معماری

well come ///////peyman abdali

رابطه انسان با اعداد ...........

بیشتر سنت‌ها و فرهنگ‌ها اعداد و اشکال از تقدس و گاهی شومی و همچنین کارکردهای خاصی برخوردار بوده اند كه تا امروز هم از اهمیت آن‌ها کاسته نشده است.
فیثاغورث و یارانش اعتقاد داشتند که همه نمودهای جهان، چه زمینی و چه آسمانی بازتابی از اعداد هستند. ازنظر افلاطون اعداد مظهر هماهنگی عالمند و از نظر ارسطو، عدد منشأ و جوهر همه چیز است. در فلسفه یونانی اعداد فرد مذکر و اعداد زوج مؤنثند و این یعنی اینکه اعداد جنسیت دارند. یا به عبارتی آن‌ها را دارای شعور فرض می‌کردند. از زبان فیلولائس که از شاگردان بزرگ فیثاغورث بوده، بیان شده است:« هر چیز که بتوان آن را شناخت، عدد دارد، زیرا ممکن نیست که بتوان بدون عدد چیزی را درک کرد یا شناخت.»
بحث دیگر درباره عدد، اعتقاد به مبارکی یا نحس آن‌هاست.تقدس و ارزش اعتقادی اعداد در نزد ملل مختلف یا در زمان‌های مختلف، متفاوت بوده است. مثلاً مسیحیان عدد چهار و هفت را مقدس می‌شمرده اند. بابلی‌ها و ایرانی‌ها، شصت و مضارب شصت را ترجیح می‌داده‌اند.
ما در این مقاله سعی داریم که اعداد و اشکال را از لحاظ اسطوره ای و پیشینه ای بررسی نمائیم.
رابطه انسان با اعداد از کجا شروع می شود؟در زیر به معنا و مفهوم برخی از اعداد نخستین می‌پردازیم: 
صفر: کلمه عربی صفر به معنی «خالی بودن و بی‌محتوایی» در یک سیر موازی، واژه صفر در قرن سیزدهم در زبان لاتین به صورت Zefrum و در قرن پانزدهم در زبان ایتالیایی به صورت Zefiro/ Zerro و بالاخره به صورت Zero درآمد.
صفر در اندیشه های مختلف:  صفر یعنی عدم هستی، فقدان هر نوع کیفیّت یا کمیّت. در آئین تائو نماد خلأ و لاوجود است. در آیین بودا هم مظهر خلأ و نیستی است.
 صفر در اسلام، مظهر ذات الهی است. صفر قبل از عدد یک می آید و زمانی که داستان اعداد با یک آغاز می شود، صفر قبل از یک، نمایانگر خلأ، لاوجود و بیانگر هیچ است. وقتی به مبحث شمارش اعداد اشاره می کنیم، متوجه می شویم که صفر آخرین عددی است که در سیستم شمارشی اعداد کشف و وارد شد ولی ابتدای همه آنها قرار می گیرد. صفر تنها عددی است که با هر عدد که جمع شود، نتیجه همان عدد خواهد بود.
برای شناخت بهتر صفر باید به شکل آن اشاره کرد که تقریباً در تمام دنیا یک جور شناخته می شود. یک دایره کوچک: 0
عدد صفر به صورت دایره ای تهی و توخالی هم نمایاننده نیستی است و هم تمامیت زندگی که دایره مظهر آن است و به همین دلیل در نماد دایره نیز شریک است.
دایره در وهله اول نقطه ای است گسترش یافته. نماد کمال و یکپارچگی و خلاقیت. بدون آغاز و انجام است. در دایره تمام شعاعها به نحوی هماهنگ کنار یکدیگر در مرکز جمع می شوند و فاصله همه نقاط روی دایره از مرکز به یک اندازه است. (مقایسه کنید با افراد بشر و خدا)
دایره نماد خدا هم هست، در متنی کهن آمده که خداوند همچون دایره ای است که مرکزش همه جا و محیطش هیچ جا نیست. دایره ساده ترین منحنی و در واقع کثیرالاضلاعی است که دارای بی‌نهایت ضلع می باشد (آمیختگی سادگی و بی انتهایی)دایره مقدس است زیرا نه بالایی دارد و نه پایینی و گردی دایره طبیعی ترین شکل محسوب می‌شود.
یک: وقتی می گوییم یک، موضوعاتی برایمان تداعی می شود؛ شروع، منحصر به فرد، وحدت و ... یک اولین است و بهترین و تمام و کمال. واحد بودن را به یادمان می اندازد و در پی آن خدا را. یک از تمام اعداد مجزّاست و منبع تمام آنها نیز هست و از این لحاظ می تواند نماد خدا باشد. از طرفی وقتی به شکل عدد یک دقت می کنیم، تعاریف عدد یک و آنچه را که تداعی میکند بهتر متوجه می شویم. از آنجا که خدا را تداعی میکند به سمت بالا کشیده شده است. تا جایی که این کشیدگی به سمت بالا حتی در لفظ خدا هم دیده می شود. الله، خدا، برهما، شیوا، کریشنا،Godو ... یک جور کشیدگی حرف «آ» را دارند که در برخی از زبان‌ها شبیه به همان عدد «1» هم هست.
