها جزو هنرهای بسیار خوب زمان قاجار بود. در كنار آینه كاری گچ بری هم در كاخ شمس العماره استفاده شده است. نقاشی های بسیار خوبی هم از آن زمان به جا مانده است كه در زمان قاجار صورت می گرفته و بسیار عالی بودند.

* آیا نامی از هنرمندان این كارها هم ذكر شده است؟

_ در این بنا (شمس العماره) تنها نام معمار آمده است، و نام هنرمندان دیگر به ندرت ذكر شده است. در واقع در زمان قاجار به ندرت دیده شده است كه نام هنرمندان دیگر روی بنا ذكر شده باشد، مگر این كه روی كارشان نامشان ذكر شده و به ثبت رسیده باشد. اما در شمس العماره غیر از چند نمونه معدود نامی از هنرمندان تزیینی كاخ نیامده است.

* در معماری دوره اسلامی با شكلی از بنای ساختمان به صورت بداهه مواجه هستیم. با توجه به این موضوع كه شمس العماره از لحاظ معماری كمی با معماری اسلامی متفاوت است، آیا هنگام ساخت آن نقشه ایی هم طراحی شده بود؟

_ همان طور كه قبلا هم اشاره كردم ناصرالدین شاه سفری به اروپا داشته و در بازگشتش به ایران بنایی را با ارتفاع زیاد درخواست می كند ( همان گونه كه در اروپا دیده بود). ولی مشخصه آن را كه چگونه و چه شكلی باید داشته باشد ذكر نمی كند. در كنار این موضوع معماران ما در آن زمان از ابتدا می دانستند كه چه چیزی می خواهند بسازند و چیزی را روی كاغذ نمی آوردند. در واقع انتهای كار در ذهنشان بود و شاید در ابتدای كار چهار تا خط هم می كشیدند، اما انتهای كار را می دانستند و آن خط ها هم هیچ گاه نمی توانست حكم نقشه را داشته باشد. معماری آن زمان معماری ای بود كه به واسطه روش كار به استاد كار توضیح داده می شد كه چگونه عمل كند، نه با نقشه و این قبیل چیزها.
* تا این جای مصاحبه از بلندی ارتفاع شمس العماره حرف زدید. می توانید بگویید این عمارت چه قدر ارتفاع دارد؟

_ ارتفاع این بنا بدون حساب كلاه فرنگی 25 متر و با كلاه فرنگی 30 متر است. و ما تا آن زمان در تهران چنین بنای بزرگی نداشتیم. در ضمن شمس العماره بلندترین بنای این مجموعه، یعنی كاخ گلستان نیز هست. خصوصا آن زمان كه دود و آلودگی نبوده و وقتی داخل كلاه فرنگی می نشستند می توانستند كل تهران را ببینند. در حال حاضر هم وقتی به كلاه فرنگی می روید می توانید همه جار را ببینید.

* عمارت شمس العماره به چه منظور ساخته شد و اساسا كاركرد آن چه بود؟

_ فضایی كه ما اكنون در مجموعه كاخ گلستان شاهد آن هستیم، بر اساس همان اصطلاح آن زمان كه فضای اندرونی و بیرونی گفته می شد، فضای بیرونی است و فضای اندرونی برای خانواده بود و فضای بیرونی برای مهمان. اندرونی كه حرم سرا هم شامل آن می شده همان بخشی است كه در حال حاضر وزارت دارایی در آن قرار دارد كه تخریب شده و چیزی از آن باقی نمانده است. در بیرونی بیشتر مسایل تشریفاتی برای مهمان ها در نظر گرفته شده است.
شمس العماره هم به همین منظور ساخته شد و جالب است بدانید در پشت عمارت دری وجود دارد كه به خیابان ناصرخسرو منتهی می شد. در واقع، در مجموعه كاخ گلستان بناهای موجود بر اساس یك كاركردی ساخته شده اند. مثلا عمارت بادگیر (كه البته قبلا هم در معماری ما وجود داشت) از چندین مناره تشكیل شده است كه در قسمتی به واسطه وجود دریچه های ضربدری ما را به داخل ساختمان هدایت می كرده و به نوعی تهویه هوا بوده است. از این عمارت برای روزهای تابستان استفاده می كردند. مثلا تاج گذاری مظفرالدین شاه به خاطر این كه در تابستان بوده و در عمارت بادگیر صورت گرفته است.
به خاطر همین غیر از تابستان در فصل های دیگر دلیلی نداشته كه از آن جا استفاده كنند. اما شمس العماره یك چنین چیزی نداشت. شمس العماره برای تشریفات مهمان ها استفاده می شده و بیشتر از طبقات پایین آن استفاده می كردند. و طبقات بالایی بیشتر به خاطر این ساخته شده بود كه می گویند عصرها ناصرالدین شاه از طریق آن به كلاه فرنگی می رفته و در حالی كه بستنی ای می خورده اطراف را هم نگاه می كرده و بیشتر جنبه تفرج گاه داشته تا رفت و آمد. چون رفت و آمد آن هم خیلی سخت است و پله های خیلی مرتفعی دارد كه حدود چهل یا چهل و پنج سانت است. البته این هم دلیل داشته با توجه به عرضی كه این پله ها دارد باید به پاگردها و پله ها یكسان می اندیشیدند به خاطر همین اگر می خواستند ارتفاع پله ها را كمتر كنند مجبور می شدند كه عرض پله ها را زیاد كنند كه به آنها جواب نداده است.

* در شمس العماره برای ورود به تالار اصلی از گوشواره استفاده شده است كه مشابه آن را در عمارت خلوت كریم خانی هم می بینیم. چرا در شمس العماره با این كه رو به روی عمارت ایوانی ساخته شده باز هم در گوشواره استفاده كردند؟

_ همان طور كه می دانید دو تا گوشواره دارد كه در دو طرف بنا قرار دارد و تالار و فضای اصلی وسط این گوشواره های قرار گرفته است. ما مشابه این معماری را در تخت مرم داریم كه از دوران زندیه باقی مانده است و این همان تاثیری است كه معماری دوره قاجار از زندیه گرفته است. در تخت مرمر یك ایوانی را می بینید كه از دو طرف به وسیله گوشواره ها به این ایوان راه دارد. همین شكل معماری را در عمارت بادگیر هم داریم. در واقع سه عمارت با یك شیوه معماری: تخت مرمر یا همان خلوت كریم خانی كه برای دوران زندیه است، عمارت بادگیر كه فتحعلی شاهی است و شمس العماره كه در زمان ناصرالدین شاه ساخته می شود. اما گفتنی است كه ابتدا وقتی ناصرالدین شاه این عمارت را می سازد به تبعیت از معماری غربی ورودی اصلی از طریق پله هایی كه در مقابل ایوان ساخته شده بودند انجام می گرفته با این كه گوشواره ها هم بودند. ولی وقتی از حیاط می آمدید از طریق پله های وسیعی كه جلوی ایوان قرار داشته وارد تالار اصلی می شدید. همان زمان با توجه به این كه همیشه فرهنگ بر روی معماری ما تاثیر گذاشته است این پله ها را حذف می كنند تا كسی مستقیما وارد فضای اصلی نشود. این مساله در خانه های معمولی هم رعایت می شده است.
وقتی وارد این خانه ها می شوید ابتدا یك هشتی وجود دارد، و این هشتی طوری ساخته شده است كه وقتی شما وارد آن می شوید نمی توانید داخل ساختمان را ببینید، و حتما باید از داخل هشتی عبور كنید تا داخل را ببینید. در عمارت شمس العماره به جای آن هشتی از این گوشواره ها استفاده شده كه همان كارایی را دارد.
از آن جایی كه عمارت شمس العماره جهت دار است، گوشواره های شمالی و جنوبی دارد، و از یكی از گوشواره ها مسیری دارد كه می توانید از طریق آن وارد طبقات بالاتر شوید. این هم دلیل داشته است. زمین شمس العماره مستطیل كامل نیست و یك مقداری قناسی دارد. همین كجی باعث شد تا در آن قسمتی كه عرض بیشتر دارد پله ها را بگذارند و از بقیه فضا برای ساختن اتاق ها استفاده كنند. به خاطر همین برای رفتن از این طرف شمس العماره به آن طرف در طبقات بالایی باید از پشت بام ها بگذریم.

* با توجه به این نكته كه شمس العماره بر اساس بعضی از طرح های ساختمان های مرتفع اروپایی ساخته شده، اما شما گفتید كه از مصالح سنتی در آن استفاده شده است. می توانید كمی درباره مصالحی كه در شمس العماره به كار رفته توضیح بدهید؟

_ مصالحی كه در ساختن شمس العماره از آن استفاده شده است عبارتند از آجر، خشت، كاه گل، ساروج و... كه ساروج نوعی ملات تركیبی از گرد آهك خالص _ خاكستر _ ماله بادی و مقدار كمی لویی (گل نی) بوده است و خیلی محكم عمل می كرده و شاید استحكام آن به اندازه سیمان باشد. از آهك در معماری شان خیلی استفاده می كردند، مخصوصا در پی ساختمان ها، چون این شفته آهك باعث استحكام بیشتر ساختمان می شود و هر چه رطوبت به آن بخورد محكم تر می شود. بر خلاف گچ كه هر چه رطوبت به آن بخورد زودتر از بین می رود. مثلا ما در حمام هایمان آهك بری داریم و این به خاطر همان رطوبت است كه باعث استحكام هر چه بیشتر آهك می شود. از دیگر مصالح استفاده شده چوب است كه حتی برای اتصال دیوارها نیز از چوب استفاده می كردند. روی پوشش هایشان از ورق استفاده می كردند كه به صورت مس بوده و آن را به وسیله كوبیدن به دست می آوردند. البته جلوتر و در زمان پهلوی از ورق گالوانیزه استفاده می كردند.

* سوالی كه این جا برای من پیش آمد این است كه شمس العماره تماما در نمای بیرونی از آجر استفاده شده است. آجر از چه زمانی وارد مصالح ساختمانی ما شده است؟

_ ساخت آجر به سال های بسیار دور باز می گردد. چادرنشین هایی كه در كنار رودها به كار گله داری مشغول بودند می دیدند كه در اثر نفوذ آتش گل های كنار آتش پخته شده و در واقع نحوه پیدایش آجر چنین بوده است. هم زمان در ساخت برج بابل خشت زدن و پختن آجر به وسیله بابلی ها ابداع شد و به همین سبب نام آجر كه یك واژه بابلی است در اغلب زبان ها به همین نام مشهور گشت؛ سپس توسط كلدانی ها پخت آجر به تكامل رسید. قابل ذكر است كه آجرهای اولیه بدون قالب و نظیر بالش ساخته می شدند. بنای «چغازنبیل» مربوط به 1250 سال قبل از میلاد، اسكلت اش از آجر و سنگ و خشت است. به طور كلی صنعت آجرپزی در عهد پیش از هخامنشی در ایران تكامل یافت و در دوره هخامنشی پخت آجرهای لعاب دار معمول گردید. و در دوره سلجوقی از آجر به عنوان مصالح اصلی برای كلیه بناهایی چون كاروانسراها، آب انبارها، بناهای شاهی، مساجد، برج ها و مقبره ها استفاده می شده است. آجر در دوره ایلخانی‌ برای پوشش طاق ها و گنبدها استفاده می شده و در دوره های بعدی نیز به عنوان مصالح اصلی در بناهای ایرانی كاركرد داشته كه همچنان هم ادامه دارد.

* با توجه به سطح مسطح شمس العماره چرا در ساختن این عمارت گنبد كه از نشانه های معماری اسلامی است حذف شده و دیگر اثری از آن نیست؟

_ بنا كردن گنبد كار خیلی مشكلی است، و ما امروز كسانی كه بتوانند گنبد را بنا كنند نداریم و اگر باشند هم خیلی عده كمی هستند و همه آنها پیر شده اند. به هر حال گنبد زدن یك سری محاسباتی می خواهد كه شاید همه ما بتوانیم روی كاغذ بیاوریم، اما اجرای بسیار دشواری دارد. من خاطرم هست كه استادی داشتیم كه می گفت، وقتی می خواستند مسجد دانشگاه شریف را بسازند، قصد بنا كردن گنبدی را داشتند كه خیلی به شكل بر می خورند. نهایتا رفتند و یك استاد كار آوردند تا بتواند این كار را انجام بدهد. البته در این مجموعه هم گنبد وجود دارد، مثل «تالار سلام» كه از این پوشش استفاده شده است ولی كاملا گنبد نیست و روی آن را پوشش شیروانی زده اند. البته شیروانی راحت تر آب را هدایت می كند و نیازی به رسیدگی ندارد. گنبد به لحاظ عایق كردن بسیار دشوار است و با عایق های قیرگونی نمی توان آن را عایق كرد. در پوشش شیروانی دوره قاجار آب از طریق شیروانی ها به راحتی حركت می كرده و از طریق ناودان هایی ورقی به زمین هدایت می شده است و در جایی كه این پوشش ورق را نداشتند، مثل زمان زندیه از فضایی با پوشش سنگی استفاده می كردند.
* ما می توانیم شمس العماره را آخرین اثر معماری ایرانی و سرآغاز معماری تاثیر گرفته از غرب بدانیم؟

_ تقریبا البته باید بدانیم كه آیا آخرین بنا بوده یا نه. ولی می توانیم آن را سرآغاز معماری تاثیر گرفته از غرب بدانیم. چون قبل از آن عمارت بادگیر را داریم كه كاملا یك معماری ایرانی است. ما قبلا در معماری ساختمانهایمان از ستون های سنگی و گچی استفاده می كردیم، ولی در شمس العماره حتی ستون فلزی داریم، و این دقیقا برمی گردد به همان زمانی كه فلز وارد معماری اروپایی می شود. در معماری قبل از شمس العماره برای ساختن حفاظ ها از چوب استفاده می كردند، ولی در شمس العماره ریخته گری و چدن استفاده شده است. اینها به ما نشان می دهد كه این عمارت به شدت از غرب تاثیر گرفته است. همین ارتفاع دادن به ساختمان یكی دیگر از نشانه های این تاثیرپذیری است. در واقع در زمان قاجار هنر و فرهنگ ایران شروع به تاثیر پذیری از غرب می كند. مثل نقاشان و دیگر هنرمندان ما در آن زمان. مثل كمال الملك كه به اروپا می رود و پرسپكتیو را وارد نقاشی ما می كند. شمس العماره هم شروع این تاثیرپذیری است ولی همچنان بر خلاف كاخ ابیض، معماری آن ایرانی است.

* ساختن این عمارت چه قدر به طول انجامیده است؟

_ معیرالممالك به وسیله معماران و استادكاران آن زمان به مدت دوسال یعنی از سال 1282 ه.ق ساخت این عمارت را شروع كرده و تا سال 1284 ه.ق به طول می انجامد. این بنا حدود 140 سال پیش ساخته شده است.

* مرمت این كاخ از چه زمانی آغاز شد، و برای مرمت آن چه كارهایی انجام دادند؟

_ طبق مدارك و تصاویر و عكس هایی كه من دیدم و گزارش هایی كه درباره آن خواندم مرمت این جا تقریبا مربوط به سال 1360 است. البته قبل از این هم یك دوره ای مرمت شده است، ولی نه به آن صورت، در دهه 60 یك سری كار اساسی روی آن انجام می دهند. بخش هایی كه داشته تخریب می شده را دوباره بازسازی كردند و در بخش هایی با تیر آن از فرو ریختن دیوارها جلوگیری می كنند. برج ساعت در حال ویرانی بوده كه محتویات داخلی اش را فلز می كنند و دوباره دورش را آجر می چینند.
آن بخشی كه پوشش چوبی داشته را تعویض می كنند و طاق ضربی می كنند. این كارها در سال های 60 تا 65 انجام می گیرد. بخش مرمت این كاخ هم در همان زمان انجام گرفت و بعد از آن كار خاصی روی آن انجام نشد. تا سال 1377 یا 78 كه یك سری پله هایی كه در زمان پهلوی به بنا اضافه شده بود (مقابل ایوان) حذف كردند. چون اصلا به معماری این بنا هم نمی خورد. بعد از حذف این پله ها طبق همان كاشی هایی كه در زمان قاجار بعد از حذف آن پله های ابتدایی روی دیوار كار شده بود آن مقدار كاشی را كه در انبار داشتیم نصب كردیم، و بقیه را نیز سفارش دادیم تا به همان شكل برایمان بسازند.


مأخذ : ایران میراث

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم دی 1387ساعت 20:11  توسط پیمان  | 

مسجد شیخ لطف الله

این مسجد بى‏نظیر هم كه شاهكار دیگرى از معمارى و كاشى‏كارى قرن یازدهم هجرى است به فرمان شاه‏ عباس اول در مدت هیجده سال بنا شده و معمار و بناى مسجد استاد محمدرضا اصفهانى بوده است. تزئینات كاشى‏كارى آن در داخل از ازاره‏ ها به بالا همه از كاشى‏هاى معرّق پوشیده شده است. باستان ‏شناسان خارجى در مورد عظمت معمارى این مسجد گفته‏ اند: «به سختى مى‏توان این بنا را محصول دست بشر دانست». شیخ‌ لطف‌ الله ازعلمای‌ بزرگ‌ شیعه‌ در لبنان‌ امروزی‌ بود كه‌ به‌ دعوت‌ شاه‌ عباس‌ اول‌ در اصفهان‌ اقامت‌ گزید. این‌ مسجد به‌ منظور تجلیل‌ از مقام‌ او و برای‌ تدریس‌ و نمازگزاری‌ وی‌ احداث‌ شد.

مسجد شیخ لطف الله‏یكى از زیباترین آثار تاریخى اصفهان كه چشم هر تماشا كننده‏اى را خیره مى‏كند و نسبت به هنرمندانى كه در انجام آن دخیل بوده‏اند به اظهار تحسین و اعجاب وا مى‏دارد مسجد شیخ لطف الله است كه در ضلع شرقى میدان نقش جهان و مقابل عمارت عالى قاپو واقع شده و به واسطه كاشیكاریهاى معرق داخل و خارج گنبد و كتیبه‏هاى بسیار زیباى خط ثلث كه مقدارى از آنها به خط علیرضاى تبریزى عباسى است از زیبایى و ظرافت كمتر نظیر دارد. این مسجد كه شاهكارى از معمارى و كاشیكارى ایران در نیمه اول قرن یازدهم هجرى است به فرمان شاه عباس اول ساختمان آن شروع شده و سر در زیباى آن در سال 1012 هجرى به پایان رسیده است. سال اتمام بناى مسجد و تزیینات كاشیكارى آن و نام استاد سازنده آن در داخل محراب معرق نفیس مسجد به خط نستعلیق سفید بر زمینه كاشى لاجوردى به این ترتیب ذكر شده است

عمل فقیر حقیر محتاج به رحمت خدا محمد رضا بن استاد حسین بناى اصفهانى 1028

درباره وجه تسمیه مسجد شیخ لطف الله باید گفت كه شیخ لطف الله اصلاً كه از مردم میش از قراى جبل عامل یعنى جبل لبنان حالیه بوده است و خاندان او همه از فقهاى امامیه بوده‏ اند چنانكه پدر وجد وجد اعلاو پسرش همه به این عنوان اشتهار داشته ‏اند. به مناسبت سعى بى اندازه پادشاهان صفوى در ترویج احكام مذهب تشیع و تشویق و اكرام فقهاى آن، شیخ لطف الله میسى عاملى نیز مانند جمع كثیر دیگرى از علماى بحرین و جبل عامل در اوایل عمر از موطن خود به قصد ایران عازم شد و ابتدا در مشهد مقدس اقامت گزید و در آنجا پس از استقاضه از محضر علماى ارض اقدس از حمله ملا عبدالله شوشترى از جانب شاه عباس بزرگ به خدمت آستانه رضوى برقرار گردید و تا تاریخ فتنه ازبكان و دست یافتن ایشان بر مشهد در آن شهر مقیم بود. سپس از شرایشان به قزوین پناه جست و در آنجابه كار تدریس مشغول شد، شاه عباس او را از قزوین به اصفهان آورد و در سال 1011 هجرى در جنب میدان نقش جهان مدرسه و مسجدى را كه هنوز هم به نام او شهرت دارد براى محل تدریس و اقامت و امامت وى پى نهاد و انجام این كار تا 1028 هجرى طول كشید و در حین اتمام همین ساختمان بود كه شاه عباس در قسمت جنوبى میدان نقش جهان كه اكنون به نام میدان شاه شهره است طرح انشا جامع اعظم پادشاهى یعنى مسجد شاه را ریخت. بعد از آنكه مدرسه و مسجد شیخ لطف الله براى تدریس و نمازگزارى او مهیا گردید. این مرد جلیل محترم در آن مدرسه كه امروز وجود ندارد مقیم شد و در مسجدى كه براى معرفى آثار هنرى ایران خوشبختانه صحیح و سالم مانده و آرزمندیم قرنهاى دیگر نیز با مراقبت فرزندان ایران جاویدان بماند، به امامت و تدریس مشغول گردید و شاه عباس براى وجه معاش او وظیفه‏اى معین و مقرر داشت. تاریخ وفات شیخ لطف الله را مولف كتاب مجمل التواریخ در سال 1032 یعنى در همان سالى كه بغداد به تصرف شاه عباس درآمده است مى‏نویسد. همچنین در عالم آراى عباسى تاریخ فوت او را مولف این كتاب در ذیل واقع سال 1032 آورده است و صریحاً مى‏گوید كه شیخ لطف الله میسى جبل عاملى در اوایل این سال و قبل از سفر دارالسلام بغداد كه هنوز ایات جلال در ییلاقات فیروزكوه بود در اصفهان مریض گشته به عالم بقا پیوست. یكى از شخصیتهاى بزرگ هنرى ایران كه نام او در مسجد شیخ لطف الله مخلد شده است علیرضاى تبریزى از خوشنویسان بزرگ زمان شاه عباس كبیر است كه كتیبه سردر مسجد و دو كتیبه بزرگ كمربندى داخل گنبد به خط زیباى اوست علیرضا چون به خدمت شاه عباس در آمد خود را علیرضاى عباسى خواند. این خوشنویس استاد نخست در تبریز شاگرد ملامحمد حسین تبریزى و علاء الدین محمد بن محمد تبریزى معروف به علاء بیك بود و خط ثلث و نسخ را نیكو مى‏نوشت. پس از آنكه در زمان شاه محمد خدابنده پدر شاه عباس تركان عثمانى آن شهر را به تصرف آوردند، علیرضا از آنجا بیرون آمده و به قزوین پایتخت دولت صفوى رفت و در مسجد جامع آن شهر منزل گرفت و به كار كتابت مشغول شد و قسمتى از كتیبه‏هاى آن مسجد را با چند قرآن در آنجا تمام كرد. علیرضا روز پنجشنبه اول شوال سال 1001 هجرى به خدمت شاه عباس درآمد و در زمره ندیمان مخصوص وى داخل شد و شاه جمعى از خوشنویسان مانند محمد رضا امامى و محمد صالح اصفهانى و عبدالباقى تبریزى را بدو سپرد تا زیردست او خط ثلث را بیاموزند. علیرضاى عباسى تا پایان عمر در زمره مقربان و ندیمان مخصوص شاه بود و در سفر و حضر در سلك مقربان شرف اختصاص داشت و به تفقدات و انعامات و نوازشهاى بى پایان شاهانه سرافراز و مفتخر و به لقب شاهنواز ملقب شد. محبت و علاقه شاه عباس به این مردهنرمند بدان پایه بود كه گاه پهلوى او مى‏نشست و شمعى به دست مى‏گرفت تا علیرضا در روشنایى آن كتابت كند

پروفسور ارتور اپهام پوپ‏ایرانشناس معاصر و مشهور امریكایى كه كتاب مشهود او تحت عنوان بررسى هنر ایران در شش جلد قطور تدوین شده و شهرت جهانى دارد راجع به عظمت صنعت معمارى و كاشیكارى مسجد شیخ لطف الله چنین نوشته است: مسجدى كه در سمت مشرق میدان شاه و مقابل ساختمان عالى قاپو قرار دارد یكى از شاهكارهاى بینظیر معمارى است كه در سراسر آسیا خود نمایى مى‏كند. این مسجد زیبا كه همچون جواهرى درخشان در تاریخ معمارى ایرانیان مى‏درخشد مسجد شیخ لطف الله نام دارد. شاه عباس بزرگ این مسجد را به افتخار پدر زن خود شیخ لطف الله كه یكى از پیشوایان عالیقدر آن زمان بود بر روى خرابه‏هایى كه از بقایاى مسحد قدیمى بحار مانده بود بنا كرد. در حقیقت میدان بزرگى كه قصر باشكوه عالى قاپو در یك طرف آن قرار داشت به چنین گوهرى گرانبها در برابر خود احتیاج داشت و شاید همین نكته شاه عباس را برآن داشت تا با ساختن این بنا كه به سختى مى‏توان آن را محصول دست بشر دانستا زیبایى میدان را به كمال رساند. در ساختمان این مسجد باردیگر استادى و مهارت هنرمندان ایرانى یك مسئله مشكل را حل كرده است بدین معنى كه چون مسجد در ضلع شرقى میدان واقع است و خواه و ناخواه در ورودى مسجد به سمت مشرق میدان خواهد بود. اگر بنا بود مسجد را نیز به همین جهت مى‏ساختند كارجهتیابى از لحاظ قبله مختلف مى‏شد. در اینجا با ایجاد یك راهرو كه از ابتداى مدخل مسجد به سمت چپ و سپس به سمت راست مى‏چرخد بر این مشكل فائق آمده‏اند یعنى اگر چه ساختمان مسجد در مشرق است و از نماى خارجى آن چنین بر مى‏آید كه دیوار جبهه آن در جهت شمال به جنوب است لكن در همین محراب دیوار بنا شده كه به سوى قبله است و وقتى به عظمت این فكر پى مى‏بریم كه در بیرون مسجد اثرى از كژى و زاویه به چشم نمى‏خورد، اما به مجرد ورود ناچاریم قبول كنیم كه صحن نسبت به نماى خارجى پیچشى دارد در صورتى كه گنبد كوتاه این مسجد به علت مدور بودن جهت یا زاویه مخالفى نشان نمى‏دهد. این گنبد یكى از زیباترین گنبدهاى اصفهان است كه از طرفى به خاطر عظمت و از طرف دیگر بر اثر تزییناتى كه از زمینه كرمى (Cafe ou lait) با نقش و نگارهایى به رنگ آبى سیر تشكیل مى‏شود نظر هر بیننده‏اى را به خود جلب مى ‏كند.

گنبد مسجد شیخ لطف الله یكى از چند گنبد یك پوششى زمان صفویه است كه با ارتفاع كم پوششى مناسبى براى صحن كوچك آن به شمار مى‏رود. از طرفى بلندى آن تا آن اندازه است كه بتواند در كنار میدان بزرگ خود نمایى كرده و بر آن فضا مسلط باشد. خمیدگى گنبد از نقطه برآمدگى بزرگ ناگهان به سمت داخل گراییده و راس گنبد را تشكیل داده است و این فشار زیاد را دیوارهاى قطور مسجد تحمل مى‏كند. )قطر دیوارها كه از پنجره‏هاى دیوار اندازه‏گیرى شده در حدود 70و1 سانتیمتر است دیوارهاى داخلى از یك هشت ضلعى شروع مى‏شود. این هشت ضلعیها هر یك به وسیله كاشیهاى طناب مانند فیروزه‏اى محصور شده و خطوط بسیار زیبا كه از آثار علیرضا است مانند قابى هر یك از اضلاع هشتگانه را در میان مى‏گیرد این خطوط از كاشیهایى به رنگ سفید خیره كننده در میان كاشیهاى آبى تیره به كار رفته است و زاویه هایى كه از این هشت ضلع به وجود آیند پایه خمیدگى بزرگ را تشكیل مى‏دهند لكن انحناى تدریجى گنبد نقطه شروع انحنا و دایره بزرگ گنبد را از نظر پنهان مى‏كنند. خمیدگى گنبد را دیوارهاى بادبادك شكل زاویه دارى به اضلاع هشت گانه وصل مى‏كند. قسمت بعدى به سمت خمیدگى به اندازه‏اى عادى و یكنواخت بزرگ گرایش دارد سرتا سر این خمیدگى به اندازه‏اى عادى و یكنواخت است كه به ندرت احساس شده یا به چشم مى‏آید. كاشیكارى پوشش داخلى گنبد از ابتدا تا انتها تقریباً به یك اندازه بود و تزیین گنبد را تشكیل مى‏دهد. دیوارهاى جانبى صحن مسجد با گل و بوته‏هاى متصل به هم به رنگ آبى در یك متن كرمیرنگ تزیین شده است. زاویه‏هاى فوقانى دیوارهاى جانبى از گل و بوته هایى كه طرح آن با سایر قسمتها تفاوت كلى دارد پوشیدئه شده و تنوع خاصى به تزیین كلى صحن بخشیده و در اولین نگاه نظر بیننده را جلب مى‏كند. زیبایى كاشیكارى این مسجد اعم از كاشیهاى معرق خود تنوعى است دلپذیر كاشى معرق ظریفترین نوع كاشى و متعلق به قرن هفدهم است. در حقیقت كاشى معرق نوع ظریفى از كاشى هفت رنگ قرن پانزدهم و شانزدهم است. تزیینات سطح داخلى گنبد عبارت است از ستاره‏هاى بسیار بزرگ مكرر به رنگ زرد طلایى كه با طرح درهمى از پیچكهاى به هم پیچیده پوشیده شده. طرح و ترسیم این مسجد و نقشه قالیهاى اردبیلى منبع الهام مشتركى دارند. ضمناً شباهت بسیار نزدیك با تزیینات مسجد شاه دارد، كاشیكارى بقیه گنبد از طاق رومیهایى تشكیل شده كه هر یك شامل گل و بوته‏هاى زیبایى است. این گل بوته‏ها در پارچه بافى هم به كار رفته و هم اكنون نمونه هایى از آن وجود دارد. روشنایى داخل این مسجد نیز قابل توجه است. در اطراف گنبد به فواصل روشنایى داخل این مسجد نیز قابل توجه است. در اطراف گنبد به فواصل منظم سوراخهایى در قطر گنبد تعبیه شده كه به وسیله پنجره‏هاى گچبرى از داخل و خارج مسدود مى‏شود. این گچبریها عباراتند از طرحهاى منظمى كه به نسبت مساوى فضاى خالى در میان آنها وجود دارد. مجموع نورهایى كه از این پنجره‏ها به داخل مى‏تابد زیبایى آسمانى و خیالپرورى به تزیینات كلى صحن مى‏بخشد. كوچكترین نقطه ضعفى در این بنا دیده نمى‏شود اندازه‏ها بسیار مناسب نقشه طرح بسیار قوى و زیبا به طور خلاصه توافقى است بین یك دنیا شور و هیجان و یك سكوت و آرامش با شكوه كه نماینده ذوق سرشار زیباشناسى بوده و منبعى جز ایمان مذهبى و الهام آسمانى نمى‏تواند داشته باشد. كتیبه‏هاى زیبایى كه علیرضا بر داخل و خارج این مسجد نگاشته زیباترین خط زمان خود است نابغه‏اى كه این همه شكوه و جلال زیبایى و هنر را به این مسجد بخشیده كسى است كه سمت چپ و راست محراب را امضا نموده و خود رافقیر حقیر محتاج به رحمت خدا محمد رضا بن استاد حسین بناى اصفهانى معرفى كرده است و بعد از نام او تاریخ 1028 هجرى (1618 میلادى) دیده مى ‏شود



در ضلع شرقى میدان نقش جهان اصفهان، روبه روى كاخ عالى قاپو، مسجدى قرار دارد كه از زیباترین و چشمگیرترین آثار تاریخى اصفهان است. این بنا كه به مسجد شیخ لطف الله معروف است در زمان حكومت سلسله صفویه به منظور عبادت و تدریس شیخ لطف اله ساخته شد. شیخ لطف الله از علماى شیعى مذهب لبنان و فرزند شیخ عبدالكریم بوده است كه در زمان صفویه، به دلیل رسمیت یافتن مذهب تشیع به عنوان مذهب ایرانیان، همراه با بسیارى دیگر از جمله شیخ بهائى به ایران مهاجرت كرد. این مرد روحانى به هنگام ورود مورد احترام واقع شد و در آغاز به مشهد مقدس رفته ضمن سكنى گزیدن در آن دیار به تبلیغ مذهب تشیع پرداخت. شیخ لطف اله همزمان با تصمیم شاه عباس براى پایتخت قرار دادن اصفهان به این شهر كوچ كرد. شاه عباس صفوى براى اینكه این عالم به تدریس و تبلیغ و امامت مشغول شود دستور داد تا مسجد و مدرسه‏اى براى او بنا نهند. از این رو بناى این مسجد و مدرسه در سال 1011 هجرى قمرى آغاز شد و تا سال 1028 به دراز كشید. شیخ لطف الله پس از اتمام بناى مسجد و مدرسه به فعالیتهاى مذهبى پرداخت. مدرسه كه ذكر آن به میان آمد، امروزه وجود ندارد، اما مسجد آن همچنان با زیبایى تمام باقى است. شیخ لطف‏اله بر اساس مندرجات كتابهاى عالم آراى عباسى و مجمل التواریخ در سال 1032 هجرى قمرى بدرود حیات گفت.

مسجد شیخ لطف اله چند تفاوت اساسى به دیگر مساجد اصفهان دارد. این مسجد داراى صحن نیست و مناره نیز ندارد، حال آنكه مساجد باستانى دیگر معمولاً صحنى بزرگ و مناره یا مناره هایى نیز دارند. گنبد مسجد شیخ اله با گنبدهاى مساجد دیگر متفاوت است و دو پوش پیوسته است. این مسجد به خلاف مساجد دیگر وسعت چندانى ندارد و در حقیقت نمازخانه‏اى كوچك است.

از عجیب‏ترین هنرهاى به كار رفته در این مسجد كه زاییده ذوق و استعداد هنرمندان معمار ایرانى است، حل مشكل قبله در این مسجد است كه در شرق میدان واقع است. پوپ در این زمینه چنین نوشته است:

... چون مسجد در ضلع شرقى میدان واقع است و خواه ناخواه در ورودى مسجد به سمت شرق میدان خواهد بود، اگر بنا بود مسجد را نیز به همین جهت مى ‏ساختند، كار جهت یابى از لحاظ قبله مختل مى‏ شد. در اینجا با ایجاد یك راهرو كه از ابتداى مدخل مسجد به سمت چپ و سپس به سمت راست مى ‏چرخد، بر این مشكل فائق آمده ‏اند ؛ یعنى اگر چه ساختمان مسجد درمشرق است و از نماى خارجى آن چنین بر مى‏آید كه دیوار جبهه ان در جهت شمال به جنوب است لیكن در همین دیوار محراب بنا شده كه به سوى قبله است و وقتى به عظمت این فكر پى مى ‏بریم كه در بیرون مسجد اثرى از كجى و زاویه به چشم نمى ‏خورد اما به مجرد ورود ناچاریم قبول كنیم كه صحن نیست به نماى خارجى پیچش دارد در صورتى كه گنبد كوتاه مسجد به علت مدور بودن جهت با زاویه مخالفى نشان نمى ‏دهد.

البته باید خاطر نشان كرد كه دهلیز ورودى مسجد به این دلیل كه همانند زاویه‏ اى قائمه ساخته شده كمتر كسى به محض ورود انحراف مسجد را نسبت به ضلع میدان در مى ‏یابد.

بناى مسجد بر یك چهار ضلعى استوار است كه در قسمت بالاتر بنا به هشت ضلعى تبدیل شده در نهایت دایره وار به ساقه گنبد مى ‏پیوندد.

دیوارهاى مسجد شیخ لطف اله براى تحمل سنگینى و فشار گنبد قطور ساخته شده ‏اند و به طورى كه آن را از قسمت پنجره‏ها اندازه گرفته‏اند به یك متر و هفتاد سانتیمتر و در قسمتهاى اصلى به پیش از دو متر هم مى‏رسد. كف مسجد از سطح میدان بالاتر است. در ساختمان و تزئین اژدرهاى سردر و جلوخان و همچنین سكوهاى طرفین سردر، مرمرهاى بسیار خوب به كار رفته و بفیه قسمتهاى جلوخان و سر در با كاشیهاى خشتى الوان و معرق زینت یافته‏اند. در این تزئینات نقوش هندسى، گل و بوته، طاووس و همچنین كتیبه هایى به چشم مى‏خورد كه به خط خوش نسخ و نستعلیق نوشته شده‏اند. اطراف جناغ تاق با كاشى پیچ فیروزه‏اى زینت یافته است. مقرنس كارى بى نظیرى از كاشیكارى معرق زیر جناغ تاق وجود دارد كه زیر آنها در وسط سردرپنجره‏اى مشبك از كاشى ساخته‏اند. سردر با نقوش و رنگهاى متنوعى تزئین شده‏است كه چشم را خیره مى‏كند. بالاى پنجره‏اى سر در مسجد دو كتیبه به خط نستعلیق وجود دارد كه یكى از آنهاچنین عبارتى را در بردارد: ((مایه محتشمى خدمت اولاد على است)) كتیبه بزرگ و اصلى واقع در سر در مسجد به خط علیرضا عباسى است كه با خط ثلث بر كاشیهاى معرق نوشته شده است. دو كتیبه بزرگ كه به صورت كمربندى درون گنبد موجودند نیز به خط همین استادند. علیرضا عباسى از هنرمندان بزرگ عهد صفویه است. او تبریزى بود و خطوط ثلث و نسخ را در محضر استادانى چون ملا محمد حسین و علاء الدین محمد بن محمد تبریزى آموخت. او هنگام تصرف تبریز به دست عثمانیان به قزوین آمد و هنگامى كه پایتخت از قزوین به اصفهان منتقل گردید او نیز همچون شیخ لطف اله به اصفهان آمد. او به آموزش بسیارى از خطاطان آن زمان پرداخت. خط علیرضا عباسى را در بسیارى از كتیبه‏هاى موجود در بناهاى تاریخى شهرهایى چون مشهد، قزوین و اصفهان مى‏توان مشاهده كرد. از تاریخ مرگ این هنرمند اطلاع دقیقى در دست نیست.

نقوش و رنگهاى به كار رفته در كاشیكارى استادانه گنبد مسجد از زیباترین كاشیكاریهاى موجود در معمارى ایران است. نور درون مسجد از پنجره‏هاى مشبكى كه در جوانب گوناگون ساقه گنبد ساخته شده‏اند تامین مى‏شود. پرتوى كه از این پنجره‏ها به درون مسجد مى‏تابد، علاوه بر اینجاد روشنایى كافى، خود به خود نمایشگر فضاى روخانى بناست. ساقه گنبد با كاشیهایى آبى رنگ و نقوش گل و بوته و كتیبه‏اى از كاشیهاى معرق شامل چند سوره كوتاه از قرآن دارد، تزیین شده است. فاصله بین پنجره‏ها را نیز كتیبه هایى از كاشیهاى خداوند زینت بخشیده است كه به شیوه خط بنایى جلوه گرى مى ‏كند.