دو: اولین چیزی که عدد «دو» بعد از «یک» برایمان تداعی می کند، ثنویت و دوگانگی است. عدد دو مظهر توازن، سکون، انعکاس، قطب‌های متضاد و ذات دوگانه انسان است. همان گونه که یک مظهر نقطه است، دو نمایانگر طول محسوب میشود. دوتایی عدد نخستی است که از وحدت دوری می جوید، به همین دلیل نماد گناه ناشی از انحراف خیر اولیه به شمار میرود.جالب است بدانیم که اعداد فیثاغورسی از «دو» شروع می شود نه از یک، و این نظام دوگانگی «بر مبنای دو» پایه ریاضیات جدید را تشکیل می داد.   از طرفی از کهن ترین و مرموزترین و پیچیده ترین نمادهای جهان، تصویر دو مار به هم پیچیده دور چوبی قائم است که هم باستانی است و هم جهانی.
سه: «سه» نخستین عدد در برگیرنده واژه «همه» است و ثالوث (Triad) یعنی عدد کل، زیرا شامل آغاز و میان و پایان است. سه تداعی کننده: انسان (بدن، جان، روح)، چرخه حیات (تولد، زندگی، مرگ)، سیکل کامل (آغاز، میان، پایان) و (گذشته، حال، آینده) است. سه عددی است که وقتی با عدد بعدی یعنی «چهار» جمع میشود عدد مقدس هفت و وقتی با آن ضرب می شود عدد دوازده را به وجود می آورد.«سه» به معنی تحقق امور هم هست: تا سه نشه بازی نشه، یا اینکه سه هورا می کشیم.  سه عدد نیکروزی است: همه چیزهای خوب سه تا هستند.
چهار:  چهار یعنی کلیّت، تمامیّت، زمین‌، نظم، عقل، اندازه و عدل.
چهار نشاندهنده چهار جهت اصلی، چهارفصل سال، اضلاع مربع، بازوان صلیب، رودخانه های بهشت، چهار عنصر و... است. چهار در عهد قدیم، عددی نمادین است. مثل چهار رودخانه بهشت كه صلیبی شكل هستند، چهار بخش زمین و غیره. چهار یكی از كامل ترین ارقام است. رقم هوش است. در طبیعت اساس شیمی آلی بر چهار عنصر كربن، اكسیژن، هیدروژن و نیتروژن قرار دارد. فیثاغورسی ها عدد چهار و ده را اعداد الهی می دانستند و از جمع چهار عدد اول عدد ده بدست می آمد : 10=4+3+2+1
پنج: عدد انسان است زیرا به صورت پنج ضلعی است كه سر و بازوان و پاها را نشان می دهد. در حقیقت عالم كبیر بشری را تداعی می كند. پنج ضلعی یعنی بیكرانگی وجود و نمادهای قدرت و كمال دایره را نیز شامل می شود. عدد پنج در اسلام به عنوان نمازهای پنج گانه، پنج ستون دین، پنج تن آل عبا و ... دیده می شود.در فرهنگ چینی می توان به پنج عنصر، پنج كوه مقدس و... اشاره نمود.
هفت: هفت نخستین عددی است که هم مادی و هم معنوی می باشد.
هفت یعنی کمال، امنیت، ایمنی، آرامش،اتحاد مجدد. هفت عدد مادر کبیر است. به اعتقاد فیلن، هفتمین قوه هر عددی هم مربع است و هم مکعب و از این رو اهمیت به سزایی دارد. هر یک از شاخه های درخت حیات هفت برگ دارد. در اندیشه های اسلامی، نخستین عدد کامل هفت است و هفت بار طواف کعبه مظهر هفت نشانه خداست. در اندیشه های بودایی، عدد صعود و عروج با بالا و دستیابی به مرکز است. در ستاره شناسی هم، هفت ستاره خوشه پروین و ... را داریم.
هشت: هشت عدد بهشت بازیافته است.
در اندیشه های مسیحی، مفهوم تولد دوباره است.
نه: نُه عدد محیط است. از این رو برای محیط درونی به 90 و360 درجه تقسیم می شود.در نخستین دوره ای كه بشر شروع به شمارش كرد، عدد نه مرحله تازه ای پس از هشت محسوب می شد.
رقم نزول قدرت آسمانی به جهان است در فرهنگ چینی (3×3) خوش یمن ترین اعدادند.
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 14:6  توسط پیمان  |