محراب مسجد زیباى شیخ لطف اله از شاهكارهاى بى نظیر هنر معمارى و از زیباترین محرابهایى است كه در مساجد دیگر اصفهان مى‏توان مشاهده كرد. این محراب با كاشیكارى معرق و مقرنسهاى بسیار دلپذیر تزیین شده است. درون محراب دو لوح وجود دارد كه عبارت »عمل فقیر حقیر محتاج برحمت خدا محمد رضا بن استاد حسین بناء اصفهان« را مى‏توان در آنها مشاهده كرد. در اطراف محراب كتیبه‏هاى دیگرى به خط علیرضا عباسى و خطاط دیگرى كه باقر نام داشته است، دیده مى‏شود. در این كتیبه‏ها روایاتى از پیامبر اكرم و امام ششم شیعیان امام جعفر صادق نقل شده است. اشعارى نیز بر كتیبه‏هاى ضلعهاى شرقى و غربى به چشم مى‏خورد كه احتمالاً سراینده آنها شیخ بهایى، عارف دانشمند و شاعر بزرگ دوره صفوى است.

همان طور كه گفته شد در ورودى مسجد به دهلیزى به صورت زاویه‏اى قائمه باز مى‏شود كه به دو در دیگر مى‏انجامد كه از دو مى‏توان وارد مسجد شد. یكى از این درها به طرف محراب و دیگرى به سوى شمال غرب مسجد قرار گرفته است. از همین دهلیز به شبستان زمستانى و همچنین به پشت بام نیز مى‏توان وارد شد.

پوپ در مورد این مسجد نوشته است:

... كوچكترین نقطه ضعفى در این بنا دیده نمى‏ شود، اندازه ‏ها بسیار مناسب، نقشه طرح بسیار قوى و زیبا و به طور خلاصه توافقى است بین یك دنیا شور و هیجان و یك سكوت و آرامش با شكوه كه نماینده ذوق سرشار زیباشناسى بوده و منبعى جز ایمان مذهبى و الهام آسمانى نمى ‏تواند داشته باشد

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم دی 1387ساعت 20:10  توسط پیمان  | 

روستای ابیانه

بررسی های مقدماتی باستان شناسی در حریم منظری روستای تاریخی ابیانه به شناسایی یک سکونتگاه ساسانی در این روستا منجر شد.
روستای تاریخی ابیانه یکی از مهمترین روستاهای تاریخی کشوراست که در نزدیکی نطنز واقع شده است. وجود شواهد اولیه در این روستا از قبیل آتشکده و قلعه های تاریخی نشانگر آن است که قدمت این روستا به دوره ساسانیان بازمی گردد.
"زهرا ساروخانی"، باستان شناس اداره میراث فرهنگی و گردشگری کاشان با اشاره به بررسی های مقدماتی انجام گرفته در ابیانه گفت: « این بررسی ها که در مدت زمان کوتاهی، تنها دو روز، انجام شد نتایج بسیار خوبی در پی داشت که ادامه آن در قالب یک برنامه پژوهشی و بررسی های میدانی می تواند نتایج سودمند تری به همراه داشته باشد.»
او گفت: «نتایج بدست آمده از این بررسی ها به شناسایی استقرارگاه های اولیه ساکنان روستای ابیانه منجر شد. محوطه شناسایی شده حدود 600 در 300 متر مربع وسعت دارد و عناصر شناسایی شده پیرامون آن که عموما معماری هستند، بیانگر وجود ارتباط نزدیک آثار با با یکدیگر است.»
چگونگی این ارتباط و کشف شاخصه های تاریخی موجود در این محوطه نیاز به بررسی جامع و کامل تری دارد که می توان در یک برنامه پژوهشی به آن پرداخت.
ساروخانی با اشاره به بکر بودن روستای ابیانه برای انجام پژوهش های باستان شناسی گفت: «پژوهش های میدانی و باستان شناسی در روستای تاریخی ابیانه می تواند به کشف آثار متعددی منجر شود. این روستا از منظر معماری و میراث طبیعی امروز حائز اهمیت فراوانی است و پژوهش های باستان شناسی می تواند بر اهمیت این روستا بیفزاید.»
بررسی های باستان شناسی که به صورت مقدماتی در روستای تاریخی ابیانه انجام گرفته در راستای استعلامی بود که برا ی ساخت هتل در ابیانه، تقدیم پایگاه پژوهشی روستای ابیانه شد. با کشف این محوطه باستانی در حریم منظری روستا، پایگاه پژوهشی با ساخت هتل مخالفت کرد.
پیش از این نیز رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری با ساخت هتل در ابیانه مخالفت کرده و از مسئولان پایگاه خواسته بود با آماده سازی خانه های بزرگ و متروک روستا، مراکزی را برای گردشگران ایجاد کنند.
روستای تاریخی ابیانه به روستای سرخ در ایران شهرت دارد. این روستای تاریخی به صورت پلکانی ساخته شده است و هم اکنون در فهرست آثار تاریخی و باستانی کشور به ثبت رسیده است.


اطلاعات عمومی


هسته اولیه

در قسمت شرق خانه های ابیانه تپه ای خاکی قرار دارد که بر روی آن قلعه ای بنام نزاتون ساخته شده است .با استناد به شواهد موجود، بنای خانه های مسکونی اولیه دراطراف قلعه نزاتون بوده، اما دراثر مرور زمان و وقوع زلزله ای که باعث ریزش دیواره سنگی کوه شد، خانه ها به سمت غرب (محل چشمه) امتداد یافتند و محدوده روستا به صورت فعلی در آمد


--------------------------------------------------------------------------------


معیشت

در گذشته اقتصاد روستا بر پایه باغداری ، کشاورزی و دامپروری استوار بود. باغهای میوه در جنوب و در کنار رودخانه، مراتع سرسبز در اطراف وپیرامون روستا و آغلهای دام و انبار علوفه در زمینهای نزدیک روستا بچشم میخورد
وجه تسمیه

در ریشه یابی نام ده که در مجاورت و مکاتبات یا به زبان فارسی به صورت ابیانه در آمده است. گاهی در ذهن بعضی ها به صورت ( آب یا نه = آب هست یا نه ) بیان شده است که البته توجیه درستی نیست وبرای ریشه یابی نام ده باید به گویش خود مردم ده رجوع کرد. مردم روستا نام ابیانه را ویونه = ویانه و خود را ویانه ای = ابیانه ای یا ویونج می نامند و می گویند این کلمه همان بیدبن و واژه ویانه از بیدانه و بیدستانه است که در مکاتبات و گفتار فارسی به صورت بیانه و ابیانه تحریف شده است

جنس خاک و سنگها
ویژگیهای زمین شناسی منطقه

اشتوکلین عمده ترین ساختمان در رشته کوههای بین کاشان – اردستان ( که دره ابیانه را شامل می شود ) را طاقدیس بزرگ بالا آمده می داند که هسته مربوطه به پالئوزوئیک – تریاس آن در منطقه ابیانه و چیمه رخنمون دارد . روند محور این طاقدیس شمال غرب – جنوب شرق بوده که بر روند عمومی منطقه منطبق است . قدیمیترین تشکیلات زمین شناسی در منطقه مربوط به تشکیلات پرکامین است که بر روی آن به ترتیب تشکیلات پالئوزوئیک قرار دارد . تشکیلات دوران چهارم شامل تشکیلات پلیوستوسن و آبرفتهای قدیمی می باشد .جنس سنگهای دره ابیانه متفاوت بوده ، به طوری که تشکیلات پالئوزوئیک از قبیل د.ل.میتهای سبز رنگ ماسه سنگهای قرمز رنگ ، آهکهای تربلویت دار بر روی ماسه سنگها ( ماسه سنگ کنگلومرای ابیانه با ضخامت 50 متر و دانه های ریز قرمز رنگ که دارای میان لایه های مارن ماسه ای و شیل می باشد ، به طور هم شیب ولی با وقفه ای در رسوب گذاری و بر روی نهشته های پرمین قرار گرفته است ) دیده مس شود . لذا در اثر فعالیتهای تکنونیکی و گسلی کاملا خرد شده و ایجاد پرتگاههایی را نموده است .



--------------------------------------------------------------------------------


زمین شناسی منطقه

مخروط افکنه : حدود 400 متر بعد از دو راهی نطنز – کاشان به طرف دره ابیانه اولین واحد ژئومورفولوژی که نظر هر بیننده ای را به خود جلب می کند واحد مخروط افکنه است . این مخروط افکنه ، بزرگترین مخروط افکنه در منطقه کرکس نطنز در مصب رودخانه برزورد و چیمه رود ( رود هنجن ) قرار دارد که ارتفاع آن از 1500 متر شروع و در 1100 متری خاتمه می یابد .



--------------------------------------------------------------------------------


سنگها

سنگهای موجود در دره ابیانه بسته به نوع و جنس ، مقاومت متفاوتی را در برابر فرسایش از خود نشان داده اند و این امر موجب ایجاد فرمها و اشکال مختلفی در منطقه مورد مطالعه گردیده است . بدلیل شرایط آب و هوایی خشک – نیمه خشک دره ابیانه ، فرایندهای فرسایش مکانیکی بیش از شیمیایی موثر هستند . در قسمتهای مرتفع و شیبهای تند این منطقه ، تخریب مکانیکی بسیار شدید است . زیرا پوشش گیاهی و پوشش خاک که موجب محفوظ نگهداشتن زمین در مقابل تغییرات حرارتی می شود وجود ندارد . یکی از نمونه های قابل توجه ریزش سنگ در اطاف روستای ابیانه دیده می شود . این روستا در دره نسبت عمیق و در دامنه دیواره های مرتفع و تقریبا قائم کوه قرار گرفته است . و جنس سنگهای قسمتهای بالائی دره ، اهکی و ماسه سنگی است و دارای شکستگیهای زیاد است . چنین شرایطی باعث شده است که آهکها به صورت قطعات کوچک و بزرگ سقوط کنند و به روستا به حرکت درآیند . چنین وضعی می تواند تهدیدی دائم برای مردم روستای ابیانه باشد . با توجه به کیفیت ساختمانی منطقه و آب و هوا ، باد نقش فرسایشی مهمی در این دره انجام نمی دهد و فرسایش بادی در مقایسه با سایر پدیده ها اهمیت چندانی ندارد

گیاهان منطقه

بطور کلی گیاهان در این منطقه به دو دسته تقسیم میشوند

الف- دسته ای که جنبه علوفه دارند و آذوقه حیوانات به حساب می آیند
ب- دسته ای که جنبة خوراکی انسان راتشکیل می دهند و از ریشه و گل و میوه آن مصارف مختلفی بعمل می آید ، مانند
گون - زعفران - قارچ خورو– گل محمدی - گل لاله وحشی - گیاه ملازمبر- درختان میوه مثل سیب- آلو- گردو- بادام- انگور- گیلاس و... و گیاهان خودرو مثل شبدر - مرغ - علف مارلیخه - شوجا (خاکشیر) - علف شیراکویا - علف شودرا - علف مچا. بوته گون کتیرا نیز در مراتع ابیانه به وفور روئیده میشود که در گذشته مصارف صنعتی داخلی داشته و یکی از اقلام صادراتی کشور نیز بوده است. درختان بید ، چنار ، سرو و .. نیز در این منطقه به وفور وجود دارند.


حمام ها

دو باب حمام كه به اصطلاح مردم ده گرم آوه : گرمابه میگفتند .كه یكی در محله پایین ده ودیگری در محله یسمان میباشد

آسیابها

دارای سه آسیاب آبی میباشد كه یكی از آنها درسمت غربی مسجدحاجتگاه قرار گرفته است.چاه آبی : كه این چاه در مزرعة گهه بالای ابیانه واقع در قل ع ه شكاكی واقع بوده است .


--------------------------------------------------------------------------------


قبرستان قدیمی

كه این قبرستان قدیمی ده در قسمت شرقی قلعه شكاكی واقع بوده است.


بناهای مسکونی

ساختمانهای موجود در روستا از دوره سلجوقیان به بعد میباشند که در طول این سالها بارها مورد مرمت و باز سازی قرار گرفته اند.

خانه های دوره سلجوقی :

فرم این خانه ها دارای یك ایوان جنوبی به ارتفاع 5 متر است. اطراف این ایوان خانه های دو طبقه بالا رفته و اتاقها قرار دارد و در هر خانه یك فضای باز بنام صفه تعبیه شده و این از آن جهت بوده كه خانه ها حیاط ندارد و بعنوان حیاط مسقف کار میکرده است و همچنین برای مراسم عزا و عروسی مورد استفاده قرار میگرفته است.


خانه های دوره صفویه :

در این دوره توجه بیشتری به صفه شده وخانه های چهار صفه ای پیشرفت كرده است . قرینه سازی در آن ها رعایت شده و تزئینات داخلی هم كامل اً از دوره قبل متمایز است. - خانه های دوره قاجاریه : از اواخر دوره صفویه در وضع عمومی روستا رکود بوجود آمد و تا اواخر دوره قاجار ادامه داشت.


معماری


موقعیت و نحوه استقرار

روستای ابیانه بر دامنه کوه مستقر شده و از شیب به طرف بالا رشد میکند. دو قلعه به نامهای قلعه هرده و قلعه پل درقفا و درسمت شمالی آن قرار گرفته اند، در قسمت جنوبی روستا پس از بالا رفتن از بستر رودخانه ( قسمت اغات ) قلعه دیگری بنام قلعه همونه دیده میشود. در موارد خطر این نحوه استقرار از نظر سوق الجیشی امتیازی محسوب میشد و این بخاطر تسلط روستا بر دشت و همچنین پناه گرفتن برسینه کوه و دفاع طبیعی آن بوده است
الف ) بافت


موقعیت و استقرار بافت روستا بشکل خطی است و در امتداد نهر منشعب از چشمه میباشد. باغات و کشتزارها در جنوب نهر جای دارند که با استفاده از شیب زمین، براحتی میتوانستند از آبهای سطحی بهره مند شوند. افزایش جمعیت موجب گسترش روستا شد. روستا به سه محله تقسیم شده است. در قسمت جنوبی نهر محله یسمان و در قسمت شمالی نهر محله پل ودر بخش شرقی روستا محله هرده واقع شده است.

قرار گیری ابیانه در یک منطقه کوهستانی، ویژگیهای خاصی به معماری این روستا داده است که به این موارد میتوان اشاره کرد

گسترش روستا بر روی شیب کوه، باعث شده که از وزش بادهای شدید در امان باشد. این مسئله برای محفوظ نگاه داشتن بنا ها در مقابل فشارهای جانبی وهمینطور کنترل حرارت، نقش مهمی دارد.
زمینهای ابیانه از جنس سنگی یا رسی است و این مسئله باعث میشود که آبهای سطحی جذب زمین نشده و در بستر رودخانه جاری شود و مورد استفاده کشاورزی و باغداری قرار گیرد.

ساختمانهای روستا معمولاً دو تا سه طبقه ارتفاع دارند و نحوه قرارگیری خانه ها در شیب کوه موجب شده که از طبقه دوم به بالا منظره زیبای دره مشاهده شود، علاوه بر آن تابش نور خورشید و جریان هوا به تهویه و مطبوع شدن هوای فضاهای داخلی کمک میکند

سرازیر شدن سیلابها که غالباً در بستر دره مسیر خود را باز میکنند و همینطور سیلابهای کوهستانهایی که مشرف به روستای ابیانه میباشند، عامل دیگری است که موجب استقرار روستا در مکان فعلی شده است. در ساخت خانه ها که بر دامنه شمالی دره قرار گرفته اند ضمن تبعیت از فرم فیزیکی تپه، سعی شده که جهت روبه قبله کلیه ساختمانها رعایت شود.

ب) مصالح و ساختار

در ساخت بناهای روستا کلاً ازدونوع مصالح با قابلیتهای فنی متفاوت استفاده شده است. گروه اول مصالحی مانند سنگ و خشت که بیشتر بعنوان عناصر سازه ای عمودی در دیوار ها ، جرزها و غیره استفاده میشود( در ساخت پی های بناها سنگهای طبیعی کوه مورداستفاده قرار میگیرد) و گروه دوم انواع چوب که بعنوان عنصر کششی در سقفها و سردر بازشوها و موارد مشابه مورد استفاده قرار میگیرد. چوبهای مورد نیاز را از درختان کبوده، تبریزی، چنار، صنوبر، شاخ و برگ بید، نی و مانند آنها بدست میاورند. برای اندود درون و بیرون ساختمانها نیز از ملات خاک قرمز و کاه استفاده میکنند که به دلیل چرب بودن جنس خاک، دوام خوبی دارد و مانع نفوذ رطوبت میشود. خاک زرد (هوک زرا) و خاک سفید (هوک اسپی) نیز برای اندود مورد استفاده قرار میگیرد اما دوام خاک قرمز را ندارد. شکل طبیعی منطقه ای که روستای ابیانه در آن قرار گرفته به گونه ایست که اجازه هر فرم ساخت و ساز را نمیدهد. اکثر بناها به دلیل اینکه در دامنة صخره ای تپه واقع شده اند، فاقد حیاط میباشند

ج ) معماری
در این زمینه به اختصار میتوان به نکات زیر اشاره کرد

در معماری و تقسیم فضاهای داخلی نیز اقلیم کاملاً مورد توجه بوده و برای جلوگیری از اتلاف انرژی در فصول سرد وگرم سال تدابیر مختلفی در نظر گرفته شده است. استفاده از دیوارهای بیرونی با مصالح خشتی به ضخامت زیاد، اندود کاهگل دیوارها و بام، سقفهای چوبی و استفاده از گیاه چزه بعنوان عایق رطوبتی و حرارتی بر روی آن، چند عملکرده بودن فضاهای داخلی ، مانند فضاهای زمستان نشین و تابستان نشین و همچنین استفاده از روزنه های کوچک جهت نورگیری، از دیگر راه حلهایی است که به معماری این روستا هویتی ویژه می بخشد. دربها و پنجره ها همه از چوب ساخته شده اند و در ساختمانهای قدیمی کارهای گره چینی بسیار ظریف و زیبایی بچشم میخورد.


زبان مردم

به زبانی كه مردم ابیانه با آن گفتگو می كنند اصطلاحاً « فرس قدیم» می‌گویند و شاخه‌ای از زبان رایج مردم منطقه نطنز، سیمه و جوشقان قالی است و به زبان بعضی از نقاط مركزی ایران و حدود سمنان و سبزوار نزدیك است.

از ویژگیهای این زبان این كه از نظر ساختار در گردش خود خیلی روان است . واژه ها را صریح ادا می كند و دنباله واژه ها را كش و قوس آنچنانی نمی‌دهد تا لهجه بوجود آید.

غذاهای محلی وپوشاك
« گیپا» كه در موقع سر برسیدن گوسفندان قلیه‌ای تهیه می شود یكی از غذاهای ویژه مردم ابیانه است كه جنبه تشریفاتی نیز دارد. غذاهای « جوین» كه شامل جو شیرین و ترش می شود « كاروانی» كه با كشك ساییده و نعناع داغ و پیاز تهیه می شود « آردینه» كه باسبزیهای محلی و دوغ و كشك « قرمه » یا « قلیه» كه از گوشت گوسفند تهیه می شده روغن و نان محلی از جمله دیگر غذاهای مردم ابیانه است.

اما پوشاك مردان ابیانه عبارت بوده از كلاه نمدی ، قبا، زیرپوش قبا ، شال كمر، تنبان گشاد از كرباس یا متقال، گیوه محلی و پوشش زمستانی كمرچین یا سرداری ، كفش چرمی، شنل ترمه ای ، كلاه كله قندی دست دوز و عرقچین كه در حال حاضر در لباس محلی مردان تنها تنبان گشاد باقی مانده است.

پوشاك زنان نیز شامل چارقدی از پارچه گلدار مربع شكل به ابعاد 5/1 متر است كه سروگردن و سینه ها را بخوبی می پوشاند ، پیراهن گشاد با یقه و چاك‌های آرایش ده از پارچه گلدار، و تنبان یا شلیته است كه جامه‌ای پرچین بوده و ازكمر تا پایین زانو را می پوشاند و درهوای زمستانی به این لباس روپوشی به نام « آرخالق» زنانه یا نیم تنه مخملی اضافه می شود.

ابیانه

روستای زیبای ابیانه با بافت خشتی سرخ رنگ و انسجام معماری، انسان را مجذوب می کند. اما ابیانه به خانه سالمندان تبدیل شده، همه رفته اند جز پیرمردها و پیرزن هایی که چین و چروک همه صورتشان را در بر گرفته است

در ۴۰ كیلومتری شمال غربی نطنز از استان كاشان در دامنه كوه كركس روستایی بس كهن واقع است به نام ابیانه. این روستا را به اعتبار آثار و بناهای تاریخی پرتنوعش باید از زمرهٔ استثنایی ‏ترین روستاهای ایران به شمار آورد. شكوه معماری بومی و سرشار از زیبایی این روستا، آن را در شمار نمونه‏ های كم نظیر دیدنی‏های جهان درآورده است. ابیانه نقطه ‏ای خوش منظره و خوش آب و هوا و دارای موقعیت طبیعی مساعدی است. در دورهٔ صفویه هنگامی كه شاهان صفوی برای ییلاق به نطنز می‏رفتند بسیاری از نزدیكان آنها و درباریان ترجیح می‏دادند در ابیانه اقامت كنند. شمار خانه ‏های ابیانه در سرشماری سال ۱۳۶۱ برابر با ۵۰۰ واحد برآورد شده؛ این خانه‏ ها تماماً بر روی دامنه پرشیبی در شمال رودخانه برزرود بنا شده است به صورتی كه پشت بام مسطح خانه‏ های پایین دست، حیاط خانه‏ های بالادست را به وجود آورده است و هیچ دیواری هم آنها را محصور نمی‏سازد. در نتیجه، ابیانه در وهلهٔ اول روستایی چند طبقه به نظر می‏آید كه در بعضی موارد تا چهار طبقهٔ آن را می‏ توان مشاهده كرد. اتاقهای ابیانه به پنجره‏های چوبی ارس مانند مجهزند و اغلب دارای ایوانها و طارمیهای چوبی پیش آمدهٔ مشرف بر كوچه ‏های تنگ و تاریك‏اند كه خود به صورت مناظر جالبی درآمده‏اند. نمای خارجی دیوارهای خانه‏ های ابیانه با خاك سرخی كه معدن آن در مجاورت روستاست پوشیده شده است. از آنجا كه در دامنه ‏های شیبدار ابیانه فضای كافی برای ساختن خانه‏ های موردنیاز وجود ندارد در این روستا چنین رسم شده است كه هر خانواده انبار غار مانندی در تپه‏های یك كیلومتری روستا، در كنار جاده و نرسیده به ابیانه ایجاد نماید. این غارها كه در دل تپه‏ ها حفر شده‏اند و از بیرون تنها درهای كوتاه و محقر آن نمودار است برای نگهداری دامها و نیز آذوقهٔ زمستانی و اشیای غیرضروری مورد استفاده قرار می‏گیرد. زندگی مردم ابیانه كشاورزی و باغداری و دامداری است كه با روشهای سنتی اداره می‏شود. بیشتر زنان در امور اقتصادی با مردان همكاری دارند. ابیانه دارای هفت رشته قنات است كه برای آبیاری مزارع و باغات مورد استفاده قرار می‏گیرد. گندم، جو، سیب‏ زمینی و انواع میوه به خصوص سیب، آلو، گلابی، زردآلو، بادام و گردو در ابیانه به دست می‏آید. در سالهای اخیر قالی‏بافی در ابیانه رواج پیدا كرده و نزدیك به ۳۰ كارگاه قالی‏بافی در آنجا دایر شده است. در گذشته گیوه ‏بافی از جمله مشغله‏ های پردرآمد زنهای ابیانه بوده است كه امروزه تا حدی متروك شده است. مردم ابیانه به سبب كوهستانی بودن منطقه و دور بودن محل آنها از مراكز پر جمعیت و راههای ارتباطی، قرنها در انزوا زیسته و در نتیجه بسیاری از آداب و رسوم قومی و سنتی و از جمله زبان و لهجهٔ قدیم خود را حفظ كرده ‏اند. زبان مردم ابیانه فارسی با لهجهٔ خاص ابیانه ‏ای است كه با لهجه‏ های متداول در جاهای دیگر تفاوت اساسی دارد. لباس سنتی آنها، هنوز هم میان آنها رواج دارد و در حفظ آن تاكید و تعصب از خود نشان می‏دهند، در مردان شلوار گشاد و درازی از پارچهٔ سیاه و در زنها پیراهن بلندی از پارچه‏ های گلدار و رنگارنگ است.
علاوه بر این، زنهای ابیانه معمولاً چارقدهای سفیدرنگی بر سر دارند. قدیم‏ترین اثر تاریخی ابیانه آتشكده‏ای است كه مانند دیگر بناهای ده در سراشیبی قرار گرفته است. آتشكده ابیانه را نمونه ‏ای ازمعابد زردشتی دانسته‏اند كه در جوامع كوهستانی ساخته می‏شد. مهم‏ترین بنا و اثر تاریخی این روستا یك باب مسجد جامع و قدیم‏ترین اثر تاریخی این مسجد منبر چوبی منبت‏كاری آن است كه در سال ۴۶۶ هجری قمری ساخته شده است. مسجد قدیمی دیگر ابیانه مسجد برزله است كه دارای فضای دلبازی است و روی لنگه در شرقی آن سال ۷۰۱ هـ . ق. نوشته شده است كه مربوط به دورهٔ ایلخانان است.مسجد تاریخی دیگر ابیانه مسجد حاجتگاه است كه كنار صخره‏ای در كوهستان بنا شده و بر در ورودی شبستان آن تاریخ ۹۵۲هـ . ق. مشاهده می‏شود. روستای ابیانه دارای دو زیارتگاه است: یكی مرقد شاهزاده عیسی و شاهزاده یحیی در جنوب روستا كه به گفته اهالی فرزندان امام موسی كاظم (ع) بوده‏اند؛ و زیارتگاه دیگر ابیانه قدمگاه نامیده می‏شود. از جمله جاها و اماكن دیدنی دیگر ابیانه می‏توان از خانه غلام نادرشاه و خانه نایب حسین كاشی نام برد.

ابیانه آمیزهایی از هنر وسنت

اصفهان موزه گرانبهایی است که دنیایی از هنر ایرانی و اسلامی را در خود جای داده است بدون شک آثار تاریخی ارزشمندی که در جای جای این شهر و استان زیبا به چشم می خورد شهرت عالم گیر دارد و همه را از گوشه و کنار ایران و اقصی نقاط جهان به سوی خود می کشد تا آثار به یاد مانده از اعصار و قرون گذشته تاریخ پر افتخار ایران زمین و هنر پر استعداد هنرمندان این مرز و بوم را به نظاره بنشینند .
روستای ابیانه در اصفهان و 50 کیلومتری جاده کاشان نطنز از جمله آثار ارزشمند تاریخی ایران است که به دلیل ویژگیهای منحصر به فرد خود جزو 4 روستای تاریخی و استثنایی ایران به ثبت رسیده است .

(ابیانه) (ماسوله) (کندوان) (میمند) 4 روستای تاریخی و استثنایی ایرانند که به دلیل معماری قابل توجه و چشم اندازهای زیبا و قدمت تاریخی از مجموعه های قابل توجه و بررسی هستند.
برای رسیدن به روستای ابیانه باید در فاصله 50 کیومتری جاده کاشان نطنز در نزدیکی پل هنجن جاده ای فرعی را به سوی غرب پیمود که پس از فاصله کمی این را دره سر سبز با صفایی می رسد که رودخانه برزرود از آن می گذرد . در امتداد این دره پس از گذشتن از روستاهای (پارند)(کمجان)(برز)(طره) به ده ابیانه وارد میشویم خانه های ده بر روی دامنه شمالی دره و با شیب نسبتا" تند از سنگهای رسوبی سبز رنگ بنا شده است .

ابیانه پلکانی به درون تاریخ

ایران صاحب موزه سرخی است که به شکل طبیعی ایجاد شده و توانسته گردشگران کنجکاو و زیادی را به خود جلب کند این مکان دیدنی در امتداد سر سبز و با صفایی قرار دارد که روستای ابیانه نامیده می شود . ابیانه در زاویه شمال غرب کوه کرکس و منتهی علیه رودخانه برز واقع شده است فاصله آن تا جاده نطنز کاشان 22 کیلومتر است خانه های این روستا بر روی دامنه شمالی دره با شیبی تند و سر سبزی که از سنگهای رسوبی سبز رنگ است.خانه ها از رنگ سرخ منحصر به این محل و با اسلوب ساختمانی خاص در سطحی محدود به صورت پلکانی و مسلط بر یکدیگر بنا شده است بر بالای ساختمان خانه ها کوه سنگی زیبایی دیوا ره شمالی روستا را تشکیل داده است که ساختمان این دیواره سنگی و هماهنگی رنگ آن با ساختمان خانه ها برای هر گردشگری قابل توجه است. موقغیت طبیغی روستا به شکل یک بشقاب گود بیضی شکل است که اطراف آن رشته کوه های دیواره مانند احاطه کرده است . آب و هوای روستا ییلاقی و زمستان آن طولانی است البته هوا در سراسر سال لطافت خاصی دارد .
روستای ابیانه در سال 54 جزو آثار ملی و تاریخی به ثبت رسیده است موقعیت خاص جغرافیایی. بافت ساختمان خانه ها با رنگ اخرایی. ریزه کاریهای هنرمندانه در و پنجرههای چوبی خانه ها . مردمان گشاده رو . لباس محلی زنان و مردان وبناهای متعدد تاریخی دست به دست هم دادند تا چشم هر بیننده تازه واردی را شیفته این آثار کنند قدمت فرهنگ و زبان مردم ابیانه به دوره هخامنشیان و ساسانیان میرسند

آثار تاریخی ابیانه:
1- امامزاده ابیانه (امامزاده عیسی و یحیی)
2- مسجد جامع ابیانه
3- مسجد پرزله
4- مسجد حاجتگاه
5- زیارتگاه هینرا
6-خانقاه( خانه خشت و گلی )
7- خانقاه(خانه اشرفه)
8- آتشکده هرپک
9- قلعه پایین هرده
10- قلعه یاله همونه
11- قلعه نزاشون
12- خانه غلام نادر شاه
13- خانه نایب حسین کاشی

امامزاده ابیانه

این بنا که در اصطلاح محلی به آن زیارت می گویند:مدفن دو نفر از فرزندان امام موسی کاظم(ع) به نامهای شاهزاده عیسی و یحیی این بنا در محله پایین روستا بنا شده است مجموعه این امامزاده شامل صحن .دو ورودی. ایوان. حرم چهار ضلعی. صندوق آلت بندی. در دولنگه با تاریخ 1303 ه.ق و گنبد دو پوش دروازه ترک با پوششی از کاشیهای فیروزهای رنگ است که سطوح آن با تکرار نام (علی) به شیوه خط کوفی معقلی تزیین یافته است. بنای این امامزاده که احتمالا" به قرن ششم ه.ق است به اواخر دوران صفویه و به وسیله بانویی خیر خواه تعمیر شده و سنگ نوشته ای نیز در باره بر دیوار ایوان آن بنا گذاشته شده است.

مسجد جامع

مسجد جامع در وسط ده واقع شده است که با طاق بندی ضربی و مخصوصا"درهای ورودی منبت کاری با گل وبوته و خطوط بر جسته وگل درشت توجه هر تازه واردی را جلب میکند.

مسجد پرزله

این مسجد در محله معروف پرزله واقع و مشتمل بر دو طبقه است.
در قسمت شرق مسجد دری از چوب گردو وجود دارد که با خط برجسته نسخ کنده کاری تاریخ 701 بر آن نقش بسته است این در نفیس مربوط به دوره ایلخانان است و قدیمیترین دری است که در روستا دیده میشود.

مسجد حاجتگاه

این مسجد در کنار صخره و کوه سنگی در قسمت غرب روستا بنا شده است در داخل مسجد جامع قدیمی دری با دو لنگه از چوب گردوی سیاه به ابعاد 70 در 720 موجود است که با خط برجسته نسخ نام 112 امام و تاریخ 953 هجری بر کنده کاری شده است .

زیارتگاه هینرا

در زاویه جنوب شرقی ده و در دره کم عرض وطویلی شامل قریب یک هکتار باغهای میوه قرار دارد.

خانقاه

دو خانقاه در روستا وجود دارد که متعلق به شاه عباس صفوی بوده یکی از آنها خانه خشت وگلی است وخانقاه دیگر خانه اشرفه نامیده می شود که بر سر در ورودی آن نقاشیهای بسیار ظریفی مشاهده میشود سبک نقاشیها که به شاگردان رضا عباسی منصوب است تاکید بر خانقاه بودن این محله دارد.

آتشکده هرپک

این آتشکده در وسط روستا قرار دارد و مربوط به عهد هخامنشی است بر خلاف اسلوب ساختمانهای محل این بنا از پایه یاوشش سقف با طاق ضربی و سنگ لاشه و گچ ساخته شده که به همین دلیل در 50 ساله اخیر مورد توجه محققان قرار گرفته است.

قلعه ها

ابیانه شامل سه محله به نام پایین هرده. سیمان و پل است . این محله ها قلعه های استحفاظی دارند که اینک نیمه مخروبه باقی مانده است .
قلعه پایین هرده صخره یی است و فقط از طرف در ورودی راه آمد وشد دارد که در مواقع اضطراری پناهگاه مناسبی است . محله پل و سیمان به طور مشترک یک قلعه دارند که بر ستیغ کوه سنگی ساخته شده است . بر دامنه جنوبی روستا قلعه یا له همونه دیده می شود قلعه مخروبه دیگری به نام قلعه نزاشون در سمت شرق در باغهای روستا قرار دارد
مسئولان پایگاه پژوهشی روستای ابیانه قصد دارند با استفاده از کلاف چوبی روستای ابیانه را در برابر زلزله استحکام بخشی کنند.
روستای ابیانه یکی ار مشهور ترین روستاهای کشور است که در استان اصفهان واقع شده است. این روستای تاریخی قدمتی 700 ساله دارد و جزء روستاهای زنده ایران محسوب می شود. طی سه سال گذشته با ایجاد پایگاه پژوهشی در این روستا و ثبت آن در فهرست پروژه های بزرگ سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کشور؛ کار ساماندهی آن آغاز شد.
«عظیمه ریاحی»، مسئول پایگاه پژوهشی روستای ابیانه با اشاره به روش استحکام بخشی این روستای در برابر زلزله گفت: «پژوهش های علمی به عمل آمده روی خانه های خشتی روستای ابیانه نشان می دهد که تنها از طریق مصالح چوبی می توان این روستا را در برابر زلزله استحکام بخشی کرد.»
او گفت: « آنچه می تواند معماری برگرفته از خشت و گل را در برابر زلزله مقاوم کند، چوب است. چوب در این نوع سازه ها در نقش کش عمل می کند. کلاف های چوبی كابرد کششی دارند و از ریختن مصالح جلوگیری می کند. این کلاف لرزش های ساختمان را در برابر تنش های زلزله کنترل می کند.»
به گفته او تحقیقات نشان می دهد که در گذشته اهالی این روستا از همین روش برای استحکام بخشی خانه های خود استفاده می کردند. آنها با استفاده از چوب یک کلاف کشی بین دیواره های بنا ایجاد می کردند و از این طریق هنگام زلزله از ریخته شدن مصالح جلوگیری می کردند.
ریاحی با اشاره به نتایج تحقیقات انجام گرفته در روستای ابیانه برای مقاوم سازی در برابر زلزله گفت: « آنچه که همراه خشت و گل برای استحکام یک بنای خشتی مورد استفاده قرار می گیرد با آنچه که در بنا های آجری استفاده می شود، كاملا متفاوت است. در بناهای آجری با استفاده از میل گرد و مصالحی از این قبیل بنا تا حد قابل توجهی استحکام بخشی می شود. در برخی موارد با استفاده از بتون می توان بنایی مستحکم ایجاد کرد. اما در یک ساختمان با یک بدنه فرسوده نمی توان تیر آهن کار گذاشت یا از بتون آرمه برای استحکام بخشی آن استفاده کرد. زیرا ساختمان فرسوده توانایی نگهداری این مصالح را ندارد. در چنین بناهایی تنها از چوب می توان برای جلوگیری از ریزش آوار هنگام زلزله استفاده کرد.»
مدیر پایگاه پژوهشی روستای ابیانه در پایان یادآور شد: « در حال حاضر به دنبال این موضوع هستیم که چوب ها را در كدام بخش های دیوارها نصب کنیم. امیدواریم در آینده بتوانیم مجموعه ای را پدید آوریم که دارای معماری ضد زلزله باشد ودر عین حال دخل و تصرفی نیز در هویت روستایی با قدمت ابیانه نداشته باشیم.»
هر ساله گردشگران بی شماری از سراسر جهان به ایران می آیند تا از روستای ابیانه دیدن کنند. این روستا با رنگ سرخ و معماری پلکانی که دارد در جهان شهرت خاصی دارد.
با همکاری مسئولان پایگاه پژوهشی روستای ابیانه و پژوهشکده باستان شناسی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری قرار است کاوش های باستان شناسی در این روستا آغاز شود. هم اکنون روستای ابیانه در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است.

مسجد جامع ابیانه، دارای آن‌چنان تاریخ با ارزش است كه به تنهایی دیدن ابیانه را لازم می‌دارد، محراب در شبستان زیرین مسجد، با تزیینات بسیار زیبا، نفیس و منحصر به فرد است. این محراب كه به دستور ابوجعفرمحمد فرزند علی ساخته شده، دارای كنده‌كاری به خط كوفی گلدار و كوفی ساده است و سوره «یس» در اطراف آن كنده شده است. تاریخ جمادی‌الاول سال 477 هجری بر روی محراب به چشم می‌خورد. همچنین منبر مسجد، یادگاری از دوره سلجوقی (سال 466 هجری) است كه بر روی آن گل هشت پر لوتوس شبیه آنچه بر سنگ‌های تخت‌جمشید از عصر هخامنشی به جای مانده است، دیده می‌شود. بنای اولیه مسجد متعلق به قرن چهارم هجری بوده و تعمیر آن بوسیله مولانا محمد بها‌الدین در سال 772 هجری به اتمام رسیده است.
مسجد پرزله در بخش شرقی مسجد جامع بنا یافته و به عصر ایلخانیان تعلق دارد. بر در ورودی مسجد كه قدیمی‌ترین در موجود در ابیانه است تاریخ 701 هجری نقش بسته، این مسجد در دو طبقه فوقانی ساخته شده و در زیر آن آب‌انبار و پاشیر قرار دارد، ارتباط طبقات مسجد از طریق پله‌ای مارپیچ میسر است. بقعه امامزادگان یحیی و عیسی، فرزندان امام موسی كاظم (ع) در جنوب شرقی مسجد جامع قرار دارد كه برخلاف اكثر ساختمان‌های روستا، دارای حیاط مركزی است و آب‌نمای بزرگی كه از شاخه نهر روستا سیراب می‌شود، در وسط آن قرار دارد. معماری این زیارتگاه با گنبد هشت ضلعی و كاشی‌كاری فیروزه‌ای، جلوه‌ای زیبا در میان بناهای خشتی دهكده دارد.

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم دی 1387ساعت 20:8  توسط پیمان  | 

عالی قاپو

این قصر كه نمونه منحصر به فردى از معمارى كاخهاى عهد صفوى است، در اوایل قرن یازدهم هجرى به فرمان شاه‏ عباس اول ساخته شد و شاه صفوى سفراء و شخصیت هاى عالى‏قدر را در این كاخ به حضور مى‏پذیرفته است. این كاخ داراى 5 طبقه است كه هر طبقه تزئینات مخصوص دارد. در زمان شاه‏ عباس دوم به بناى اصلى افزوده شده و شاه و میهمانانش از تالار همین عمارت، مناظر و چوگان و چراغانى و آتش‏بازى و نمایش هاى میدانى را تماشا مى ‏كردند . این‌ قصر كه‌ «دولتخوانه‌ مباركه‌ نقش‌ جهان‌» و «قصر دولتخوانه‌» نام‌ داشت‌، نمونه‌منحصر به‌ فردی‌ از معماری‌ كاخ‌های‌ عهد صفوی‌ است‌. مینیاتورهای‌ هنرمندانه‌ رضاعباسی‌،نقاش‌ معروف‌ عهد شاه‌عباس‌، نقاشی‌های‌ گل‌ و بوته‌، شاخ‌ و برگ‌، اشكال‌ وحوش‌ و طیور و گچ‌ بری های‌ زیبای‌ آن‌ به‌ شكل‌ انواع‌ جام‌ و صراحی‌ در تاق‌ها و دیوارها تعبیه‌ شده‌ است . گچ‌بری های‌ اتاق‌ صوت‌ با هدف‌ آكوستیك ‌طراحی‌ و اجرا شده‌اند تا نغمه‌ها و صداها به‌ طور طبیعی‌ و دلنشین‌ شنیده‌ شوند

عالی قاپو به دو صورت تلفظ گردیده كه براى هر كدام وجه تسمیه‏ى است. آنچه بیشتر در مورد محاورات و مكاتبات متداول می باشد عالى قاپو است كه مركب از كلمه عالى و قاپوى تركى به معنى در می باشد یعنى باب عالى و مراد اینست همان طور كه در عثمانى باب عالى معمول بوده بین ایرانیان شیعه هم چنین یابى وجود داشته كه مانند باب عالى عثمانیه ا مورد احترام بوده است و از این رو كلیه كسانى كه می خواستند وارد عالى قاپو شوند باید خم شده آستانه را بوسیده و داخل شوند و حتى شاه عباس هم هنگام دخول باین عمارت از اسب پیاده می شده است. گذشته از این عالى قاپو محل تحصن مقصران و گناهكاران بوده كه هر جانى و یا گناهكارى كه وارد درب عالى قاپو می گردید كسى نمی توانست او را از آنجا بیرون بیاورد مگر به امر شاه صفوى و خلاصه عالى قاپو همان احترامى را داشت كه باب عالى در عثمانى داشت. و اما عده ای كه آنرا على قاپو و على قاپو نوشته ‏اند معتقدند كه هنگامیكه شاه عباس كبیر درب نقره براى بارگاه حضرت امیرالمومنین علیه السلام به نجف برد و نصب كرد درى را كه در پیش آنجا نصب شده بود براى تیمن و تبرك اصفهان آورد و در عالى قاپو نصب كرد و از این جهت آن را عالى قاپو و یا قاپى نامیده ند كه این در منسوب به حضرت على بن ابى طالب علیه السلام است و از این رو مورد احترام شاه و مردم بود و حتى تا چند سال پیش هم مردم در اطراف آنجا آش‏ ها مى ‏پختند و نذوراتى می كردند و بزنجیر جلو در مزبور رشته هائى بعنوان دخیل مى ‏بستند و همانطور كه گفته شد در زمان سلاطین صفویه جاى بست گناهنكاران بود. در هر حال از هر دو نام و وجه تسمیه چیزیكه استنباط می گردد نصب این دو رفتارى كه در مقابل آت در می شده مربوط به یك امر سیاسى بوده كه همان استقلال صفویه در مقابل عثمانی ها باشد. و اما عمارت عالى قاپو بنیانش از زمان سلطنت سلاجقه است و در زمان صفویه داراى آن همه زیبائى و شكوه شده است و درب آنرا شاه عباس بزرگ از نجف اشرف آورده و از این جهت مورد احترام سلاطین صفویه و مردم بوده است و چون این كاخ در مقابل باب عالى عثمانى ‏ها قرار داشته فوق العاده در جهت عظمت و زیبائى آن همت مصروف داشته‏ اند. كاخ عالى قاپو سه طبقه و هر طبقه منقسم به دو طبقه اطاق است كه در واقع شش طبقه می شود و چون از بام طبقه آخر میتوان تمام مناظر شهر را دید خود بام را هم یك طبقه حساب كرده‏ اند و می گویند عالى قاپو هفت طبقه است ارتفاع آن 48 متر و در 28 مترى داراى ایوان بزرگى است كه در میان ستون هاى آن حوض مسى قرار دارد كه آب از آن فوران می كرده است. گچبرى و نقاشیهاى عالى اطاق‏ ها متعدد آن هر بیننده را خیره می كرده و اكثر گچبری ها بشكل بطرى و شیشه‏ هاى شراب است. این كاخ در غرب میدان شاه است كه عرصه آن 386 متر طول و 140 متر عرض است در مقابل عالى قاپو مسجد شیخ لطف الله در شرق میدان واقع شده است. شاردن فرانسوى كه سه مرتبه باصفهان مسافرت كرده و عمارت و كاخهاى دولتى را دیده گفته است

عالى قاپو بزرگترین كاخى است كه ممكن است در یك پایتخت وجود داشته باشد. پس می توان گفت كه این كاخ در زمان صفویه از بهترین كاخ ها دنیا محسوب می شده است و از این رو محتوى بر تمام مزایا و محاسن بوده و آنچه لازمه یك كاخ سلطنتى بوده در آن وجود داشته است.

براى اینكه وضع كاخ مزبور در پایان قرن سیزدهم هجرى معلوم گردد بهتر این است كه نظریه مورخان آن زمان را نقل كنیم. مولف نصف جهان فى تعریف الاصفهان چنین گفته است: اما عمارت عالى قاپو كه دروازه بزرگ عمارات دولتى برآن است و آن مثل سردرى بر آن واقع شده محل نظر مهندسان و تمام معماران ایران و غیره است و به وضعى ساخته شده كه مایه حیرت جمع گشته است. عمارت باین ارتفاع و باین قطر و باین پایه و این استحكام كه از وقت بناى آن تاكنون كه قریب سیصد سال، است با وجود تواتر شلیك توپ و تفنگ كه در آن میدان واقع است اصلا خللى و تزلزلى در اصول و بنیان آن راه نیافته مگر بعض فروع آن از كاشیكارى و غیره كه فى الجمله ریخته است. و مجملاً عمارت مذكور ارتفاعاً محتوى بر پنچ چشمه دارد كه همه آنها مشتمل بر حجرات و همه بالاى یكدیگر است و محلهاى نیكو است و یك جهت آن با دیگرى چشمه‏ ها متفاوت است این عمارت را شاه عباس بزرگ بنا و تمام نموده و دروازه از صحن نجف اشرف تیمناً و تبركاً آورده ست و بر آن نصب كرده و تا حال دروازه عمارات است و بجا است و به همین سبب آنرا عالى قاپو نام نهاده است. سلاطین بعد از او پیش این دروازه را عمارت خروجى بطرف میدان طرح انداخته و ساخته‏ اند و دو طرف آنرا هم یمیناً، یساراً، دخولى و حجرات بنا كرده و بر بالاى همه آن تالارى به طرزى خوب و جهى مرغوب بنا و تمام نموده ‏اند با ستون هاى بلند و سقف مرتفع به استحكام استوار كرده كه بیننده را حیرت افزاید و در میان آن تالار حوضى ساخته‏ اند كه در زمان پیش آب مینموده ‏اند و با استحكامى است كه اصلاً رطوبتى بسقف بناى زیر آن نشر نمی كرده و این تالار محل نشیمن پادشاه براى عرض لشكر بوده و از چند حجره میانى آن عمارتن رفیع راه ورود باین تالار است و چنان استادى در ساخت و اتصال این دو عمارت نموده‏ اند كه كسى گمان نمی كند اینها را در دو وقت ساخته و متصل نموده اند و چون بر بالاى این عمارت به طبقه آخرى روند تمام شهر بل اطراف آن نمایان و ناظر را حالت انبساط و فرح روى بنماید و در آن بالا هم یك مربعى محلى باز ساخته‏ اند كه چون بر آن روند نمایندگى زیاد و صفا بیشتر و كیفیت غریب‏تر باشد. مثل این عمارت و غرابت و نفاست آن كه در تمام ایران بلكه بسیارى از ممالك دیگر موجود نیست. میرزا علیخان نائینى روزنامه نویس ناصرالدین شاه قاجار در سال 1300 هجرى قمرى گزارشى كه راجع به تاریخ و جغرافیاى ایران در دو جلد تهیه كرده كه هنوز مخطوط و تا چند سال قبل در كتابخانه وزارت دارائى بود و به طوریكه در پیش اشاره شده آنچه راجع به اصفهان نوشته عیناً با كتاب جغرافیاى اصفهان میرزا حسینخان تحویلدار كه به چاپ رسیده بعین منطق می باشد راجع به كاخ عالى قاپو چنین نوشته است. تالار و قصر عالى قاپو تا حال به نیكوئى و عظمت و ارتفاع آن عمارتى در ایران ساخته نشده پنج طبقه قصر مزبور بانضمام كلاه فرنگى عرشه آن 34 ذرع ارتفاع دارد هر كدام از طبقاتش و مشتمل برمكان هاى ملوكانه و اطاق هاى وسیع و طاق هاى رفیع و بیوتات زمستانه و تابستانه و جلو قصر از پایه روى زمین الى محاذى سقف طبقه دوم قصر پایه و صحن تالار عظیم تالار فوقانى واقع شده چاه و منبع طبقه دوم قصر، من بعد از ظهر آن منبع حوض از مس یكپارچه است و غیر از مجراى دو سوراخ تنگ تنلبه ممر و مدخلى بجهت قصر و تالار ندارد كه با چرخ و دلو بتوان آب كشید. و دیگر درب بسیار عالى كه بدروازه دالان تحتانى قصر منصوب است از چوب زیاد با دوام و قوامى است معروف به چوب كلوذه كه جوزق درختى باشد از هر چوبى هست درب اول بقعه متبر كه حضرت امیرمومنان علیه السلام است كه سلاطین هندوستان در نجف اشرف برده بودند. وقتى شاه عباس صفوى درب نقره را برد و بجاى آن نصب نمود درب مزبور را جهت تیمن و تبرك به اصفهان آورد و به دروازه دالان قصر و تالار برقرار فرمود، الان قصر منسوب به آن درب است و درب موسوم به على قاپو و قبله گاه خلایق است. وضع ساختمان عالى قاپو را مسترسایكس انگلیسى بطور اختصار چنین توصیف كرده: در طرف مشرف میدان شاه عالى قاپو یا عالى قاپو دروازه بزرگى قرار دارد كه آن مدخل قصر سلطنتى بوده است. این بنا عبارت از یك طاق نماى بزرگى است كه روى آن یك تالار بزرگ بر روى ستون هاى چوبى قرار گرفته و یكى از نمونه‏ هاى خاص معمارى عصر نوروز را رعام می دادند. شاردن میگوید این تالار زیباترین این تالارى است در نوع خود كه من در تمام دنیا دیده‏ ام و از همین عمارت بود كه شاه صفوى مسابقه‏ هاى چوگان بازى، اسب سوارى، و جنگ حیوانات وحشى، را در حضور هزاران رعایاى خود تماشا مى‏ كردند. جابرى انصارى در تاریخ اصفهان و رى اظهار نظر كرده كه اشتهار اینكه درب عالى قاپو را از نجف آورده ‏اند براى جلب افكار عمومى و احترام بدر بار صفوى بوده است و اگر نه آوردن درب از نجف اشرف محرز نیست. در تاریخچه ابنیه تاریخى اصفهان وضع گذشته و زمان تالیف 1335 ه.ش را تشریح كرده و چنین گفته: عالى قاپو - على قاپو - در میدان نقش جهان دوره تیموریان كه تبدیل به میدان شاه امروزى شده است عمارتى از زمان تیموریان باقى بود كه در زمان شاه اسماعیل صفوى تا اندازه ‏اى آباد و سپس بحالت خرابى در آمده وقتى كه شاه عباس اول صفوى پاى تخت را به اصفهان انتقال داد ابتدا در باغ بزرگى كه در طرف طوقچى بود منزل نمود و سپس كه میدان را مسطح و مرتب كرد عمارت قدیمى را نیز براى سكونت خود و درباریان ساختمان نمود. و در دوران شاه صفى و شاه عباس دوم (1053) و شاه سلسمان و شاه سلطان حسین نیز تعمیراتى از آن به عمل آمده است. سیاحان و مورخین خارجى و داخلى شرح مفصلى نسبت به وضعیت و شكوه این كاخ نوشته ‏اند بخلاصه اینكه در آن تاریخ این قصر از تمام قصور سلاطین زیباتر و دلرباتر و جامع‏تر بوده است. این عمارت فعلاً داراى جلوخانى است كه در طرفین آن دو اطاق و از اره‏اش تماماً به ارتفاع یك متر و نیم از سنگ سیاه پوشیده و استوار شده و تمام بنا از آجرهاى تراش و یكنواخت ساختمان گردیده است و كسى حق نداشته سواره وارد شود. در جلو این جلوخان از قدیم زنجیر دانه درشت آهنى وجود داشت كه بحلقه‏ هاى طرفین باز و بسته میشد كه هر كس پناهنده میشد در امان سلطان بوده است. به فاصله چند متر در اصلى كاخ ببلندى 5 متر واقع است كه روى آنرا از فلز مطلا جدول كشى نموده‏ اند و در طرفین دو سكوى بزرگى به ابعاد 4 در 5.2 متر از شش پارچه سنگ مرمر ظریف ساخته شده و بالاى در ورودى عبارت: انا مدینة العلم. و على بابها بر روى كاشى زمینه زرد نوشته شده است. آستانه این در سنگ مرمر مدورى است كه میگویند شاه عباس هر وقت سواره می آمد در اینجا پیاده می شد و پا روى آستانه نمی گذاشت و عبور می كرد. درباره وجه تسمیه عالى قاپو بعضى را عقیده آنست كه این در را شاه عباس از نجف و بجاى در نقره‏ اى كه بدانجا برده آورده و از این جهت على قاپو نامیده می شود. عده دیگرى گویند به جهت اینكه در بلند و عالى است بنام عالى قاپو گفته‏ اند و یا در برابر باب العالى تركیه نام گذارده شده این در نیز داراى زنجیر مطلائى بوده كه حكم بست را داشته و الحال نیز قطعه از آن باقى است كه تا این اواخر مردم متوسل بآن شده نذوراتى مینمودند و مانند مقابر متبركه نیز پارچه ‏اى باین زنجیر مى ‏بستند. بالاى در ورودى پنجره مشبك چوبى از زمان قدیم باقى است. دهلیز عمارت ازاره ‏اش از سنگ هاى سیاه و بالاتر تماماً از نقاشی هاى زیبا گل و بوته تزیین یافته ورودى آنرا گچ كشیده بودند كه این اواخر كم و بیش نثاشی ها را از زیر گچ بیرون آورده‏ اند. دو دهلیز ورودى و خروجى عمارت از مشرق به مغرب یا به عكس بطور عمود بر یكدیگر مانند صلیب ساخته شده كه در اصلى و سكوهاى سنگ مرمر طرفین واسطه بین آن دو است. در یكى از چادرهاى این كاخ طبقات مختلفه تعمیر و نقاشى كاخ را در گذشته بخوبى نشان مى ‏دهد در روى یكى از ورقه‏ هاى نقاشى، دیوار این عبارت خوانده میشود: گركند براه تو.... زانكه تقوى سر هم كرم است نا گرفتن درم بوجه حرام

بهتر از بذل كردن امیرالمومنین ...

كتبه الفقیر سید افضل مقصود على دورانى بتاریخ جمادى الاول 1032 و مخصوصاً نامى از شاه صفى و تاریخ آن برده است. این بنا در قدیم دو راه پلكان پیچ مانند داشته كه اكنون باقى است و شاه عباس راه وسیع‏ ترى براى ایاب و ذهاب خود و سفراء ساختمان نموده كه كف تمام آنها از كاشی هاى هفت رنگ عالى تزیین شده بوده است. این راه شامل 40 پلكان و دوراه دیگر داراى 17 پله می باشد و تا طبقه چهارم اطاق هاى متعدد و منقوش در اطراف دهلیز ببالار دارد كه مختص بدرباریان بوده است. شاه عباس كبیر بیشتر وقت خود را در این قصر بسر میب رد و پذیرائى ‏هاى و رسمى را نیز در همین جا اختصاص داده و از بالاى تالار سان قشون و پیشك هاى سفرا و چوگان بازى و یا عملیات ورزشى پهلوانان را تماشا می كرده. این ایوان بطول 28 و عرض 16 و ارتفاع 12 متر و از كف میدان تازیر سقف 24 متر می باشد كه فقط طرف غرب آن متصل بكاخ یا اطاق هاى مسكونى است ایوان داراى 18 ستون چوبى و بر روى پایه ‏هاى سنگى منشورى شكل قرار دارد. این ستون ها مانند ستون هاى عمارت چهلستون 16 ضلعى و 8 ضلعى و داراى نقاشى و آینه كارى بوده است كه در دوره قاجاریه از بین رفته و در سال 1327 نیز براى تعمیر و جلوگیرى از نفوذ موریانه تخته‏ هاى روكوب آن برداشته شد. در وسط این ایوان حوض مستطیل شكلى بابعاد 4در6/5 متر است كه اطرافش از سنگ هاى مرمر و كف حوض از مس پوشیده شده و داراى سه فواره بوده است. در پاشویه این حوض قسمتى از سنگ مرمر مشبك و براى خروج آب هاى زیادى بوده كه در ناودان مطلاى طرفین تالار رو بطرف میدان شاه می ریخته است منبع آب این حوض را در دامنه كوه صفه می دانند كه از آنجا به عمارات سلطنتى دنباله رودخانه مانند آینه خانه و هفت دست و غیره می رسیده و سپس به این عمارت می آمده است. ولى از نوشتجات سیاحان و غیره مخصوصاً بنا به گفته شاردن چنین معلوم میشود كه در جنب این كاخ نیز چاهى بوده كه بوسیله چهار گاو با دم مخصوصى آب بطبقات مختلفه می رسیده است در بالاى این تالار اشعارى بشرح زیر موجود است كه چند فرد آن نوشته می شود:

كلب درگاه على فخر شهان - یا الله

حامى دین جان سلطان زمان - یا محمد

زانكه آب رحمتست خاك بهشت- یا على مدد

دست قدرت طینت گردون سرشت - یا الله

پایه ایوان كاخش بى حساب - یا محمد

باشد آن جائى كه سرزد آفتاب - یا محمد یا على

منتظم باشد از آن گردون ماب - یا الله

ران........ همچو........انتخاب - یا محمد

روز بادا امیرالمومنین - یا على

شاه دین شاه زمان سلطان حسین

یا الله........... این سلیمان بن سلیمان بارگاه

از اره دیوارها تماماً از نقاشی هاى بسیار زیبا و مصلا تزیین شده بود ه كه الان نیز مشاهده میشود در قسمت هاى بالا هم تصاویر متعدد ایرانى و اروپائى موجود است كه هر بیننده را مات و متحیر میسازد این نقاشی ها در دوران هر یك از سلاطین بطرز خاصى تعمیر و نقاشى شده و بعد در زیر گچ مستور گردیده روى بعضى صورت هاى موجوده را در سال 1328 از طرف باستانشناسى شیشه نصب نموده‏ اند كه از دستبرد و خرابكارى جهال محفوظ ماند ولى متاسفانه افراد مغرض و نادان از شكستن شیشه‏ ها و خرابى صورت هاى دریغ نداشته‏ اند. سقف این تالار از تخته چوب هاى مثلث الشكل و با رنگهاى عالى منقش تزیین گردیده است. اتاق شاه نشین بمساحت 9*8*7 متر و طول آن شش اطاق كوچكتر و منقش گوناگون كه هر یك دلپذیرتر از دیگرى است واقع شده و طول زمان و كچ كشى روى آنها كمترین تاثیرى و تغییرى و در نقاشى و آب و رنگ آنها نداده است. در شاه نشین اطاق از از اره ببالا همان نقاشى ‏هاى عالى و قلم معجزآساى نقاشان با ایمان صفوى كه با استادى علیرضا و امثالهم ساخته شده بقدى زنده با روح و متناسب است كه هر قدر نگاه كنى غیر ممكن است كه دیده خسته و یا كسل شود. هر قسمتى از این اطاق ها و طاقچه‏ ها نوعى مخصوص و بقلم نقاشان ایرانى و اروپایى تزیین شده است. اطراف این ایوان در قدیم نرده و طارمی هاى چوبى مشبكى داشته است. چوب بست روى ایوان كه از الوارهاى قطور و چوب هاى عظیم با اصول معمارى و هندسى كلاف كشى شده و سقف ایوان و ستون ها را استوار داشته موجب حیرت و تعجب است. در سال 1334 بنابرتصمیم اداره كل باستان‏شناسى تعمیرات لازمه سقف و طرح‏ هاى اطراف بعمل آمده و شیروانى آهنى زده شده در طبقه پنجم عمارت اطاق ها و ایوانچه هائى است كه همه از نقاشی هاى بسیار زیبا و خوش آب و رنگ نقاشى شده و چنانچه معروف است و مورخین نیز نوشته‏ اند از این طبقه ببالا مسكن حرامسراى شاهى بوده كه مسلط بر تالار و ایوان شاهى باشند و بتوانند عملیات و جشنها و پذیرائى ‏هاى شاهانه را مشاهده نمایند. در طبقه ششم كه وارد شوید بر حیرت و تعجب شما افزوده می شود زیرا اطاق هاى متعدد تو در تو و گچبری ها و نقاشی هاى حیرت‏ انگیز مختلف را خواهید دید كه هر قسمتى بطرز خاصى جلوه گر است از اره و بدنه بنوعى خاص نقاشى شده و در بالا گچبری هاى زیبائى مانند جاى ظروف و یا باشكال هندسى ساخته‏ اند. عده ‏اى را عقیده بر آنست كه در زمان شاه عباس حبس الصوت بوده كه وقتى نوازندگان دست از نواختن می كشدند مجدداً همان صدا و آواز بگوش می رسیده است و در كتب و نوشتجات نیز این اطاق ها را بسفره خانه و یا شرابخانه و یا چینى خانه نامیده ‏اند. طبقه هفتم عمارت یا سقف بام كه بارتفاع 48 متر از روى زمین می باشد مشرف بر تمام شهر اصفهان است و منظره بى نهایت عالى و جالب توجهى را در بیننده ایجاد می كند و بیشتر سیاحان و یا تماشاچیان آمدن به عالى قاپو را براى دیدن منظره شهر اصفهان و نقاشی هاى زیباى آن انتخاب می نمایند. از بالاى این كاخ آثار تاریخى اصفهان در مشرق مانند بناهاى دوره سلجوقى و مسجد سلطانى در جنوب و طرف مغرب كوه آتشكاه و مدرسه سلطانى و سایر بناهاى زیباى اصفهان را میتوان بخوبى مشاهده و عكس بردارى نمود. منظره میدان شاه و مسجد زیباى شیخ لطف الله روح تازه یا بهر بیننده و عاشق این ابنیه میدهد. در مغرب این كاخ عمارت شهربانى است كه گنبد آجرى توحید خانه یا گنبد طاوس دوره صفوى واقع شده این گنبد داخلش تزیینات آجرى زیبائى دارد كه در زمان صفویه قابل توجه بوده و اكنون زندان شهربانى است و عوامل آنرا گنبد شیر گویت می نمامند. این كاخ در زمان صفویه احترام خاصى داشته و تمام مردم درباره آن بچشم احترام و بزرگوارى نگاه میكردند و بتمام باغات و عمارات سلطنتى متصل بوده است. شاه عباس جشن نوروز سال 1006 ه1598 م را براى اولین مرتبه در اینجا بر پا نمود و بعد از او نیز هر یك از سلاطین در این قصر جشن هائى ترتیب داده و پذیرائی هاى شاهانه از بزرگان و سفراى خارجى نموده و بر شكوه و جلال این قصر افزوده‏ اند شاه عباس دوم و شاه سلیمان هر یك از پذیرائی هاى مفصلى در این كاخ نموده كه شرح تفضیلى آنها در تاریخ درج است. در زمان شاه سلطان حسین نیز این قصر تعمیر شده و در دوره افاغنه و اواخر قاجاریه خراب گردیده است. مطابق كتیبه سر در ورودى بر روى كاشى بسال 1274 هجرى در زمان ناصرالدین شاه قاجار تعمیر گریده و بعداً متروك مانده تا در دوره رضا شاه فقید تحت تعمیر درآمده و مدتى اداره شهردارى بوده و اكنون در تصرف وزارت فرهنگ و اداره باستان‏شناسى محافظت می شود. در این پانزده سال اخیر كه نگارنده عهده دار قسمتى از امور باستان‏شناسى میباشم بعلت نبودن اعتبار نمایندگان محترم باستان‏شناسى موفق نشدند كنجكاوى بیشترى نسبت به نقاشی ها و یا تاریخ و كتیبه‏ هاى آن بنمایند علاوه بر این احتیاج كاملى بتعمیر و كلاف كشى اطراف و تعویض بعضى ستون هاى معوج آن دارد زیرا شكاف هاى گوناگون بر این بناى باستانى وارد گردیده و امید است بزودى تعمیرات شایانى از این بعمل آید.

مولف دانشمند گنجینه آثار تاریخى اصفهان راجع بوضع ساختمان عالى قاپو چنین نوشته است: تالار عمارت عالى قاپو از الحاقات دوره شاه عباس دوم است: به طبقه سوم عمارت عالى قاپو در دوره شاه عباس دوم تالارى با 18 ستون از چوب چنار اضافه شده است كه ستون هاى آن با آینه پوشش می شده و سقف آن با صفحات بزرگ نقاشى روى آلت هاى چوبى تزیین شده. با یك نظر بساختمان این تالار، الحاقى بوده آن بعمارت اصلى، واضح می شود. در وسط این تالار حوضى از، مرمر و مس قرار دارد كه داراى فواره هائى بوده و در مراسم مخصوص آب از آنها جستن می كرده شاردن سیاح فرانسوى كه در دوره سلطنت شاه عباس دوم و شاه سلیمان در اصفهان بوده و این عمارت را در سفرنامه خود توصیف كرده است صریحاً می نویسد كه آب را بوسیله ماشین هاى مخصوصى بالا می آوردند و بدیهى است آنچه را كه شاردن ماشین می نامد چیزى غیر از چرخ آبهاى معمولى منازل اصفهان، نمی تواند باشد: مولف اصولا توجه به ساختمان تالارها با حوض وجهش آب از فواره یا شیرهاى سنگى از اختصاصات بناهاى دوره شاه عباس ثانى است و این كیفیت در تالار چهلستون و تالار عمارت آئینه خانه كه در دوره سلطنت این پادشاه با تمام رسیده به خوبى مشاهده می شود. دیوارهاى تالار عمارت عالى قاپو بطوری كه عیان است داراى دو پوشش تزییناتى می باشد كه بر روى هم قرار گرفته‏ اند. پوشش زیرین تزیینات عهد شاه عباس دوم است و پوشش بعدى تزییناتى است كه بذوق و سلیقه شاه سلطان حسین در تالار این كاخ اضافه شده است. تزیینات نقاشى و اشعارى بخظ نستعلیق قرمز رنگ بر زمینه گچ سفید در زیرقشرى از گچ دیگر كه در اواخر عهد قاجاریه در پوشش عهد صفوى را مستور نموده بوده است آسیب زیاد دیده معذلك در بعضى قسمت ها تشخیص این تزیینات و بعضى خطوط در سنوات اخیر از زیر گچ خارج شده امكان‏پذیر شده است

كلمات و مصرعهائى از اشعار منقوش بر دیوار عمارت عالى قاپو كه از تعمیرات با اضافات دوره شاه سلطان حسین حكایت می كند و هنوز قابل خواندن است بشرح زیر می باشد.

یا الله (شهنشاه دین) یا محمد (داور دین پرور ایران زمین) یا على مدد

كلب درگاه على فخر شهان (یا الله) حامى دین نبى...(یا محمد) آنكه ز آب، رحمت و خاك بهشت (یا على مدد) دست قدرت طینت گردون سرشت (یا الله) پایه، ایوان قدرش بى حجاب (یا محمد) باشد آنجائیكه سر زد آفتاب (یا على مدد)، منتظم باشد از آن گردون مآب -یا الله.

ملت همچون آن جناب (یا محمد) - (یا على مدد) شاه دین شاه زمان سلطان حسین (یا الله) بن سلیمان این سلطان بارگاه. اشعار دین شاه زمان سلطان حسین (یا الله) بن سلیمان این سلطان بارگاه (اشعار محمد بیك فرصت راجع بساختمان ایوان عالى قاپو )بنقل از قصص الخاقانى، خطى در سال 1053 هجرى شاه عباس ثانى به میرزا تقى الدین محمد وزیر اعظم خود دستور داد معماران عالى قدر در عمارت عالى قاپو رو بطرف میدان نقش جهان تالارى بنا نمایند و روز پنجشنبه بیست و چهارم شهر ذى القعده سال 1053 بناى این تالار گذاشته شد و در عرض اندك مدتى با تمام رسید. شاعرى موسوم به محمدى بیك متخلص به (فرصت) كه تو پیچى سركارشاهى بود در تاریخ بناى تالار این اشعار را سروده است

اى معلا بناى عرش نظام وى فلك كرسى فرشته مقام

سر به سر عالم از تو گلشن شد از تو چشم زمانه روشن شد

گرچه فرزند مادر خاكى خلف خاندان افلاكى

تا زمین از تو یك نشان دارد سرفرازى برآسمان دارد

آسمان از بلندیت شده پست تا تو برخاستى سپهر نشست

گر فرو ریزد آسمان بر هم نشود خشتى از بناى تو كم

چل ستون تو چهلستون باشد كه مدامت نگاه بآن باشد

هر ستونى كه از تو پاى بجاست فلك پیر را بدست عصاست

هر ستون تو اى رفیع بناى شده راهى بعالم بالاى

طرحش از گرد نور ریخته ‏اند در گچ او ستاره بیخته‏اند

آسمان با مهى در افشانش كهنه فانوسى از شبستانش

بهر دیوان آن سپهر بنا زحل افكنده خشت بر بالا

حسن خورشید بام دیوارش من ندانم كه بوده معمارش

سقف او را چه جاى زیور بود قبه زر بسى مكرر بود

نصب كرد آخر اوستاد هنر مهر انور بجاى قبه زر

زده آن طارم فلك پایه آسمان را بسر گل سایه

سقف تالار آن رفیع بنا بر سر عرش گشته چتر گشا

تا فلك دیده سرفرازى او خوانده تكبیر جان درازى او

روى طاقش ز فیض یزدانى چون كریمان گشاده پیشانى

درو دیوارش از كرشمه نگار گل تصویر او همیشه بهار

بلبلان خمش بناله زار میسرایند بن در و دیوار

مرع تصویرش ازر نظاره كند گل گریبان رنگ پاره كند

نیست ممكن كه هیچ دانائى بخیال آورد چنین جائى

دم عیسى هواى منظر او لوح تقدیر تخته در او

بت چنین است نقش خاك درش در فردوس سینه چاك درش

دیده كى بیند از نظر سیرش دل گرفتار زلف زنجیرش

بارها خورده آسمان بلند بشر آستانه‏اش سوگند

كه برون از تلاش گفت و شنید كس چنین نقش بى قرینه ندید

هست در وصف او زبان مغرور شاه بیت است در جهان مشهور

الواحى از كاشى بر جبهه شرقى عمارت عالى قاپو از تعمیرات دوره ناصرالدین شاه قاجار حكایت می كند چهار جانب عمارت عالى قاپو در دوران پادشاهى شاه عباس اول و شاه عباس دوم با كاشی هاى خشتى خوش نقش تزیین شده بود كه توام به درها و پنجره‏ هاى نفیس آن منظره ‏اى بس جالب باین عمارت تاریخى می داده است و موجب نهایت تاسف است كه از آن همه در و پنجره فقط یك پنجره در طبقه سوم عمارت بر جاى مانده و بقیه آنها به تاراج رفته است. در دوره سلطنت ناصرالدین شاه قاجار كه مختصر توجهى نسبت به تعمیر بعضى بناهاى تاریخى اصفهان شده در عمارت عالى قاپو و هم ظاهراً كارهائى صورت گرفته كه بطور حتم تعویض طرح ‏هاى فوقانى عمارت یكى از آن جمله كارها است و به این مناسبت بجاى كاشى ‏هاى خشتى گل و برگ عهد صفویه بر جبهه بالاى سردر ورودى فعلى كاشی هاى دیگرى كه در بین آنها سه لوح خط نیز جاى داده شده قرار داده‏ اند. عبارت این سه لوح اشعارى است كه شاعرى بنام كفاش سروده ضمن تعمیرات سال 1274 هجرى قمرى بخط نستعلیق سفید و در هم بر زمینه لاجوردى بجاى كاشی هاى عهد صفویه نصب شده است.

عبارات و اشعار لوح وسط این كاشیكارى بشرح زیر است:

ناصرالدین شاه قاجار

در زمان ناصرالدین شاه قیصر پاسبان شد ز تعمیر على قاپى رشك جنان

باده دولت بجامش تا در آید آفتاب سكه شاهى بنامش تا بگردد آسمان

السلطان بن السلطان

لوح سمت راست:

دلا تاریخ تعمیر على قاپو است این انشاء كه شد از ناصرالدین شاه‏این نیكو بنا احیاء

لوح سمت بشرح زیر است:

تا على در عالم امكان ولى الله باد

صدر اعظم در پناه ناصرالدین شاه باد در فهرست ابنیه تاریخى و اماكن باستانى ایران نیز تایید گردیده كه عمارت عالى قاپو در سال 1274 هجرى قمرى تعمیر گردیده است و حاج میرزا حسن خان جابرى انصارى در كتاب آگهى شهان از كار جهان تاریخ تعمیر را سال 1272 نوشته است. در اشعارى كه كفاش اصفهانى براى تعمیر عالى قاپو در زمان ناصرالدین شاه سروده تاریخ تعمیر كه در شعر گفته شده با تاریخى كه در ذیل اشعار نوشته شده و نیز با تاریخ مرقوم در آگهى شهان از كار جهان مطابقتى ندارد. تاریخى كه صراحة در ذیل السلطان بن السلطان نوشته شده: 1274 میباشد و تاریخى كه از شعر ماده تاریخ كفاش بر میاید كه شد از ناصرالدین شاه این نیكو بنا احیا یك هزار و دویست و هشتاد و نه می باشد و اگر فرض كنیم كه لفظ كه عدد آن به حروف جمل 25 است جز تاریخ نباشد می شود 1274 و با تاریخ تصریح شده در كتیبه مطابقت دارد و قسمت دوم درست بنظر می رسد و ممكن است گفت كه تاریخ مندرج در آگهى شهان از كار جهان تاریخ شروع تعمیر بوده است. در هر حال در سال 1299ه.ق ممیزمالیه اصفهان عمارت عالى قاپو را جزء عهمارات نیمه خراب قلمداد كرده و در مجله ارمغان سال اول شماره 59 صفحه 986 مندرج می باشد. آنچه مسلیم است بعد از ناصرالدین شاه توجهى كه به عمعارت عالى قاپو نشده كه هیج حتى المقدور وقت درصدد خرابى و برداشتن آثار عتیقه آن بوده‏ اند و حتى آثار گذشتگان را محو می كرده ‏اند و از همین جهت بوده كه روى نقاشی ها را گچ می گرفتنه ‏اند. نگارنده بخاطر دارم پیش از طلوع سلسله پهلوى این عمارت گردشگر عمومى هر كسى به سلیقه خود می توانست در آنجا تصرفاتى كند و با یادگارى بنویسد و آنجا محل آش پختن و دخیل بستن شده بود و در واقع خرابه و جغد نشین بود. ولى پس از طلوع سلسله پهلوى روز به روز موجبات تعمیر و حفط اینگونه عمارات با تصویب قانون عتیقات و تاسیس ادارات وابسته به آن فراهم گردید و اكنون این كاخ تاریخى و دیگر انبیه باستانى تقریباً بحال اول برگدانیده شده‏ اند. عمارت عالى قاپو اكنون مورد تعمیرات اساسى و تزیینى و مهاركشى آهنى بنا و اصلاح نقاشی هاى داخل ساختمان و تحدید كاشیكارى جبهه خارجى و پشت بغل هاى آن می باشد. كاخ مزبور در طى شماره 104 به ثبت تاریخى رسیده است

عمارت عالى قاپو از دو قسمت متمایز تشكیل شده است:

1- قسمت جلویى و مدخل عمارت

2 - ساختمان اصلى كاخ

1 - قسمت جلویى ساختمان از ساختمان اصلى جلوتر است و مدخل وسیع عمارت در همین بخش واقع است. مدخل داراى تاق جناغى است و در دو طبقه طرفین آن درها و تاقنماهاى كوچكترى وجود دارند. بالاى مدخل ایوانى هست كه از سه جهت باز است و تاق چوبى دارد. تاق ایوان بر 18 ستون تراشیده قرار گرفته است. در زمانهاى گذشته به هنگام ضرورت اطراف ایوان را باپرده مى‏ پوشانیده‏ اند. حوضى با لبه‏ هاى مرمرین در وسط ایوان قرار دارد كه فواره هایى دارد ؛ كف حوض را از مس ساخته‏اند. از نوشته‏هاى جهانگردانى چون تارونیه و شاردن چنین بر مى‏آید كه در گذشته دور، دیوار انتهاى ایوان و سطوح ستونها آینه كارى بوده است. بناى این ایوان یا به عبارت دیگر تالار بر اساس كتاب قصص الخاقانى در سال 1053 هجرى قمرى آغاز شده در مدتى بسیار اندك به اتمام رسیده است. مدخل به دهلیزى راه مى‏یابد كه به صورت شمالى - جنوبى ساخته شده. در پشت این دهلیز عمارت اصلى عالى قاپو قرار دارد كه در آن مقابل مدخل كه از آن نام بردیم قرار دارد.

2 - بناى اصلى عالى قاپو از شش طبقه تشكیل شده است. در طرفین در ورودى عمارت شش طبقه دو سكوى سنگى وجود دارد. كتبه‏ اى نیز در بالاى این در قرار دارد كه قسمتى از آن با گذشت زمان از بین رفته است. كرباسى كه پس از در ورودى قرار گرفته سقفى بلند به اندازه مدخل جلویى ساختمان دارد. در همین كرباس مقابل در ورودى عمارت اصلى درى دیگر با دو سكو در طرفین هست كه كرباس را به حیاط پشت ارتباط مى ‏دهد. بالاى این در پنجره‏اى مشبك قرار دارد كه از آن نور به داخل كرباس مى ‏تابد. اتاق هاى اطراف همین كرباس در حقیقت محل ادارات دولتى بوده است.

دو راه پله مارپیچ در دو گوشه طبقه اول راههاى ارتباطى را تشكیل مى‏دهند. بالاى طبقه اول چهار طبقه هست كه هر دو طبقه علاوه بر اتاقهایى كه دارند داراى تالار بزرگ هستند. نخستین تالار به وسیله درى بزرگ به ایوان بخش جلویى عمارت باز مى‏شود. بر در دیوار این تالار نقوشى زیبا و رنگارنگ وجود دارد كه اغلب از آثار رضا عباسى است.

طبقه ششم تالارى بزرگ دارد كه تماماً گچ كارى است. این تالار كه به اتاق صوت نیز شهرت دارد، بر اساس شناخت فیزیكى صوت و انعكاس آن به نحوى ساخته شده كه مثل یك استودیوى مجهز به ضبط صدا طنین‏هاى اضافى صدا را از بین مى ‏برده است و اصوات را به صورتى صاف به تمام قسمتهاى تالار مى‏رسانده است. دیوارهاى اتاقهاى اطراف نیز با نقاشیهاى زیبا تزیین شده‏اند.

با چند روش مختصر از سفرنامه پیترودولااله، جهانگرد ایتالیایى كه در سال 1617 میلادى، هنگام روى كاربودن سلسله صفویه به ایران سفر كرده به معرفى بیشتر عمارت عالى قاپو مى ‏پردازیم:

... اتاقهاى كوچك به اندازه‏اى از راههاى مختلف به یكدیگر مرتبط شده‏ اند كه به قرار گفته مستحفظ در عمارت پانصد در كوچك به وجود آمده است. زیبایى این عمارت بیشتر از آن ناشى است كه تمام دیوارها از صدر تا ذیل تذهیب و با مینیاتورهاى بسیار ظریف و الوان منقوش شده است و در بین طلاكاریها و رنگهاى مختلف در بعضى نقاط روى دیوار كنده كاریهایى شده كه واقعاً زیبایى خاصى دارد، مضافاً به اینكه دایوارها نمى‏دانم از گچ مخصوص با چه ماده دیگرى به وجود آمده كه علاوه بر یكپارچگى و صافى، درخشش و جلاى خاصى دارند و گویى از حریر سفیدند و روى آنها نه تنها خطوط سیاه كنده كارى شده بلكه برق طلا و رنگ لاجوردى و رنگهاى تند دیگرى كه به كار رفته فوق العاده جلب نظر مى ‏كند.

به اندازه ‏اى سقفها زیبباست كه باید از طرف ما ایتالیایی ها مورد تقلید قرار گیرد.

بعضى پنجره ‏ها نیز واقعاً شایسته تقلیدند. این پنجره‏ها غالباً در بالاى اتاق واقع شده‏اند زیرا فقط براى گرفتن نور از آنها استفاده مى‏ شود و به این ترتیب باز كردن آنها مورد لزوم نیست.

در داخل این عمارت، روى دیوارها به طور تك تك چهارچوبى وجود دارد كه داخل آن را نقاشى كرده ‏اند.

اینك كه با كل عمارت عالى قاپو آشنا شدیم، یادآورى این موضوع نیز خالى از فایده نیست كه از پشت بام آخرین طبقه آن مى ‏توان منظره عمومى شهر اصفهان را تماشا كرد.


+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم دی 1387ساعت 20:6  توسط پیمان  | 

ابوعلی سینا..الف .زندگی نامه.ب: بنای یاد بود آرامگاه بوعلی

الف :
درسوم صفر 373 هجری قمری در روستای افشنه از توابع خور مثین بخارا در خانه عبدا... بن سینا از مادری به نام ستاره نابغه شرق متولد شد كه او را حسین نهادند و بعدها آوازه علم ودانش او مرزهای ان روزگار را در هم نوردید وقرنها افكار و اندیشه های ژرف اوالهام بخش سالكان طریقت و چراغ هدایت عالمان و اندیشمندان رشته های مختلف علمی گردید و به اعتبار اینكه پسرش علی و جدش سینا بود ( علی بن حسین بن عبدا... بن سینا) ابوعلی سینا ( بوعلی سینا ) خوانده شد. وی در همدان اوان كودكی قرآن را حفظ كرد و در علوم مختلف چون ریاضیات . صرف . نحو . لغت و معانی . جبر مقابله . هندسه . فلسفه و منطق . چنان تبحری به دست آورد كه تا آن زمان كسی به آن پایه نرسیده بود او پس از فلسفه به طب رو آورد و همزمان از تحصیل فقه نیز غافل نبود در طب نیز چنان شهرتی كسب كرد كه همه روزه گروهی از بیمارانی كه از اطباء دیگر مایوس شده بودند از معالجات او بهره مند می شدند به طوری كه خود او گفته است هر گاه در مساله ای سرگردان می ماند به مسجد جامع می رفته نماز می گذارده و در برابر آفریدگارش فروتنی می كرده تا اینكه دشواری بر او گشاده می گشت بوعلی كه در 22 سالگی از بخارا به گرگانج ( پایتخت خوارزمشاهیان )‌عزیمت كرد مورد تجلیل و تكریم بسیار قرار گرفت و در سن 30 سالگی در تمام كشورهای اسلامی شهرت یافته بود وی پس از چندی به ری رفت و مورد استقبال مجدالدوله حكم ری و مادرش سیده ملك خاتون قرار گرفت ولی تهاجم سلطان محمودغزنوی به ری سبب شد كه از طریق قزوین به همدان عزیمت نماید بوعلی به پیشنهاد شمس الدوله حاكم وقت همدان وزارت او را پذیرفت ولی در زمان دیالمه لشكریان دیالمه براو شوریدند و اورا نزد شمس الدوله بردند و تقاضای قتل او را كردند كه شمس الدوله تنها یه غزل او رضایت داد ابن سینا به منزل دوست صمیمی خود ابو سعید دخوك رفت سپس به تالیف كتابهای طبیعیات . شفا و قانون پرداخت او طی نامه ای از علا الدوله كاكویه خواست كه اگر اجازت فرماید به خدمت او درآید . در این زمان توسط عمال تاج الدوله فرزند شمس الدوله دستگیر و به مدت چهار ماه زندانی شد در زندان باقیمانده كتاب شفاو نیز كتابهای هدایهو رساله حی بن یقطان را به اتمام رساند در خلال این مدت علا الدوله كاكویه ضمن اجابت در خواست بوعلی و به قصد تنبیه تاج الدوله و تسخیر همدان به سمت همدان حركت كرد كه بدون مقاومت این شهر به تصرف او درآمد سپس بوعلی از زندان آزاد شد به اصفهان رفت و به وزارت علاء الدوله منصوب شد ونزد او منزلت خاصی داشت و تا آخر عمر در خدمت او ماند تا اینكه در مسافرتی كه به همراه علاء الدوله به همدان داشت یه مرض قولنج دچار شد وقتی به همدان رسیدند متوجه شد كه بدنش قدرت مقابله با بیماری را ندارد و گفت : آن مدبری كه تدبیر بدن من می نمود از تدبیر دست برداشت دیگر معالجه من نفعی ندارد پس غسل كرد و توبه نمود و آنچه داشت به فقرا بخشید و هر سه روز یك بار از حفظ ختم قرآن می كرد و در حالت احتضار این شعر را می خواند :



تا باده عشق در قدح ریخته اند و ندر پس عشق عاشق انگیخته اند

با جان و روان بوعلی . مهر علی چون شیر وشكر به هم درآمیخته اند

و می كفت : مردیم و آنچه با خود بردیم این است كه دانستیم كه هیچ ندانستیم . شیخ الرئیس .حجه الحق . شرف الملك ابوعلی سینا در روز جمعه اول ماه مبارك رمضان سال 427 هجری قمری به جوار رحمت الهی پیوست و در همدان مدفون گردید .



ب: بنای یاد بود آرامگاه بوعلی

آرامگاه بوعلی در میانه میدانی به همین نام واقع است میدانی بیضوی با درختان چنار كهنسال باغچه های موزون . بنایی زیبا و تندیسی كه معرف این میدان است تفرجگاه زیبایی را به وجود آورده است كه چون نگینی در قلب این شهر كهن می درخشد شهر های مهم جهان معمولا" هر یك به قامت بنای یادبودی مشهورند همدان نیزحدود 50 سال است كه به برج آرامگاه بوعلی مزین و معروف است . بنای آرامگاه تاكنون سه بار نوسازی شده است مقبره قدیمی آن كه در زمان قاجاریه ساخته شده بود در خورشان و شخصیت علمی این متفكر بزرگ نبود بنابراین انجمن آثار ملی ایران به مناسبت هزارمین سال تولد بوعلی سینا در سال 1330 تصمیم به تجدید بنای آن گرفت طرح ونقشه بنای فعلی با معماری مهندس هوشنگ سیحون به سبك معماری قرنی كه حكیم در آن می زیسته از روی قدیمی ترین بنای تاریخ دار اسلامی یعنی برج قابوس بن شمگیر در شهر گنبد كاووس اقتباس شده است بنای آرامگاه تلفیقی از دو شبك معماری ایران باستان و ایران بعد از اسلام است كه با بهره گیری از هنرمعماری سنتی و شیوهای نوین در آن از عناصری چون برج الهام گرفته از برج گنبد قابوس باغچه ها متاثر از باغهای ایرانی آب نماها الهام گرفته از حوض خانه های سنتی و نمائی با روكار سنگهای حجیم و خشن خارا كه با سنگ گرانیت كوهستان الوند آراسته شده و نمودار كاخهای باستانی ایرانیان است استفاده شده است به این ترتیب كار ساخت بنای جدید در سال 1333 هجری شمسی به پایان رسید محل فعلی آرامگاه بوعلی منزل مسكونی ابو سعید دخوك دوست صمیمی بوعلی سینا بوده است كه او نیز در جوار بوعلی سینا مدفون می باشد درحال حاضر تالار جنوبی آرامگاه به عنوان موزه محل نگهداری سكه سفال . برنز و سایر اشیاء كشف شده زیر خاكی مربوط به هزاره های قبل از میلاد و دوران اسلامی می باشد و در تالار شمالی كتابخانه ای مشتمل بر 8000 جلد كتاب خطی و چاپی نفیس ایرانی و خارجی و غرفه هایی مربوط به آثار بو علی سینا و شعرا و نویسندگان همدانی نگهداری می شود در غرفه آثار بوعلی عكسی از جمجه بوعلی نیز در معرض دید گذاشته شده كه احتمالا" به هنگام تخریب مقبره قدیمی تهیه شده است . مكمل این بنا بوستانی به شكل نیم دایره با فضای سبزی تندیس بوعلی نیزدر حالی كه كتابی در دست و دو چشم خیره بر افقهای دور دارد در ضلع شرقی میدان نصب شده است و شاید این شعر خود را بر لب دارد :

دل گرچه در این بادیه بسیار شتافت یك موی ندانست ولی موی شكافت

اندر دل من هزار خورشید بتافت آخر به كمال ذره ای را ه نیافت
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم دی 1387ساعت 20:4  توسط پیمان  | 

دانشمندان دانشگاه میشیگان گونه جدیدی از بتن مسلح با الیاف ساخته‌اند

دانشمندان دانشگاه میشیگان گونه جدیدی از بتن مسلح با الیاف ساخته‌اند            دانشمندان  كه از بتن عادی 40 درصد سبك‌تر و در برابر ترك خوردن 500 بار مقاوم‌تر است.این بتن جدید كه "كامپوزیت سیمانی مهندسی"، نامیده شده ، به دلیل عمر طولانی در دراز مدت از بتن معمولی ارزان‌تر است
عملكرد این بتن جدید از یك طرف به دلیل وجود الیاف نازكی است كه 2 درصد حجم ملات بتن را تشكیل می‌دهد و از طرف دیگر به این خاطر است كه خود بتن از موادی ساخته شده است كه برای ایجاد حداكثر انعطاف‌پذیری طراحی شده‌اند. به گفته دانشمندان، بتن جدید كه "كامپوزیت سیمانی مهندسی"، نامیده شده ، به دلیل عمر طولانی‌تر در دراز مدت از بتن معمولی ارزان‌تر است. به گفته "ویكتورلی" استاد گروه مهندسی سازه "دانشگاه میشیگان" و سرپرست تیم سازنده بتن، تكنولوژی كامپوزیت سیمانی تاكنون در پروژه‌هایی در ژاپن، كره، سوئیس و ایتالیا به كار گرفته شده است. استفاده از آن در ایالات متحده به نسبت كندتر بوده.

این در حالی است كه بتن متعارف دارای مشكلات بسیاری از جمله نداشتن دوام و پایداری، شكست در اثر بارگذاری شدید و هزینه‌های تعمیر در اثر شكست است.
به گفته "لی"، بتن نشكن یا انعطاف‌پذیر به جز شن درشت از همان مواد تشكیل‌دهنده بتن معمولی ساخته شده است.
بتن نشكن كاملا شبیه بتن عادی است اما تحت كرنش‌های بسیار بزرگ، بتن كامپوزیت سیمانی تغییر شكل می‌دهد، این قابلیت از آن جا ناشی می‌شود كه در این نوع بتن؛ شبكه الیاف داخی سیمان قابلیت لغزیدن داشته و در نتیجه انعطاف‌ناپذیری بتن كه باعث تردی و شكنندگی است، از میان می‌رود.
امسال برای اولین بار، "اداره حمل و نقل میشیگان" برای نوسازی قسمتی از عرشه پل "گرواستریت" بر فراز بزرگراه "4 و I" از كامپوزیت سیمانی استفاده می كند. دالی از جنس كامپوزیست سیمانی جایگزین یك مفصل انبساطی در این قسمت از پل خواهد شد تا با متصل كردن دال‌های بتنی مجاور به هم، عرشه‌ای یكنواخت از بتن به وجود آورد. استفاده از مفصل انبساطی به عرشه بتنی قابلیت حركت در اثر تغییرات می‌بخشد. اما در هنگام گیر كردن مفصل‌ها، مشكلات زیادی پیش می‌آید.
دانشمندان انتظار دارند استفاده از كامپوزیت سیمانی باعث صرفه‌جویی در هزینه‌ها شود.
اگر چه هنوز مطالعات دراز مدت زیادی برای تایید عملكرد كامپوزیت سیمانی مورد نیاز است، مقایسه‌های انجام شده در "مركز سیستم‌های پایدار"، از "دانشده منابع طبیعی و محیط زیست"، به همراه گروه "لی"، نشان می‌دهد كه در یك دوره 60 ساله، استفاده در عرشه پل، كامپوزیت سیمانی نسبت به بتن عادی 37 درصد ارزان‌تر است، 40 درصد انرژی كمتری مصرف می‌كند و باعث كاهش انتشار دی اكسید كربن تا 39 درصد می‌شود.

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم دی 1387ساعت 20:4  توسط پیمان  | 

سیر تحولات در معمارى معاصر ایران

سیر تحولات در معمارى معاصر ایران

حسین سلطان زاده
عضو هیأت امناى انجمن مفاخر معمارى ایران

شاید در طول دوران معاصر هیچ گاه متخصصان و اندیشه ورزان به اندازه امروز درباره چگونگى انتخاب یا ارزیابى مفاهیم و سبك هاى معمارى یا طراحى شهرى تفاوت نظر نداشته اند. در شرایطى كه بیش از دو قرن است در جهان بویژه اروپا آموزش آكادمیك و مجادلات نظرى درباره معمارى برقرار است و در بسیارى از مراكز آموزشى و حرفه اى همزمان به دو زمینه نظرى و اجرایى براى توسعه دانش و حرفه معمارى توجه مى شود و از آن مهم تر تلاش مى شود از طریق همكارى هاى میان رشته اى، میان معمارى وسایر دانش ها و هنرها مانند فلسفه ، علوم اجتماعى و علوم كامپیوتر و تكنولوژى هاى ارتباطى و اطلاعاتى نوعى تعامل علمى و نظرى به وجود آید. متأسفانه در ایران هنوز سرمایه گذارى هاى لازم براى توسعه دانش و حرفه معمارى صورت نمى گیرد و بسیارى از دانشگاه ها و دانشكده ها هم به مراكز ساده آموزشى تبدیل شده اند كه حتى در بالاترین سطوح نیز فعالیت هاى پژوهشى كافى و شایسته اى صورت نمى دهند. طبیعى است در این شرایط در برابر تحولاتى كه در حوزه معمارى در خارج از ایران و بویژه در كشورهاى پیشرفته به وقوع مى پیوندد، تنها اقدام ممكن نفى یا تبعیت مطلق باشد. البته این شیوه برخورد و ارتباط منحصر به امروز نیست بلكه پیشینه آن كمابیش به آغاز این قرن و پیش از آن یعنى زمانى كه فرنگى مآبى درمعمارى ایرانى شروع شد، بر مى گردد.
موقعیت جغرافیایى و استراتژیك و همچنین منابع سرشار نفتى در كنار سایر امكانات، زمینه را براى دخالت بیش از پیش كشورهاى غربى فراهم كرد و در پى آن بسیارى از نهادهاى ادارى، اجتماعى و فرهنگى كه از دو دهه پیش از آن به تدریج دگرگون شده بود، با سرعت بیشترى متحول شد. البته روند غرب گرایى تا سال ۱۳۳۲ به دلیل جنگ جهانى و وجود برخى نیروهاى دلسوز ایرانى چندان سریع نبود اما از ۱۳۳۲ به بعد شدت یافت.
افزون بر عوامل و پدیده هاى سیاسى و اجتماعى ؛ تحولات اقتصادى ناشى از درآمدهاى نفتى ، نقش مهمى در توسعه صنعت ساختمان داشت. دولت به عنوان عمده ترین كارفرما به نحو چشمگیرى ، بیشتر از سابق دراین صنعت سرمایه گذارى كرد. ابتدا از بعضى مشاوران، پیمانكاران وشركت هاى خارجى براى طراحى و اجراى طرح هاى بزرگ استفاده شد. اما به تدریج دفاتر مهندسین مشاور ایرانى شكل گرفت وعرصه براى فعالیت مهندسان ایرانى آماده شد.
از مهم ترین پدیده هاى مؤثر در روند شكل گیرى معمارى معاصر ایران، تأسیس مراكز دانشگاهى آموزش معمارى و نقش آنهادر آموزش وتربیت معماران بود.دانشكده هنرهاى زیبا درسال ۱۳۲۰ شكل گرفت وآندره گدار وماكسیم سیرو نخستین استادان خارجى بودند كه در آنجا مشغول تدریس شدند. روش آموزشى این دانشكده تحت تأثیر دانشكده بوزار فرانسه بود و به همین سبب به تدریج در كنار معمارى رشته هاى دیگر هنرى مانند هنرهاى تجسمى ، نقاشى ، گرافیك ، موسیقى و تئاتر هم برقرار شد، هر چند ازآن زمان تاكنون ارتباط آكادمیك و حرفه اى بین رشته هاى مزبور به نحوى مناسب شكل گرفته است، اما به هر صورت این دانشكده نقش مهمى در شكل گیرى معمارى مدرن در ایران داشت بویژه كه دانش ، محتوا و روش هاى آموزشى آن با دانش ،مفهوم و روش هاى آموزش سنتى كاملاً متفاوت بود. اما لازم است درباره نقش آن در چگونگى توسعه معمارى سنتى بررسى هاى دقیقى انجام شود. حضور برخى معماران فرهیخته غیر ایرانى اما علاقه مند به فرهنگ معمارى ایران مانند آندره گدار و ماكسیم سیرو و بویژه نقش آنان در طراحى برخى ساختمان هاى ادارى، آموزشى و فرهنگى در توسعه معمارى مدرن و تعامل آن با سنت، تأثیرگذار بوده است.
تحقیق و تأمل آنان در معمارى سنتى ایران و كاربرد برخى عناصر معمارى سنتى در بناهاى طراحى شده در توجه به تلفیق معمارى سنتى با معمارى مدرن بى تأثیر نبوده است در حالى كه شاید بتوان گفت نقش معماران ایرانى تحصیل كرده در خارج مانند وارطان وگوركیان بیشتر درتوسعه غرب گرایى و مدرنیسم قابل ملاحظه و تعیین كننده مى باشد.
تمركز جمعیت درشهرها وتوسعه شدید شهرنشینى همراه با استفاده از اتومبیل موجب دگرگونى كامل بافت هاى شهرى شد.
لزوم احداث خیابان هاى مستقیم، نقش بسیار مهمى دردگرگونى ساختار بافت شهرى داشت كه در پى آن ساختار طراحى واحدهاى مسكونى نیز متحول شد. تقسیم زمین به صورت هندسى و منظم و قرار گرفتن یك سمت زمین در كنار خیابان موجب شكل گیرى هندسه اى شد كه در نهایت به قطعات مستطیل شكل منجر گردید و در این شیوه قطعه بندى ، فضاى ساخته شده به ناچار تنها به یك سمت زمین منتقل شد. افزایش جمعیت شهرهاى بزرگ هم به تدریج آپارتمان نشینى را از دهه ۱۳۴۰ به بعد مطرح كرد.
بخش مهمى از این تحولات را مى توان روندى تقریباً اجتناب ناپذیر دانست. آشكار است كه همه چارچوب ها ، اصول ، مصالح، مفاهیم وتركیب هاى حجمى معمارى سنتى نمى توانست به همان صورت مورد استفاده قرار گیرد. دگرگونى ضرورى بود اما نوع و شیوه این دگرگونى ها مى توانست متفاوت با آنچه كه اتفاق افتاد، باشد.
چگونگى توجه به سنت ونحوه تلفیق آن با معمارى مدرن از نكات مهمى بود كه بعضى معماران این دوره مانند نادر اردلان، كامران دیبا، عبدالعزیز فرمانفرماییان وامانت درآثارشان منعكس كردند. اگرچه موجى كه در این زمینه درایران شكل گرفت بى تأثیر ازنظریه و مكتب پست مدرنیسم نبود اما پیش از آن نیز به جز برخى معماران خارجى مانند آندره گدار، ماكسیم سیرو و ماركوف كه عناصر معمارى سنتى را در طرح هاى خود به كار گرفتند، بعضى از معماران ایرانى هم مانند فروغى و سیحون به گونه اى به تلفیق و تركیب سنت و تجدد توجه كردند كه شمارى از آثار ایشان را مى توان در این زمینه موفق ارزیابى كرد.
مسأله سنت و چگونگى بازتاب آن در معمارى معاصر از نكات مهمى بود كه پس از انقلاب اسلامى دوباره مورد توجه قرار گرفت وتجربیات فراوانى بویژه در سال هاى نخست در این زمینه به دست آمد و نمونه هاى فراوانى با اقتباس هاى فرمال و در مواردى مفهومى از معمارى سنتى طراحى و احداث شد. حتى در آن سالها بعضى از معماران، اندیشه اى افراطى در زمینه احیاى طرح هاى داراى حیاط مركزى در واحدهاى مسكونى و ایجاد واحدهایى با ارتفاع كم وامثال آن داشتند و آثارى نیز با این ایده ها پدید آوردند، اما با توسعه شدید شهرنشینى ، چند برابر شدن جمعیت برخى شهرهاى مهم كشور، كمبود زمین ، دشوارى توزیع عادلانه امكانات شهرى و ده ها مسأله دیگر؛ سرانجام اندیشه هاى ساده لوحانه درباره تجدید حیات سنت در معمارى معاصر باشكست مواجه شد.افزون بر تحولات ، دگرگونى ها ومسائل داخلى ، لازم است به نقش دگرگونى ها و تحولات فكرى و فلسفى حوزه معمارى در كشورهاى پیشرفته وتأثیر آن به ویژه در مراكز آموزشى ایران هم اشاره كرد
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم دی 1387ساعت 20:2  توسط پیمان  | 

بازارها.

بازار

بازارها اماكن سوداگری و معامله هستند كه معمولا در مراكز شهرها قرار دارند و بازرگانان و پیشه وران در آنجا گرد هم می آیند. بازارها ی همدان مانند بازارهای اغلب شهرهای قدیمی مسقفند و از بافت معماری اسلامی برخوردارند جملگی بازمانده دوره قاجاریه می باشند . جزنه راستا. بقیه در دو.سه دهه قبل به دستور مسؤولان وقت ازباب تجدد گرایی سقف آنها را برداشته و با گذشت زمان صاحبان اماكن تجاری برای استفاده از زیر بنای بیشتر طرفین آنها را نیز خراب كرده اند . كه با تیر آهن و دیوارهای تیغه ای بازسازی كرده اصالت خودر را ازدست داده اند.
این بازارها در مركز شهر قرار دارند و هر یك مختص یك نوع مال التجاره یا پیشه ورانی است كه دارای حرفه مشتركی هستند از این رو مردم بر حسب احتیاجات خود می دانند برای تهیه نیازمندیها به كجا مراجعه نمایند.
بعضی از بازارها مانند كاروانسراها در تملك اشخاص ثروتمند بوده كه برای كسب در آمد بیشتری بنا شده اند چنان
كه بازار قیصریه( بازار فرش فروش های فعلی) را میرزا كاظم منشی قاجاریه در پشت كاروانسرای خود ( كاروانسرای میرزا كاظم) ساخت كه اكنون متعلق به چند تن از تجار می باشد. بر همین قیاس راستا بازارهای صحاف خانه. موتابخانه. كفشدوزخانه و ...به علت موقعیت خاص جغرافیایی همدان و قرارگرفتن در مسیر
راه های ارتباطی شهرهای غربی و نیز زائران انبوهی كه از میانه و مناطق دور دست جهت زیارت عتبات عالیات
در همدان توقف می نمودند این شهر از اهمیت خاص اقتصادی و جغرافیایی به ویژه از دوران صفویه و توامانی دین و سیایت بر خوردار بوده است . ( ویلیام جكسن) می نویسد : ( بازارهای همدان دارای سقفند و بیش از پانصد دكان پر مشتری در آنها قرار دارد بازرگانان از این شهر به عنوان ( انبار ایران ) یاد می كنند . از جمله كالاهای بازرگانی . اجناس چرمی را باید نام برد زیرا همدان شهر دباغخانه هاست همدانیها در ساختن و عمل آوردن پوست گاو و گوسفند و ساختن اجناس تجملی از آنها شهره شده اند)
در سال 1921 .م. همدان 150 دكان دباغی داشت . جكسن در مشاهدات خود از بازار همدان مینویسد( زین و تسمه و جامدان و كفش های نوك تیز را در غرفه های متعددی به معرض فروش نهاده اند از این گذشته نمد های نرم سفید كه برای زیرانداز . نمدزین . كپنك و شولای چوپانان به كار می رود و كلاه های پوستی شبیه كلاه خوددر هیچ جای ایران بهتر از همدان ساخته نمی شود همچنین ساختن غایشه)
بازارهای عمده به جز چند مورد كه به خاطر جایگزین شدن اجناس كارخانه ای وارداتی هم تغییر نام داده و هم محل فروش اجناس متفرقه گردیده تاكنون سر پای خود ایستاده ولی روزهای آخر خود را طی می كنند در آینده نه چندان دور این یادگار كهن و آشنای سالخوردگان با تمام خاطرات تلخ و شیرین قرنها به سرنوشت غم انگیز خود نزدیك می شوند . برای مثال بازارهای : آهنگرها. گیوه كش ها. زهتاب ها . موتاب ها . نجارها. گوزه گرها. صحاف ها و... دیگر پیشه وران و مصنوعات آنها خبری نیست و جز نامی از آنان باقی نمانده . راستاهایی نظیر
كفشدوز خانه . صحاف خانه عملا" به مغازه های فروش كفش كارخانه ای و فروش لوازم التحریر و سایر اجناس
متفرقه تبدیل شده اند . از راستا بازارهای : گندمی ها. پالاندوزها. خامه فروشها و نخود بریزها. جزیكی دو دكان در هر راستا بقیه به فروش اجناس متفرقه مشغولند.
با دقت در نقشه همدان می بینیم كه تمامی بازارهای همدان در حول و محور مسجد جامع ساخته شده . تجار و
پیشه وران نماز ظهر و عصر را در آنجا اقامه می كردند و می كنند. جز مسجد جامع مساجد كوچكتری را در جای جای بازار مشاهده می كنیم كسبه ای كه به مسجد جامع دور ترند نمازظهر و عصرخود را در آنجاها به جا می آورندمانند مساجد : پیغمبر در راستای پیغمبر . سر نمازگاه ابتدا ی گندمی ها . مسجد آقای آخوند در انتهای
راسته گندمی ها. جز مساجد . چند گرمابه عمومی نیز مخصوص بازاریان و مسافران وجود داشت كه فقط در روزها فعال بودند . همچنین در نقاطع راستاها . نانوائی . آشپزی و دكانهای بقالی و قهو خانه/ چائی خانه در سراسرروز به كار مشغول بودند.

راستاهای معروف:
1- آهك فروشها. سرگذر.
2- آهنگری/ زنجیر سازها / چلنگرها . خیابان اكباتان.
3- پالاندوزها/ ادامه راستای گلشن تا اول سر نمازگاه.
4- پیغمبر/ گونی فروشها راستای جلوی مسجد پیغمبر.
5- چاقو سازها/ ضلع شمالی مسجد جامع
6- حكیمخانه/ در حكیمخانه . منشعب از خیابان بابا طاهر.
7- حسین خانی. منشعب از راستای كلیمی ها / فلسطین.
8- حاج فضل الله. راستای منشعب از ضلع غربی خیابان اكباتان.
9- حلاج خانه. ضلع شرقی كاروانسرای میرزاكاظم.
10- حلبی سازها / حلبی ساز خانه ادامه راستای قنادها .
11- دباغخانه / چال دباغخانه . منشعب از خیابان اكباتان .
12 – رزین برها. جنب امامزاده شاهزاده حسین.
13- زغالی ها . ضلع شمالی میدان امام.
14- زرگرها/ زرگرخانه . منشعب از خیابان باباطاهر . انتهای بازار مظفریه.
15- زنگنه/ مظفریه . ضلع شرقی مدرسه زنگنه.
16- سبزه میدان . اول خیابان باباطاهر ( ضلع شرق آن)
17- سمسار خانه. ضلع غربی كاروانسرای میرزا كاظم.
18- شالار یهودی . بین حكیمخانه و كاروانسرای صمدیه به علت احداث خیابان بابا طاهر اٍثری از آن به جا نمانده
19- شیشه فروش ها/ شیشه برها . منشعب از سبزه میدان.
20 – صحافخانه . قسمت غربی كاروانسرای گلشن.
21- صندوق سازها . محوطه ضلع شمالی مسجد جامع انتهای زغالی ها.
22- علاقبندها. ضلع شرقی كاروانسرای شریفیه.
23- فلسطین/ یهودی ها/ كلیمی ها . منشعب از راستای پالاندوزها.
24- قصاب ها . منشعب از سبزه میدان.
25- قیصریه/ موتابخانه . منشعب از راستای گلشن.
26- قیصریه/ فرش فروشها . پشت كاروانسرای میرزاكاظم . قبلا" مركز چیت فروشی بوده اكنون مركز دادو ستد فرش می باشد.
27- قبله/ نجارها ضلع شرقی خیابان باباطاهر.
28- قنادها/ قنادخانه. ضلع شرقی مسجد جامع.
29- كاه فروشها. خیابان شورین/ شهدا روبروی كاروانسرای میراز كاظم.
30- كفشدوز خانه بزرگ. منشعب از راستای گلشن.
31- كفشدوز خانه كوچك. منشعب از راستای گلشن.
32- كهنه فروش ها . پشت امامزاده شاهزاده حسین.
33- گلشن. منشعب از خیابان اكباتان . ضلع شرقی كاروانسرای گلشن.
34- گندمی ها . ادادمه راستای پالاندوزها تا محله بن بازار.
35- گیوه كش ها / مسجد جامع ضلع غربی مسجد جامع.
36- مسگرها/ مسگر خانه منشعب از راستای نخود بریزها / سبزه میدان.
37- نخود بریزها/ نخود بریزها ضلع شرقی مسجد جامع / ضلع شمالی كاروانسرای شریفیه.
38- نمد مال ها / منشعب از خیابان اكباتان و راستای گلشن. پشت مسجد د باغخانه.
بازارچه ها یا بازارهای كوچك هرمحل بر سر گذر مردم نزدیك به چمنها( میدان محل) دكانهای متعددی وجود داشت كه حوائج اولیه محل را تامین می كردند. كه به آنجا بازارچه می گفتند. بازارچه های معروف عبارتند از:
1- بازارچه اسمعلی خان
2- بازارچه امامزاده یحیی .
3- بازارچه پل پهلوانها.
4- بازارچه توت قمی ها/ پل یخچال/ محل فرنگی ها.
5- بازارچه جاگله.
6- بازارچه جولان.
7- بازارچه چمن ورمزیار.
8- بازارچه درود آباد/ دورد آباد.
9- بازارچه دوگوران.
10 – بازارچه شالبافان.
11- بازراچه شریف الملك.
12- بازارچه كبابیان.
13- بازارچه كلپا.
14- بازارچه كولانج/ كولانه.
15- بازارچه محله حاجی.
16- بازارچه مصلی/ فراش باشی.
17- بازارچه مظفریه.
18- بازارچه میدان مال فروش ها.
19- بازارچه نظر بیك.
گذرها :
گذر نیز بازارچه مفصل تری بود در تقاطع چند كوی ( محل) وجود داشت كه از معروفترین آنها می توان : سر گذر د باغخانه را نام برد.
كاروانسرا ها :
كاروانسراها بناهای وسیعی هستند كه تعداد زیادی دكان را در بر می گیرد و معمولا مجاور یا متصل به بازار ساخته شده اند وجزئی از آن محسوب می شوند واز مراكز مهم اقتصادی می باشند.
اكثر كاروانسراهای مهم همدان نیز یادگار زمان قاجاریه می باشند. چندین منظور در بنای آنها بوده بدین معنی كه در دو طبقه ساخته شده از طبقات پائین به عنوان دكان (‌حجره )‌و دفتر امورتجاری استفاده می شدو طبقه فوقانی انبارهائی برای تگهداری كالا بود كه بعدها از این طبقه برای دفتر تجاری نیز استفاده می شد. همچنین محوطه های
سرپوشیده ای در جنب كاروانسرا یا زمینی در گوشه ای از آن به عنوان طویله برای نگهداری شتر واسب و الاغ می ساختنند . بعضی از صاحبان كاروانسراهای بزرگ در محلات دیگری ساختمانهائی داشتند كه از آن برای نگهداری چهارپایان و محل بیتوته كاروانیان استفاده می كردندبعد از تخلیه كالاها عمله كاروان و ستوران را به اماكن هدایت می نمودند. به این بناها نیز كاروانسرا می گویند. تجار عمده و صاحبان سرمایه كالاهای خود را توسط دلالان و بنكدارن در سطح شهر یا سایر بلاد پخش می كردند و بوسیله همان افراد نسبت به خرید امتعه صادراتی اقدام می نمودند و خود نیز با دلالان و تجار كشورهای اروپائی و امریكاو آسیائی كه خواستار خرید
كالاهائی نظیر فرش و چرم و غیره بودمد مستقیما"‌ارتباط برقرار می كردند. كاروانسراها محل تجمع عمومی
افرادی بود كه در ارتباط با كار تجارت مشغول بودندو كالاهای خود را عرضه می نمودند ودائما" در جنب و جوش
بودند . اقتصاد پویای همدان سبب گردید كه تعداد قابل توجهی كاروانسرا در آن احداث شود به طوری كه ( ویلیام جكسن) عده كاروانسراهای همدان را بیشاز پنجاه ذكر نموده و نوشته است كه این كاروانسراها از جهت اشیاء و ادوات مورد لزوم گروه بیشمار بازرگانان و زواری كه از این شهر می گذرند در جنب و جوشند و كارشان سخت
پر رونق است . برخی از كاروانسراها در ایام مخصوص محل برگزاری روضه خوانی بود ودر ایام محرم حركت دستجات طوری تنظیم می گشت كه از دوسه كاروانسرا بگذرد و در آنجا از عزاداران استقبال و پذ یرائی می كردند و تجار نامی كاروانسراها بانی مخارج این مراسم بودند. بنا به استقصائی كه توسط راقم سطور به عمل آ«د تعداد120 كاروانسرا در شهر همدان شناسائی گردید كه معتقدم تعداد آنها از این هم بیشتر بوده است زیرا در پی خیابان كشی ها گذشت ایام و احداث بناهای مسكونی به جای آنها از اوایل پهلوی تا به امروز اسامی بسیاری از آنها به بوته فراموشی افتاده است
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم دی 1387ساعت 20:0  توسط پیمان  | 

معماری پست مدرن

معماری پست مدرن جریانی است که از نیمه قرن بیستم دربرابر مدرنیسم بین المللی شکل گرفته است؛این سبک دوباره نگاهی به تزئینات وعناصر سبک‌های معماری تاریخی و باستانی انداخت وبا چشم‌پوشی ازجزئیات خاص این عناصراقدام به بکارگیری دوباره ازاین عناصر کرد.
ریختمان عمومی این معماری شامل: ستون ها، اهرام، طاقها، ستون های هرمی شکل، اشکال غیرمعمول و جذاب، سنتوری‌هاواستفاده ترکیبی ازشیشه وسنگ درنما است.
جریان پست مدرن درمعماری راهی را ازتقلید سنتی ازمعماری کلاسیک تاعناصر تزئینی گوتیک وطرح‌های زیرکانه طنزآلودطی می نماید.بارونق یافتن سبک پست مدرن ساختمان هایی که دارای فرم مدرن بودند، با داخل کردن عناصر پست مدرن درطرح‌هایشان باویژگیهای پست مدرن وفق یافتند.
یکی ازپیشگامان دنیای پست مدرن شرکت michael graves & associates است که معروفند به بکارگیری رنگ‌های مختلف وطرحهای جذاب وگیرادرمعماری ومحصولات دیگر.
Johnson/burgee architects شرکت دیگری است که ساختمان‌هایی با فرم‌های بی‌اندازه بدیع وجذاب که دراین سبک شناخته شده‌اند را طراحی کرده‌اند.
Kohn Pedersen fox associates نیز یکی از شرکت‌هایی است که دربکارگیری عناصر و تزئینات تاریخی موفق عمل کرده است واین راباسهیم بودن درطراحی ساختمان‌های پست مدرن ساخته شده دردنیابه اثبات رسانده‌اند.
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم دی 1387ساعت 19:59  توسط پیمان  | 

دلیل ارتعاشات منار جنبان اصفهان

نخستین بار یك فیزیكدانان و كارشناس زلزله ایرانی توانست دلیل ارتعاشات منار جنبان اصفهان را با انجام آزمایش های دینامیكی بررسی كند.
حمید شاهین پور، سرپرست كمیته پژوهشی انجمن فناوری های بومی ایران كه به اختلالات اخیر در نوسانات دو منار اصفهان پی برد تصمیم گرفت علت ارتعاشات بنا را با فرمول های دینامیكی پیدا كند.

پژوهش شاهین پور با تمام فرمول های پیچیده و آزمایشگاهی اش تنها در پی رسیدن به این نتیجه است.«هنگامی كه دو نخ مشابه را به طول مساوی و انتهای نخ ها به یك نخ افقی ببندید دو آونگ كاملا مشابه حاصل می شود. اگر یكی از وزنه های به نوسان در آید یكی دیگر از وزنه ها هم شروع به نوسان می كند. اگر یكی از نخها بلندتر شود در صورت نوسان یكی، وزنه دیگر دچار نوسان نمی شود.حال اگر وزن یكی با دیگری متفاوت باشد باز هم نوسان یكی منجر به اختلال در نوسان دیگری می شود. بنابر این می توان ارتعاش یك مناره به مناره های بعدی هم منتقل شود.»

پیش از شاهین پور افرادی دیگری هم درباره منار جنبان كار كرده اند اما تا كنون كسی، كار آزمایشگاهی روی این بنا انجام نداده اند.

در كشورهای عراق و عربستان هم منار جنبان های زیادی وجود دارد.شاهین پور تمام منارجنبان های ساخته شده در دنیا را متعلق به فرهنگ ایرانی اسلامی می داند.

جالب است بدانید منار جنبان های دنیا در یك دوره زمانی سی ساله دوره تیموریان ساخته شده اند.

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم دی 1387ساعت 19:58  توسط پیمان  |